چند و چون چند داستان ممتاز

نقد و مرور داستان‌های برگزیده‌ی دومین دوره‌ی جایزه‌ی داستان کوتاه شهر کتابنشستِ ویژه‌ی این بررسی، در سه‌شنبه‌ی هفته‌ی پیش ۳۰ بهمن‌ماه، برگزار شد. ماجرای تلخ یعقوب یادعلی باعث شد نشر این گزارش عقب بیفتد؛ ماجرایی که هنوز به نتیجه‌ی امیدوارکننده‌ای نرسیده و نزدیک است که زمان معرفی یادعلی به زندان فرا برسد و برای اولین بار در … ادامه

سنتوری؛ از نوعِ کدام مهرجویی؟

پس از هشت سال توقیفِ فیلم «بانو»، وقتی اکران شد، همه با یک فیلم درخشان روبه‌رو شدیم. برای تماشای «سنتوری» انتظارمان به یک سال هم نکشید. این روزها در باره‌ی قاچاق فیلم «سنتوری» زیاد حرف می‌زنند، ولی من می‌خواهم در باره‌ی خودِ فیلم نظر شما را بدانم. داریوش مهرجویی که فیلم‌هایی چون گاو، هامون، اجاره‌نشین‌ها … ادامه

سینمای ایران: لاغر، محافظه‌کار و…

حاشیه‌نویسی‌ ِ جشنواره‌ای ِ محمدحسن شهسواری (۸ ـ پایانی)معمولاً کسانی که هر روز یادداشتی در باره‌ی جشنواره می‌نویسند، روز آخر، جمع‌بندی خود را از این ده روز ارایه می‌دهند. من هم البته خواهم داد، اما بگذارید اول اشاره‌ای خیلی کوتاه به دو فیلم دیگر بکنم. «دیوار» ساخته‌ی «محمدعلی طالبی» که درباره‌ی اولین زن موتورسوار خاورمیانه … ادامه

روز داستان کوتاه

برگزاری روز جهانی داستان کوتاه در ایران، در حالی که بوی بهبود از اوضاع فرهنگ و ادبیات نمی‌شنویم، ظاهرش کمی خنده‌دار است. ولی برای من باطن‌اش هم خنده‌دار است! اما نه «خنده‌دار» که «فرح‌‌ناک» و «امیدبخش». معتقدم تا سرحدِ امکان باید از پا ننشست، حتا اگر حاصل‌اش رو آوردن به مسابقه‌های تک‌داستانِ کوتاه باشد، چه رسد … ادامه

در سودای شترمرغ!

حاشیه‌نویسی‌ ِ جشنواره‌ای محمدحسن شهسواری (۸)درست ساعت پنج بعدازظهر جمعه، نوزده بهمن‌ماه یک هزار و سیصد و هشتاد و شش خورشیدی، در میانه بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر و در سالن انتظار سینما صحرا، شاهد رد و بدل شدن جملاتی بودم که تکلیف من را با هنر و فرهنگ این مرز و بوم روشن … ادامه

ای عشق، همه بهانه از توست!

به هوای این که فیلم یکی از دوستان قدیم‌‌ام را تماشا کنم، ناپرهیزی کردم و امروز (دیروز جمعه)، برای اولین بار از جشنواره‌ی فیلم سر درآوردم و فیلم «تنها دو بار زندگی می‌کنیم» را در سینما عصر جدید دیدم. از این ناپرهیزی پشیمان که نیستم، بسیار هم خشنودم. آن‌قدر که دلم نیامد، مزاحم رشته‌‌ی یادداشت‌های … ادامه

نه، این هم نشد!

حاشیه نویسی ِ جشنواره‌ای ِ محمدحسن شهسواری (۶)از سال شصت و هشت تا همین امروز، مشتری پر و پا قرص مجله‌ی فیلم هستم. آن اوایل منتظر نوشته‌های «احمد طالبی‌نژاد» بودم. برای ما که شهرستانی بودیم، طالبی‌نژاد با آن نثر شیرین و صداقتی که در نوشته‌هایش موج می‌زد، می‌زند، نقطه امیدی بود که تصویر خودمان را … ادامه

روز بی‌اتفاق، روز بدی نیست

حاشیه نویسی ِ جشنواره‌ایِ ‌محمدحسن شهسواری ـ ۵یکی از شعارهای مهم زندگی‌ام که بارها مرا نجات داده نقل قولی است از یک شخصیت داستانی. سرگرد «سایروس اسمیت» را شاید یادتان نیاید. این همان کسی است که در رمان «جزیره اسرار آمیز» نوشته مرحوم «ژول ورن» رئیس گروه گمشدگان بود. او همیشه و در همه حال … ادامه