شما شوآف کنید، ما همچنان پز می‌دهیم!

رضا شکراللهی: آمدم، به‌رسم پز دادن، این عکس را از ناهارمان (شامیِ رشتی با نان بربری خانه‌پز) بگذارم در فجازی* که یادم افتاد به کلمه‌ی شوآف که چند سالی است رایج شده به‌جای «پز». مقصودم به‌طور مشخص کاربرد اجتماعی این کلمه در شبکه‌ها، به‌خصوص اینستاگرام، است که کاربران و خصوصاً چهره‌های مشهور مجازی با انتشار عکس و فیلم و… در موارد گوناگون پز می‌دهند یا چنته‌شان هم خالی است و فقط قمپز** در می‌کنند و قورت می‌اندازند و چسی می‌آیند. … ادامه

دعوت به تماشای ریش‌قرمز پس از ۵۵ سال

آرمان ریاحی: ریش‌قرمز (۱۹۶۵) ساخته‌ی آکیرا کوروساوا می‌تواند حکایتِ حالِ امروزمان باشد؛ فیلمی که گاهی سرک می‌کشد و می‌گوید: «من در سه ساعت شما را به آدمیت دعوت می‌کنم. تماشایم کنید.» و تماشای ریش‌قرمز واقعاً ارزشش را دارد، چون با غنای تصویری‌ای که دارد، عطش نگاه تماشاگرانش را سیراب می‌کند. ریش‌قرمز با وجود انبوه خرده‌پیرنگ‌ها، داستانش را روان روایت می‌کند. شاید مخاطبِ خوگرفته به سینمای امروز آمریکا، با آن ضرباهنگ سریع، در برخورد با رمانتیسم غلیظ ریش‌قرمز و لحن آرام … ادامه

زیبا بنویسید، مثل رضا بابایی که چه زود رفت!

رضا شکراللهی: رضا بابایی عمرش به دنیا نبود تا دیگر با دو گروه بحث نکند: آنان که از عقیده‌ی خود سود می‌برند و آنان که از اندیشه‌ی خود پیشه ساخته‌اند. سرطان رضا بابایی را هم کشت، و من هرچه کردم، از صبح، تا موریانه‌ی غم از تهِ سینه‌ام راه نگیرد به بالا، به گلو، به چشم، نشد که نشد. حالا یله داده‌ام به دیوارِ موسیقی و خشتِ «سوت پایان» کارن همایونفر؛ خشت و دیواری کاهگلی و زبر که پشتت را، … ادامه

با پائولو جوردانو در روزگار آلودگی

پائولو جوردانو نویسنده‌ی جوان و سرشناس ایتالیایی است که به‌تازگی کتابچه‌ای منتشر کرده درباره‌ی حال‌وهوای این‌روزهای همه‌ی ما با موضوع شیوع ویروس کرونا، و با اسم «در روزگارِ آلودگی». پائولو جوردانو این کتاب را به خوانندگان فارسی‌زبان هدیه کرده و نشر برج هم آن را با اجازه‌ی نویسنده و با ترجمه‌ی محیا بیات، به‌طور رایگان، در فیدیبو و طاقچه منتشر کرده است. این کتابچه مجموعه‌ای است از چندین یادداشتِ کوتاهِ پائولو جوردانو که قرار نیست به معلوماتِ علمی شما چیزی … ادامه

کروکانا و کرونساق و کروندنگ؛ ابلهانِِ کرونا

در روزگاری که کرونا از درو دیوار همه‌ی جهان در حالِ فروریختن است، کلمه‌ی #Covidiot واژه‌ای تازه‌ساز است در انگلیسی که مردم آن را از ترکیبِ Covid-19 و Idiot (به‌معنای ابله و دیوانه) ساخته‌اند، با دو کاربرد: ۱ـ آدم ابلهی که، لجوجانه، مقرراتِ مربوط به کرونا را رعایت نمی‌کند و باعثِ شیوعِ بیشترِ ویروسِ کرونا می‌شود. ۲ـ آدم ابلهی که، با خریدِ زیادی و احتکارِ خواربارِ موردنیازِ مردم در دوران خانه‌مانی به‌خاطر کرونا باعث گسترشِ ترس و مانعِ دسترسی دیگران … ادامه

ویروسی مهلک‌تر از کرونا در انتظار جهان، به‌روایتِ یووال نوح هراری

به باور یووال نوح هراری، نویسنده و مورخ اسرائیلی، بی‌صاحب شدن دنیا در نتیجه‌ی سیاست‌های عوام‌گرایانه‌ی رهبران کشورها، در عالم‌گیر شدن بحران‌هایی مانند ویروس کرونا نقش دارد. نوح هراری معتقد است که علم سرانجام راه خود را در غلبه بر این نوع بحران‌ها خواهد یافت؛ اما اگر پایه‌های اساسی زندگی بشر تقویت نشود، پس از کرونا بحران‌های سخت‌تری بشر را تهدید خواهد کرد. نوح هراری می‌گوید، هر فرد محرومی در فقیرنشین‌ترین محله‌های تهران هم که به درمان و زندگی آبرومندانه … ادامه

شجریان به روایت شجریان در راز مانا

در صعب‌روزِ پریشان‌عالمِ ناشی از ویروس کرونا و در روزهایی که محمدرضا شجریان روزگار ناهوشیاری‌اش را بر تخت مراقبت‌های ویژه می‌گذراند، ویراست تازه‌ای از کتاب راز مانا با موضوع شجریان منتشر شده است، ده سال پس از از انتشار آخرین چاپِ نسخه‌ی قبلی. شهریور سال ۱۳۷۵، وقتی محمدرضا شجریان برای تولد ۵۶ سالگی‌اش آماده می‌شد، محسن گودرزی و محمدجواد غلامرضا کاشی و علی‌اصغر رمضانپور به خانه‌اش رفتند برای ترتیب دادن گفت‌وگویی بلند به‌قصد انتشار کتابی درباره‌ی زندگی و دیدگاه‌های شجریان، به‌روایت … ادامه

خراسانیات شجریان و مشکاتیان، پس از ۳۳ سال

رضا شکراللهی: آلبوم خراسانیات از مجموعه آثار مشترکِ محمدرضا شجریان و زنده‌یاد پرویز مشکاتیان که در سال ۱۳۶۵ ضبط شده بود، سه‌شنبه بیستم اسفند، به‌طور رسمی منتشر شد. آلبوم خراسانیات شامل هفت قطعه است که برخی از آن‌ها حال و هوایی خراسانی دارند. شجریان و مشکاتیان، هر دو، زاده خراسان‌اند. ضبط استودیی آلبوم خراسانیات مربوط است به سال ۱۳۶۵؛ زمانی که همکاری شجریان و مشکاتیان در اوج بود و، به‌زعم برخی صاحب‌نظران، برجسته‌ترین دوران فعالیت هر دو. با این حال، آن‌چنان‌که همایون … ادامه

رقصِ تماشایی مکس فون سیدو با مرگ

در ستایش مکس فون سیدو که دیروز درگذشت آرمان ریاحی: از اسکاندیناوی می‌آمد؛ جایی که نیمی از سال شب است و نیمی روز. جایی که سنتی قدرتمندتر از نمایش روی صحنه وجود ندارد. با آن طبیعت سرد و مردمان خونسرد متفکر. اگر «استریندبرگ» با نمایشنامه‌ی «پدر» روی صحنه بهمنی از پرسش‌های ویرانگر را بر سر تماشاگرانش آوار کرد که طاقتش را نداشتند، این‌جا در «سوئد» قرن بیستم، نویسنده و کارگردانی مانند اینگمار برگمان ظهور کرد که جوابی برای پرسش‌ها نداشت؛ … ادامه