غلط ننویسید، حتا اگر دزد هستید!

علی‌رضا کیوانی‌نژاد: در خبرها آمده پلیس در یکی از اتوبان‌های کشور، جلوِ ماشینی را گرفته و به او مشکوک شده است. راننده سلاح گرم داشته با گاز فلفل و دستبند و باقی تجهیزات نظامی. پلیس می‌پرسد شما چه کاره هستی و او می‌گوید مأمور وزارت اطلاعاتم. بعد هم کارت شناسایی‌اش را نشان داده است با این عنوان: «وزارت اتلاعات جمهوری اسلامی ایران» خب، بعد هم برادران خدوم، این بنده‌ی خود را با خود برده‌اند که ضمن بازجویی‌های فنی(!) چند کلمه دیکته … ادامه

برای مهار زبان مردم دست و پا نزنید

مژده دقیقی: زبان موجودی ست زنده‌ که نه می‌توان آن را با تحکم و وضع قانون محصور و محدود کرد و نه مسیر پویایی و حرکت آن را خطکشی کرد و از اساس این ماهیت زبان است که اجازه نمی‌دهد هیچ ضابطه یا قانونی بر آن حاکم شود. فرهنگستان زبان و ادب فارسی سال‌ها ست بخشی از فعالیت خود را به معادل‌سازی برای لغاتی اختصاص داده است که از زبان دیگری وارد زبان فارسی شده‌اند. میزان تأثیرگذاری فرهنگستان در زبان … ادامه

ز شمع روشن ما یاد آر…

عطاءالله مهاجرانی: سال‌ها پیش، به عنوان معاون نخست‌وزیر به دفتر مهندس موسوی می‌رفتم. او برای ما هم دوست بود و هم رئیس و هم راهنما. اتاق نخست‌وزیر که دست‌کم شبانروزی ۱۷ تا ۱۸ ساعت در آن کار می‌کرد، کوچک‌ترین اتاق نخست‌وزیری بود که می‌توان تصور کرد. بر دیوار رباعی از سید حسن حسینی بود: با گام تو راه عشق اغاز شود شب با نفس سپیده دمساز شود. با نام تو ای بهار جاری در جانیک باغ گل محمدی باز شود … ادامه

زمانی برای درهم‌شکستن

از داستان‌های بی‌ویرایش امروز (۲۸)نویسنده: مزدک علی نظری چه می‌دانی که چرا خالی شده از غرور، یک‌باره بغض‌ات می‌شکند و کلمات جاری می‌شوند. شاید هم برعکس؛ بغض است که جاری می‌شود و این صدای کلمات است که در دهان‌ات می‌شکنند. نمی‌دانی این درد، آتشِ زیر خاکستر است؛ ظاهرش سرد است اما لمس‌اش کنی می‌سوزاندت. چنان مدفونش کرده‌ای که خودت هم نمی‌دانی چیست و چگونه است… خوب که نگاه می‌کنی، یادت می‌آید که از همان روز و شب‌های انفرادی شروع شد. … ادامه

خاکسپاری نویسنده‌ای که سرطان دلتنگی داشت

پرده‌ی آخر حالا دیگر آقای نویسنده‌ی ۶۵ ساله‌ی متولد اصفهان، در استاوانگر به خاک سپرده می‌شود؛ شهر کوچکی که نه فقط از نظر جغرافیا و تاریخ که از نظر فرهنگ و جامعه هم فرسنگ‌ها با سرزمین مادری او فاصله دارد. منصور کوشان ۱۴ سال در شهری زیست که باد و بارانش زبانزد است. حالا هم باد کارت‌های کوچک تسلیت را از روی دسته‌های گل می‌کنَد و به دریاچه‌ی کوچک کنار گورستان می‌اندازد تا برسد شاید به زاینده‌رود، به دست مردم … ادامه

خط فارسی در مقایسه با خط انگلیسی

مشکلات و نقدی بر شیوه‌های اصلاح  سعید هنرمند: خط را نباید با دستور زبان یکی انگاشت یا آن را بخشی از آن دانست. خط سیستمی نگارشی است و هر زبانی را می‌توان با خط‌های مختلف نوشت. در واقع خط یکی از سیستم‌های نمادین است. ریاضی، نقاشی، نقشه‌ها، چراغ‌ها و علائم راهنمایی و رانندگی از دیگر سیستم‌های نمادین هستند. از تفاوت‌های بنیادی میان خط و بقیه‌ی سیستم‌های نمادین این است که هنگام خواندن و مکالمه با بقیه سیستم‌ها اغلب نیازی به دانستن … ادامه

ریشه‌ی پرخاش به صدا و سیما در چیست؟

در باره‌ی اعتراضات بختیاری‌ها به یک سریال تلویزیونی، زاویه‌دارترین نگاه نسبت به دیگر نگاه‌ها را می‌توان در یادداشت قادر باستانی، نویسنده و مدرس علوم ارتباطات اجتماعی، دید که در عین حال تیزترین تیغ انتقاد اصولی به سراندام سازمانی ست که چند سالی ست به ورطه‌ی ورشستگی غلتیده و رو به تلاشی کامل می‌رود. البته در این یادداشت اشاره‌ای صریح به اراده‌ی نظام برای تغییرنکردن این وضع اسفناک نشده، اما کیست که نداند مسئولیت آن چه این سازمان هزارتو را به … ادامه