چرا فیلم «دعوت» اولیویا وایلد از نسخه‌ی اصلی اسپانیایی‌اش ارزشمندتر است؟

فیلم سینمایی «دعوت» (The Invite) اولیویا وایلد برای من بسیار ارزشمندتر از آن است که آن را فقط یک اقتباس آمریکایی خوب یا حتا عالی از اصل اسپانیایی آن بخوانم. دیگر نسخه‌های این فیلم را که فرانسوی‌ها و ایتالیایی‌ها و سوئیسی‌ها و حتا براداران و خواهران کره‌ای از نوع جنوبی با اقتباس از فیلم «همسایه‌های طبقه‌ی بالا» ساخته‌ی سسک گای ساخته‌اند، ندیده‌ام. اما «دعوت» اولیویا وایلد در مقایسه با «همسایه‌های طبقه‌ی بالا» از آن نمونه‌های نسبتاً نادر است که اقتباس نه تنها از زیر سایه‌ی اثر اصلی بیرون آمده بلکه با دست بردن در مضمون و مفهوم اثر از اصل آن پیشی گرفته و به اثری مستقل تبدیل شده است. … ادامه

سریال DTF St. Louis؛ از آن سوی خیابان همه‌چیز عادی است

نام این سریال کفایت می‌کند برای این‌که خیال کنی با قصه‌ای طرفی درباره‌ی آدم‌هایی که از زندگی مشترک و میان‌سالی و روزمرّگی خسته شده‌اند و می‌خواهند سهمِ لابد ازدست‌رفته‌شان از شور جوانی و سکس و هیجان عاطفی را پس بگیرند. سریال در آغاز تقریباً تمام نشانه‌های لازم برای تأیید چنین تصوری را دارد، به‌وفور و به‌روشنی. اما همه‌ی این نشانه‌ها معنای اولیه‌شان را خیلی زود کنار می‌گذارند و دامگه حادثه آرام‌آرام دهان گشادش باز می‌کند.

سریال دی‌تی‌اف سنت لوئیس ابتدا وانمود می‌کند که قرار است قصه‌ای پیرامون همین میل ظاهراً ساده را روایت کند، اما هرچه جلوتر می‌رویم، بیشتر معلوم می‌شود که سکس در این قصه بیشتر وسیله است تا مقصد. و کار اصلی از جایی شروع می‌شود که قطعه‌ها سر جای معمول خودشان نمی‌نشینند؛ حتا روند بازجویی‌ها. … ادامه

ملاحظاتی پیرامون فیلم نهنگ و متافیزیکِ چاقی

اگر در گذشته رویکرد سینما ساده‌کردن پیچیدگی‌های زیستن بود، سینمای امروز، تا می‌‌تواند، سعی می‌کند پیچیدگی‌های یک زندگی ساده را بیرون بکشد و نمایش دهد. فیلم نهنگ این کار را با نشانه‌ها انجام می‌دهد: خانه‌ای ساده و آشفته و مردی که از فربهی مفرط در حال مرگ است؛ موجودی سنگین‌وزن که دچار لرزش چربی‌هاست و … ادامه

آتشی که ژان لوک گدار از گور سینما درآورد

آرمان ریاحی: برای ژان لوک گدار سینما بازتابِ واقعیت نیست، واقعیت بازتابِ سینماست. برای نسل امروز سینمادوستان و یا جوانان تشنه‌ی تصاویر پر زرق و برق که مذاق دیداری‌شان با محصولات شرکت‌های درشت چندرسانه‌‌ای گره خورده، حتا تحمل یک فریم از فیلم‌های سینمای هنری دهه‌های پیش تحمل‌ناپذیر است، چه برسد که این نسل بخواهد به … ادامه

منوچهر اسماعیلی چگونه با صدایش جادو می‌کرد و چرا جاودانه شد؟

آرمان ریاحی: منوچهر اسماعیلی یک صدا داشت و ‌ده‌ها تن با همین صدا سخن گفتند؛ منوچهر اسماعیلی ده‌ها صدا داشت و یک تن به جای همه حرف زد. در انتهای یک مرداد تشنه صدایی خاموش شد که بخش شنیداری حافظه‌ی فرهنگی ما ایرانیان با آن ماجراها داشت؛ صدایی منعطف که گاه دریغ‌انگیز می‌شد و گاه … ادامه

چرا موسیقی فیلم Z میکیس تئودوراکیس جاودانه شد؟

میکیس تئودوراکیس در حدفاصل عشق و سیاست آرمان ریاحی: میکیس تئودوراکیس (۱۹۲۵ – ۲۰۲۱) زندگی پرماجرایی داشت. او در زمانه‌ای می‌زیست که سیاست روی خشن خود را با ایدئولوژی‌های فراگیر در پهنه‌ی تمدن بشری گسترده بود و آدمیان نه فقط بر سر مناعِ کمیابِ ثروت و قدرت که برای اعتقادشان جان می‌دادند و جان می‌ستاندند، … ادامه

چرا فیلمِ یدو به گردِ پای فیلمِ باشو نمی‌رسد؟

هشدار: در این یادداشت سکانسِ آخرِ فیلمِ یدو تعریف می‌شود. رضا شکراللهی: فردای روزی که فیلم «یدو» شش سیمرغ جشنواره‌ی فیلم فجر را گرفت، نویسنده‌ی داستانی که فیلمنامه‌ی «یدو» از آن اقتباس شده، درباره‌ی این فیلم گفت «در مجموع فیلم خوبی بود، اما دلیل منطقی‌ای ندارد که پایان فیلم آن‌طور باشد. به نظر من این … ادامه

چنگیز جلیلوند صدای جوان قهرمانی بود که هرگز نیامد

ستایش‌نامه‌ای برای چنگیز جلیلوندکه ۲۹ آبان در ۸۰سالگی بر اثر ابتلا به کرونا درگذشت آرمان ریاحی: با درگذشتِ چنگیز جلیلوند صداپیشه، این قرنِ رو به اتمام دارد تمامِ نشانه‌هایش را با قدرت در خودش فرو می‌کشد و می‌بلعد. بهروز وثوقی، ناصر ملک‌مطیعی و محمدعلی فردین ایفاگر نقش‌های خودشان بودند، ولی انگار تنها این چنگیز جلیلوند … ادامه