فراخوان مسابقه‌ی سفرنامه‌نویسی

سفرنامه‌نویسی با این که در ایران سابقه‌ای طولانی دارد، از سفرنامه‌ی ناصرخسرو گرفته تا سفرنامه‌ی حاج‌سیاح دور اروپا، اما در روزگار مدرن ایران٬ کم‌تر نویسنده‌ی‌ ایرانی خاطرات خود را از سفرهایش نوشته است. روزگار راحت‌تر شده٬ آدم‌ها راحت‌تر سفر می‌کنند٬ کشف دنیا دیگر به سختی گذشته نیست٬ اما ظاهراً نوشتن در باره‌ی تجربه‌های سفر سخت‌تر از گذشته شده است. حالا که تابستان هم هست، نشر نوگام تصمیم گرفته پا پیش بگذارد و از همه‌ی کتاب‌خوان‌ها و نویسنده‌ها و سفردوست‌ها دعوت … ادامه

پنجمین دوره‌ی کارگاه رمان محمدحسن شهسواری

این کارگاه در سه ترم ده جلسه‌ای تشکیل می‌شود. اهمیت مضمون در رمان، شخصیت‌پردازی در رمانِ شخصیت‌محور و ارتباط آن با پلات، تئوری زبان در رمان و به کارگیری زبان «تقریر»، چرایی و چگونگی منحصر به فرد بودن صفات و قیود در رمان، تعریف در حرکت به جای تعریفِ حرکت، کشمکش دراماتیک (و انواع آن) و به کارگیری آن در رمان و اهمیت و شیوه‌ی اعمال ریتم در رمان، مباحث نظری‌‌ای است که دوره با آن آغاز می‌شود. پس از … ادامه

پیام‌های سیخکی به فرهنگستان زبان!

بحث جذاب و سودمندی را خبرنگاران فرهنگ‌ور ایسنا راه انداخته و پی گرفته‌اند در نقد چندوچون واژه‌گزینی در فرهنگستان زبان و واتاباندن ایرادهایی که مردم و اهل زبان و ادبیات به طنز یا تلخ و جدی به برخی برابرنهاده‌ها می‌گیرند. در میان همه‌ی اظهارنظرها، سخنان غلامعلی حداد عادل در دفاع جانانه از واژه‌های مصوب فرهنگستان بدترین دفاع ممکن بود که اتفاقاً بوی آشنای «دشمن» هم می‌داد، که گفت: “قلم دست دشمن است. الفاظی که به فرهنگستان نسبت می‌دهند، فرهنگستان نساخته … ادامه

محاوره‌ای‌نویسی، شکسته‌نویسی و جهش‌های ژنتیکی زبان

خوابگرد: این یادداشت را دوست محترم نادیده‌ام هادی یزدانی نوشته است برای گستردن بحثِ «غلط‌های املایی در شکسته‌نویسی» که پیش‌تر فروغ‌ روشن‌زاد آن را در ایران‌وایر طرح کرده بود. یزدانی در این یادداشت مختصر نگاه کلی خود به موضوع را صرفاً از موضع یک علاقه‌مند شرح داده است. توصیه می‌کنم اگر یادداشت فروغ روشن‌زاد را نخوانده‌اید ابتدا آن را مطالعه کنید. هادی یزدانی: اگر فرهنگ را به مثابه‌ی بدن انسان در نظر بگیریم، زبان، مجموعه کروموزوم‌های سلول‌های این بدن است و … ادامه

غلت زدن در غلط و حکایت سعود و صعود و امثالهم!

فروغ روشن‌زاد: یک این که در قدیم، هم به آن که سواد خواندن و نوشتن نداشت می‌گفتند «بی‌سواد» هم به باسوادی که در نوشته‌هایش غلط املایی می‌دیدند. البته از آن بی‌سواد تا این بی‌سواد تفاوت از زمین بود تا آسمان. آن که نوشتن بلد نبود، چیزی نداشت که با آن داوری و تحسین یا تحقیر شود. اصطلاحاً دیکته‌اش نانوشته بود. اما آن که باسواد بود، حتا اگر تحصیلات عالی هم داشت، به خاطر غلط‌های املایی در ردیف آن دیگری شمرده … ادامه

پایان این تاریکی ما همه می‌‌میریم

[آگهی ویژه‌ی معرفی رمان]پایان این تاریکی ما همه می‌‌میریم ـ کتاب اول: شکارچی بادنویسندگان: مانی صحراگرد ـ ایرن عسگری “روزی می‌آید… خانه‌های ما بر ستون کلمات ساخته می‌شوند…”ایلیاث، سال ۹۲۳کتاب با این عبارت شروع می‌شود و این گونه ما وارد سرزمینی می‌شویم که نه می‌دانیم در کجای زمین قرار گرفته و نه در چه زمانی. سرزمین مارن در تاریکیِ بدونِ آتش و نور روزگارش را سپری می‌کند. سرزمینی با بی‌شمار سمبل‌های کهن. شخصیت‌های داستان با اسم‌های عجیب و نامتعارف‌شان در … ادامه

در حاشیه‌ی نامه‌ی شماری از ناشران به حسن روحانی

نامه‌ی خوبی نوشته‌اند. و این نامه فردای روزی منتشر شد که رئیس وزارتخانه‌ی ارشاد یک دل سیر از رونق کار و بار نشر و سینما و موسیقی در دوران خود گفت و بعد هم در مراسم دیدار شعرا با آیت‌الله خامنه‌ای حاضر شد و خواند: “چو ماه چاردهی رهبرا به نیمه راه / گرفته‌ام من از این شب به صدق عشق، گواه” و تشویق شد. وزیر ارشادِ حسن روحانی هر که باشد، کاری دشوار پیش رو خواهد داشت. هم در … ادامه

آقای افتخاری، برگرد ولی لطفاً ننویس!

هنرمند اگر باشی، در رویارویی مردم با حکومت از مردم اگر فاصله بگیری، خیلی زود به وضعی می‌افتی که مثلاً علیرضا افتخاری افتاد در وقایع پس از انتخابات ۸۸. مردم پس‌ات می‌زنند. چپ‌چپ نگاهت می‌کنند. بیش‌تر اوقات هم اصلاً نگاهت نمی‌کنند. حاکمان به قاعده‌ی روزگار در رفت و آمد اند. عاقبت از آنان مانده می‌شوی و از مردم رانده. اما دست‌ها و آغوش مردم همیشه باز است. کافی ست وقتی نگاه‌شان می‌کنی، بی هیچ حرفی حتا، شرم و پشیمانی در … ادامه