دِ هاویلند در بربادرفته و بهشتی که جای احمق‌ها نیست

آرمان ریاحی: برخی می‌گویند «بهشت جای احمق‌هاست»، ولی کافی است چندین بار فیلم‌های اولیویا دِ هاویلند به‌خصوص بربادرفته را ببینید تا بهشت را درک کنید بدون آن‌که او را احمق بیابید. فقط حضور شخصیت بسیار مثبت این بازیگر کلاسیک سینما کافی بود تا این جمله‌ی معروف به گزاره‌ای پوک تبدیل شود. اگر فکر می‌کرد کسی … ادامه

آخرین عکس از نصرت رحمانی در آخرین دیدار

رضا افضلی: اوایل شهریور سال ۷۵ در رشت بودم و نصرت رحمانی در آن شهر زندگی می‌کرد. قدم‌زنان به کتابفروشی طاعتی رفتم و پس از خریدن کتابی، شماره‌تلفن منزل نصرت را از آنجا گرفتم. فردای آن روز با او تلفنی صحبت کردم و قرار شد که ساعتی بعد برای دیدن او به منزلش بروم. دوربینم … ادامه

بهترین بازی محمدعلی کشاورز به‌عنوانِِ بدترین بازیگر!

یادداشت آرمان ریاحی در ستایش و بزرگداشت محمدعلی کشاورز کسی از قول عباس کیارستمی نقل می‌کرد که محمدعلی کشاورز «بهترین بازی‌اش را در فیلم من انجام داد، ولی بدترین بازیگری بود که با او کار کردم»! حتا اگر این نقل‌قول، در زمره‌ی انبوه گفتاوردهای این کارگردان بزرگ سینمای جهان، دور از اعتبار نباشد، چیزی از … ادامه

متن کامل فیلمنامه‌ی سگ آندلسی

نام فیلمنامه: سگ آندلسی نویسنده: لوئیس بونوئل، سالوادور دالی برگردان به انگلیسی: هایم فینکلشتاین (Haim Finkelstein) برگردان به فارسی: محمد ارژنگ کارگردان: لوئیس بونوئل/ ۱۵دقیقه و پنجاه ثانیه/ سیاه و سفید/ صامت / محصول فرانسه/ ۱۹۲۸ بازنشر از خوابگرد قدیم – ۲۵ اسفند ۱۳۸۴ سگ آندلسی را می‌توان نمونه‌ای کلاسیک از سینمای سوررئالیسم به حساب آورد، … ادامه

علی اکبر سعیدی سیرجانی و نثر و زبانش

علی‌اکبر سعیدی سیرجانی به‌روایتِ کاوه لاجوردی: چند روز است سخت به‌یادش هستم. این را می‌نویسم تا رها شوم و حال‌ام بهتر شود. نوشته‌ای است شخصی از فردی که آکادمیک نیست و دارد در وبلاگِ شخصیِ خودش می‌نویسد. حافظه‌ی من شاید در بعضی جزئیات یا بعضی امورِ غیرجزئی تصرف کرده باشد، و الآن هم مایل/قادر نیستم جزئیات را … ادامه

ساختن دلتنگی با چند دال

جستاری به‌قلم سحر سخایی در باب دلتنگی، ساختن و ویرانی ۱ـ چهار سالگی چندتا خمیر بازی می‌دادند دست‌مان و می‌گفتند یک چیزی درست کنیم. اسم مسئول کلاس ما در آن مهد‌کودکِ کسالت‌بار را یادم نیست، اما یادم هست که مجبور بودیم خاله فلانی صدایش کنیم. همه آن‌جا خاله بودند. تمام آن دخترانِ جوان یا میان‌سالِ … ادامه

نامه‌ی هنوز تازه‌ی پرویز ناتل خانلری به فرزندش

پرویز ناتل خانلری و همسرش زهرا کیا (خانلری) پرویز ناتل خانلری در شبی از شب‌های سال ۱۳۳۰، پس از آن‌که پسر خردسالش را می‌خواباند، می‌نشیند به نوشتن نامه‌ای برای او. آن زمان در تصورش هم نمی‌گنجید که خواننده‌ی اصلی نامه‌اش پیش از آن که ببالد تا بتواند روزی نامه را در کنجی بیابد و بخواند، … ادامه

در بحران کرونا کدام طرف بایستیم؛ اخلاق یا قانون؟

کرونا؛ میدان نبرد ایدئولوژی‌ و علم، تنگنای قانون و اخلاق یادداشتی از دکتر محمود دهقانی استاد دانشگاه و روانشناس بالینی «در رفتار با بیمارتان همیشه به یاد داشته باشید که بیمار شما حداقل عزیزترین فرد یک یا شاید چند نفر در این جهان است. بنابراین وظیفه‌ی شماست که نه‌تنها تمام تلاش خود را برای نجات … ادامه