سانسور را بردارید، خودمان پاسخگو هستیم

متن کامل نامه‌ی سرگشاده‌ی بیش از ۲۲۰ نویسنده به وزیر ارشادجناب آقای جنتی، ‌ وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامیما، جمعی از نویسندگان و مترجمان، که در سال‌های اخیر لطمه‌های جبران‌ناپذیر سانسور را بر پیکر فرهنگ و نشر کشورمان بیش از همیشه حس کرده‌ایم، خوش‌حال شدیم از وعدهٔ آقای رییس‌جمهور در ایام انتخابات برای برداشتن سانسور و در پیش گرفتن رفتاری مشابه مطبوعات با کتاب، و همین‌طور از شنیدن نظرِ جناب‌عالی برای حذف نظارت پیش از چاپ ارشاد بر کتاب‌ها. … ادامه

باج‌گیری نرم آسمانی

تاملی بر یادداشتی از محمد قوچانینویسنده‌ی مهمان: شاهرخ تندرو صالح آقای قوچانی از پُرنویسان مطبوعات ایرانی ست. نوشتارهای درازنفسانه‌شان در پوست انداختن ساختار قدرت سیاسی رنگ و بویی دیگر گرفته است. در تک مضراب پایانی یادداشت «آسمان» شماره‌ی ۶۱ فرموده‌اند که “عصر اپوزیسیون بودن پایان یافته است.” یادم به این تک‌بیت جاودان‌یاد، اخوان ثالث افتاد که می‌گوید:زمانه‌ای ست شتر گربه عقل گُر گیردکه گربه دام فکنده ست تا شتر گیرد! ظاهراً روی صحبت‌های چندپهلو و بی‌مختصات ایشان و افاضه فضل‌های هانتینگتون‌وارشان هشدار به … ادامه

مسئولیت نوشته‌های ما با کیست؟

محمدحسن شهسواری: این روزها بحث‌های پراکنده‌ای بین دوستان نویسنده و شاعر پدید آمده که مسئول اصلی نوشته‌ی هنرمند کیست. یعنی اگر قرار باشد برای کتابی کسی کتک بخورد، چه کسی بیشتر از همه مستحق آن است. به نظر من پدیدآورنده. از دوستان آشنا به مسائل حقوقی نشر کشورهای فرنگی که پرسیدم پاسخ دادند در آن جا هم پدیدآورنده. منتها همه بلافاصله گفتند آن قدر به طرز احمقانه‌ای در آن ممالک همه حرف‌شان را می‌زنند که کسی به کتاب کسی کاری ندارد. … ادامه

فرهنگ و تاریکی‌های قانونگذاری

یادداشت انتقادی شاهرخ تندرو صالح در باره‌ی انتخاب مدیران فرهنگی هنری پیش مقدمه: نزدیک به یک ماه پیش، این مطلب را به یکی از عزیزان رسانه‌ای که در هفته‌نامه‌ای معاون سردبیر است فرستادم. هفته‌ای گذشت و منتشر نشد. برای چند خبرگزاری ارسال شد، آن‌ها نیز به انتشارش نرسیدند. برای چند روزنامه هم ارسال کردم. یکی از آن عزیزان با زدن شاهرگ‌های مطلب، روایتی سر و دست و پا شکسته و بی قواره‌شده از آن را در ستون روزنامه گنجاند. نام سانسور … ادامه

ادبیات محفلی یا محافل ادبی

اشاره: امان از پیری زودرس. شاید هم سر وقت. واقعا خاطرم نیست سه چهار سال یا یکی دو سال پیش این مصاحبه را برای چه مجله‌ای انجام شد. شاید «نسیم بیداری». نمی‌دانم. چون اصلا مطمئن نیستم این مصاحبه جایی منتشر شده باشد. حداقل دو عزیز مصاحبه‌کننده که به من چیزی نگفتند. شاید هم گفته‌اند و یادم نیست. به هر حال چاپی آن را جایی ندیده‌ام. فقط خاطرم هست خانم سعادتمندی بعد از نسخه‌ی نهایی، از کار راضی نبودند و حتی انگار … ادامه

و قس علی هذا

«و قس علی هذا» از جمله‌ اصطلاحات عربی و علمایی و طلبگی ست که به محاوره‌های روزمره هم راه پیدا کرده و اغلب بی آن که معنای دقیقش را بدانند، درست و به‌جا آن را به کار می‌برند و گاهی خیلی هم شیرین و بامزه. «قس» فعل امر است یعنی «قیاس کن» و «قس علی هذا» یعنی «قیاس کن بر این» یا ادیبانه‌اش: «بر این قیاس گیر.» تلفظِ «قس» با کسره زیر قاف است و سین ساکن، و نوشتن آن … ادامه

میانجیگرم!

میانجی در لغت‌نامه‌ی دهخدا، فرهنگ فارسی معین و فرهنگ لغت عمید به این معناها آمده است: مصلح در میان دو کس، میاندار، واسطه‌ی سازش و تلفیق و ایجاد تفاهم، آشتی‌دهنده، اصلاح‌دهنده، واسطه‌ی آشتی و صلح، شفیع، دلال، سبب، داور و… به «میانجی» پسوند «گر» با «ی» افزوده‌ایم و حاصل مصدر ساخته‌ایم و گفته‌ایم و می‌گوییم «میانجی‌گری». مصدر مرکب آن را هم به کار برده‌ایم و می‌بریم و می‌گوییم «میانجی‌گری کردن». و هم‌چنان‌که قاضی‌گری و لوطی‌گری و وحشی‌گری و لاابالی‌گری و … ادامه

یکی از نسل محمود دولت‌آبادی

پرونده‌ای کوچک برای «رمان ثانیه‌ها» نوشته‌ی محمدرضا فیاض زخم‌خورده‌ی خیانت زمانمینا حسین‌نژادمحمدرضا فیاض با وجود متولد شدن‌اش در دهه‌ی ۶۰، در رمان «ثانیه‌ها» به سراغ پیرمرد خوش‌لباس و ثروتمندی می‌رود که در آستانه‌ی ۷۰سالگی است و قصد بازنشستگی دارد. او تا پیش از این مدیر یک مدرسه‌ی غیرانتفاعی و یک کلاس کنکور پول‌ساز بوده است. این مهندس قلابی –جمشید دلفانیان- ؛ که از عالم و آدم و نبات و حیوان و حتی خودش هم بیزار است قصد دارد تا با … ادامه