محمدرضا سرشار از تحمل و برخورداری!

الف)محمدرضا سرشار در پاسخ به این سؤال که آیا در راه هنر متعهد انقلابی دشواری‌هایی هم تحمل کرده‌اید، گفت: پسران من از اندیشه‌ی افرادی که مخالف من هستند، مصون نبوده‌اند و از کنکور مقطع دکترا و حتا مسائل دیگر نیز محروم شدند. [+] ب)به محمدرضا سرشار نشان درجه‌ی یک هنری (معادل رسمی دکترا با جایزه‌ی‌ صد سکه‌ بهار آزادی‌) داده‌اند. مجموع تیراژ کتاب‌هایش از ۵ میلیون جلد بیش‌تر شده است. تا امروز ۳۶ جایزه‌ی کشوری را به او داده‌اند. ۵ … ادامه

روزگار بیهقی به روایت مصحح بیهقی

ابوالفضل بیهقی مورخ نامدار عصر غزنوی است که در غزنه به شغل دیوانی و دبیری روی آورد و بیشتر عمر خود را در همین شهر سپری کرد. بیهقی در دوران سلطان محمود غزنوی دبیر دیوان رسالت بود و تحت نظر ابونصر مشکان خدمت می‌کرد. بیهقی در تاریخ‌اش زمانه‌ی خود را به خوبی تصویر کرده است. تلاطم‌ها و برخوردها و رفتارها و شرایط زمانه‌ی او را چگونه می‌توانیم بشناسیم و به عمق حوادث دوران او پی ببریم؟ دومین  مجموعه‌ی درس‌گفتارهایی درباره‌ی … ادامه

عصری با اونامونو در صدمین سال «درد جاودانگی»

میگل دِ اونامونو در میان نویسندگان و فیلسوفان اسپانیایی قرن بیستم جایگاه ممتازی دارد. اندیشه‌های او بر فیلسوفان اگزیستانسیالیسم قرن بیستم تاثیر‌گذار بوده است. اونامونو علاوه ‌بر آن‌که منتقد ادبی و فیلسوف بود، شعر، رمان و نمایشنامه نیز می‌نوشت. اثر فلسفی مهم او «معنی سوگناک زندگی» است که صد سال از انتشار آن می‌گذرد و با عنوان «درد جاودانگی» به قلم بهاء‌الدین خرمشاهی به فارسی ترجمه و منتشر شده است. اونامونو به مدت ۱۰سال استاد زبان یونانی در دانشگاه سالامانکای … ادامه

اضافه‌زندِگان و اضافه‌مردگیِ ما

احمد قابل پر گشوده برای رفتن، قلبش اما هنوز در جوار مغزِ حالا آرام‌گرفته‌اش می‌تپد. اگر بگویند از میان وارثانِ فضل، «آزادگی» و «وارستگی» آیت‌الله منتظری دو نفر را نام ببر، بی هیچ تردیدی احمد قابل را دو بار نام می‌برم. افسوس فقط در درد و رنج و حصر و حبس و ستم وارد بر آنان نیست. افسوس بزرگ در هم‌آغوشی خودِ آزادگی  وارستگی با خاکِ مرگ است که با رفتن وارستگانی چون اینان رخ می‌دهد. فرداروز اگر بخواهم از مفهوم آزادگی … ادامه

ده سال و دو روز!

از داستان‌های بی‌ویرایش امروز (۱۹)نویسنده: امین احمدیان* امروز بهش گفتم: بهار، امروز ۱۰۲۱ روز شده.گفت: آره، اتفاقاً دیشب حساب کردم؛ ۲۶۳۱ روز دیگه بیش‌تر نمونده.گفتم: ولی به حساب من ۲۶۲۹ روز مونده.گفت: عزیزم تو سال کبیسه‌ها رو حساب نکردی!راست می‌گفت. *همسر بهاره هدایت این روایت را، بعد از ملاقات با او در اوین، در فیس‌بوکِ خود منتشر کرده است. داستان‌های بی‌ویرایش پیشین:+ روی میز ممنوع+  کدام مهندس؟+ ممنوع از خروج+ این ملک شخصی ست+ چه فرق می‌کند؟!+ پسرم و پدرش+ خنده‌های دیوارآلود+ … ادامه

رمان ممنوع «سوتیکده‌ی سعادت»

هفته‌ی کتاب‌های ممنوع تمام شد، اما کتاب‌های ممنوع بسیار اند و سانسور دولتی پابرجا ست.  آذردخت بهرامی، نویسنده‌ای که داستان‌هاش را دوست می‌دارم، رمانی ۳۵۰ صفحه‌ای دارد به نام «سوتیکده‌ی سعادت» که هشت سال نوشتن آن زمان برده و دو سال هم معطل مجوز شد و بعد از چند بار بررسی، عاقبت در عین ناباوری نویسنده ممنوع‌ازچاپ اعلام شد. ۹ سال پیش داستان «شب‌های چهارشنبه»ی او را که در جایزه‌ی بهرام صادقی برگزیده شد، در سایت این جایزه منتشر کردم و … ادامه

بخشی از رمان ممنوع «سوتیکده‌ی سعادت»، نوشته‌ی آذردخت بهرامی

شنبه ۱۳ فروردین اِندِ اف جی اس کلنگ یا: خز و خیل‌ترین روز تولد دنیا!      همیشه دلم می‌خواست مثل «اوژنی دزیره کلاری» روز تولدم دفتر خاطرات هدیه بگیرم و خاطراتم را بنویسم، تا بعدها یک «آن‌ماری سلینکو»یی پیدا شود و خاطراتم را کتاب کند. امروز تولدم است، اما کسی حتی یک پنجاه و نُه هم به من نداده!  عوضش پیتر برای تولدم این وبلاگ را طراحی کرده، از آنور دنیا. در و دیوارش بدک نیست. خوش‌آب و رنگ است. … ادامه