آسمان
توقیف روزنامهی «آسمان» محکوم است.هیچ قید و کاش و اما و اگری هم ندارد.تنها چیزی که دارد، افسوس است و خشم.
توقیف روزنامهی «آسمان» محکوم است.هیچ قید و کاش و اما و اگری هم ندارد.تنها چیزی که دارد، افسوس است و خشم.
در بارهی اعتراضات بختیاریها به یک سریال تلویزیونی، زاویهدارترین نگاه نسبت به دیگر نگاهها را میتوان در یادداشت قادر باستانی، نویسنده و مدرس علوم ارتباطات اجتماعی، دید که در عین حال تیزترین تیغ انتقاد اصولی به سراندام سازمانی ست که چند سالی ست به ورطهی ورشستگی غلتیده و رو به تلاشی کامل میرود. البته در این یادداشت اشارهای صریح به ارادهی نظام برای تغییرنکردن این وضع اسفناک نشده، اما کیست که نداند مسئولیت آن چه این سازمان هزارتو را به … ادامه
۱) معاون فرهنگی سپاه از طرح تدریس زبان انگلیسی در دبستانها انتقاد کرده و گفته، بسیج و سپاه وظیفهی پاسداری از زبان فارسی را بر عهده دارند و مرکز مطالعات راهبردی سپاه مشغول مطالعه در بارهی راههای حفظ زبان فارسی ست. معاون فرهنگی سپاه حرفهای دیگری هم زده است که میتوانید در این جا بخوانید. نفس این که یک مجموعهی سابقاً نظامی ِ بعداً سیاسی امنیتی اقتصادیشده به مسئلهی زبان فارسی توجه کند، امری ست مبارک. اما نمیدانم چرا تا … ادامه
۱) مجید جلیسه: نه قصد اغراق دارم نه قصد سیاهنمایی نه قصد بالابردن سلسلهی قاجار نه قصد درهم کوبیدن انقلاب اسلامى. اساساً وظیفهی من به عنوان یک تاریخنگارِ چاپ و پژوهشگر عرصهی کتاب، بیان حقایق مکشوفه از گسترهی پژوهشىام در میان متون تاریخى ست و بس. حالا تو خواهى پند گیر، خواه ملال! در سال ۱۳۸۹ش. مقالهاى با نام «شمارگان در کتابهاى چاپ سنگى» در شمارهی ۱۵۹ مجلهی کتاب ماه کلیات منتشر نمودم که طى آن به بررسى تیراژ کتب … ادامه
سر دادن فریاد خشم در گوش جنایت، قطعاً آزادگی میخواهد، خاصه برای شاعران. همچنان که شاعرانی چون علیرضا قزوه، محمدرضا ترکی، علیمحمد مودب، فاضل نظری، سعید بیابانکی، مرتضی امیری اسفندقه و محمدحسین جعفریان، آن گونه که حوزهی هنری اعلام کرده، این سوگندنامهی پرشور را در حمایت از شیخ النمر امضا کردهاند: “ما شاعران فارسیزبان کشورهای مختلف همقسم میشویم که چنانچه روحانی آزاده و مبارز، شیخالنمر، را که ماهها ست در زندانهای رژیم عربستان در بند است، عوامل آل سعود و شاه عربستان … ادامه
نویسندهی سریال طنز شاهگوش میرباقری باید کسی باشد مثل آزاده محسنی داستاننویس (البته با همکاری خانم میرباقری) تا همچو شوخی ادبیاتی و ویراستارانهی بامزهای خلق کند. اگر ندیدهاید، ببینید و اگر نمیبینید، این شرح صحنه را بخوانید. سرگرد خفته هنگام خروج شتابان و پرتنش از کلانتری در حال بحث با رانندهاش سرگروهبان وظیفه آبپرور است که از قبل میدانیم فلسفه خوانده و همه چیز را مثلاً فلسفی میبیند. دیالوگشان به این جا میرسد: آبپرور: قربان مشکل دنیا اینه که احمقها … ادامه
در دیدار پریروز معاون فرهنگی ارشاد با تعدادی از نویسندگان و شاعران دارای نشان درجهی یک هنری، حرفهای زیادی زده شده و حتا برخی از این هنرمندان متعهد یقهی هم را هم گرفتهاند، البته به فرهنگیترین شکل ممکن. اما وسط این همه حرف، چند تایی «سؤال» هم طرح شده که مهمترینشان را علیرضا قزوه به زبان آورده است: «در حوزهی هنری با انبوهی از نامههای هنرمندان مواجه ایم که از مشکلاتشان برای ما گفتهاند. تا چه زمانی باید برای تامین بودجهی هنرمندان، … ادامه
قضیه این نیست که فلان بیماری دردناکات کاملاً درمان شده است، نه. بخشی از درمان و بهتر شدنِ حال آدمی، گاهی فقط از روی «عادت کردن» به درد است که احساس میشود. از التهاب اولیه گذشتهای، دردِ زانو مثلاً دیگر بیامان نیست و خوابت را تباه نمیکند و لنگ نمیزنی، اما درد هیچگاه معدوم نمیشود، فقط رنگ میبازد. به همان زخم میخ روی دیوار میماند. هنوز هست. این تویی که به آن عادت کردهای و نمیبینیاش، نمیفهمیاش. اگر «فراموشی» بزرگترین … ادامه