این تابو کی شکسته می‌شود؟

جالب است: رئیس صدا و سیما از بلاتکلیفی سازمان درباره‌ی موسیقی شکایت کرده و از آیت‌الله شاهرودی تقاضای کمک کرده است. نزدیک سی سال است که قانون نانوشته‌ی «حرمتِ موسیقی و نمایش ساز» بر تلویزیون حاکم است. بیش‌تر مدیران تلویزیون در دوره‌های مختلف، هیچ وقت نتوانسته‌اند توضیحی منطقی برای این ممنوعیت بدهند، و با این موضوع همواره به شکل یک تابو برخورد شده، درست مثل شعارهایی سیاسی که اوائل انقلاب داده شد و سال‌ها گذشت تا توانستیم از مرز برخی از … ادامه

آتش

همیشه زمستان در کنار آتش، برایم دلپذیرتر و دوست‌داشتنی‌تر بوده تا تابستان، چه رسد به تابستانی که شش ماهه به دنیا می‌آید و از پیش، روح را آواره‌ی جسم ِ از جان رفته می‌کند.لعنت به خورشیدِ تهران، با این همه نور داغی که می‌پاشد. نفرین بر تابستان تهران، که درازی روزهایش تمامی ندارد و از مزه‌ی چای یا قهوه جز داغی تهوع‌آور، هیچ نصیبِ آدم نمی‌شودخدایا برسان سرما را. تابستان را نمی‌خواهم، برسان آتشی را که زمستان را گرم می‌کند.برسان روزهایی را که کنار … ادامه

نامه‌ای برای تو

مدت‌هاست لذتی که از صدبار شنیدن ترانه‌ها و آوازهای قدیم‌تر شجریان می‌برم، از دوبار شنیدن تصنیف‌ها و آوازهای تازه‌تر او نمی‌برم؛ حتا اگر این ترانه‌ی قدیمی را با سی سال تأخیر بشنوم یا کار جدید، آلبوم «سرود مهر» باشد. لطفاً بلندگوی کامپیوتر خود را روشن کنید تا در کنار خواندن ادامه‌ی این واگویه، ترانه‌ای بی‌نظیر بشنوید با نام «نامه‌ای برای تو» از شجریانِ قدیم با آهنگی از زنده‌یاد سلیم فرزان. [ادامـه]   تنها در موسیقی نیست که به چنین وضعی دچارم، در … ادامه

کافه‌نشینی و یک دروغ

حسین سناپور: ظاهراً عادتِ «مطلب جعل کردن» را به این زودی‌ها بعضی نشریات ما ترک نمی‌کنند. بسیاری از ما یاد گرفته‌ایم که به هر نوشته‌ای جواب ندهیم و از کنار خیلی‌هاشان، که دروغ و تهمتی به‌مان می‌زنند، یا نقد کج‌وکوله‌ای ازمان می‌کنند، بگذریم. اما این‌که از زبان ما تهمت‌هایی را نثار دیگران کنند، نمی‌تواند بی‌جواب بماند. یکی دو روز پیش در کتاب‌فروشی چشمه، اتفاقی، مجله‌ی «آزما» را ورق ‌می‌زدم و دیدم در گزارشی درباره‌ی کافه‌نشینی یا نویسند‌گان کافه‌نشین،‌ حرف‌هایی را … ادامه

درباره‌ی شریرانِ مطرود نگاهی به رمان «قهرمانان و گورها» اثر «ارنستو ساباتو»

اندکی تولستوی در ظرفِ داستایفسکی«روژه مارتن دوگار» نویسنده‌ی فرانسوی و خالق رمان «خانواده‌ی تیبو» معتقد بود رمان پس از بزرگان روس، یا ادامه‌ی داستایفسکی است یا ادامه‌ی تولستوی. این نظر دوگار را زمانی خواهیم پذیرفت که موضوع تقسیم‌بندی را، نگاه به جهان پیرامون، هنگام نگاشتن رمان فرض کنیم. وگرنه از نظر ساختار و تکنیک‌های رمان‌نویسی، تاریخ رمان راه‌های دیگری را پیموده است به جز شیوه‌های این دو غول که البته موضوع بحث ما در این گفتار نیست. [متن کامل] اگر … ادامه

فحش‌ها را باد نمی‌برد!

کم پیش می‌آید که، برای نوشتن یادداشتی چندسطری در این‌جا، قلمم چنان در دست‌اندازهای ذهنم بیفتد که عاقبت، جمله‌ی شروعم بشود همین که خواندید. حیاتِ ادبی ایران، نه تنها از فشارهای «بیرونی» به «تنگنا» افتاده که از درون نیز «سرطان» قلم کردنِ پای برپادارندگان آن، به جانش افتاده و، خود به دست خویش کلنگ برداشته‌ایم و می‌کوبیم بر خانه‌های کوچکِ باقی‌مانده‌مان و، «آن‌ها» که همین حیاتِ نیمه‌جان را هم برنمی‌تابند، پشتِ سرمان ایستاده‌اند و با زهرخند، کلنگ زدن‌مان را هنّ … ادامه

«نگره»، دفتر دوم منتشر شد

دفتر دوم «نگره» که به نقد کتاب‌های منتشرشده در هر فصل، با زمینه‌ی ادبیات داستانی اختصاص دارد، منتشر شد. این دفتر را که زیر نظر فتح‌الله‌ بی‌نیاز، شهلا زرلکی و مسعود میرزایی منتشر شده، در کتاب‌فروشی‌ها می‌توانید بیابید.از‌ کتاب‌های نقد شده در این مجموعه، می‌توان به «فانتوماس علیه خون‌آشام‌های چند ملیتی» اثر خولیو کورتاثار، ترجمه‌ی کاوه میرعباسی، «ریشه‌های رمانتیسم» اثر آیزیا برلین، ترجمه‌ی عبدالله کوثری، «تجاوز قانونی» اثر کوبو آبه، ترجمه‌ی علی قادری، «زنی با چکمه‌ی ساق‌بلند سبز» اثر مرتضی … ادامه

در ستایش و نکوهشِ «صفت»

در تازه‌ترین یادداشت انتقادی سیاسی فاطمه رجبی، که متنی چهل ـ پنجاه سطری‌ست، بیش از چهل «صفت»  و «قید» به کار رفته. این نشانه‌ی چیست؟ در جدل‌های مکتوبِ سیاسی، اجتماعی و حتا فرهنگی، حتا اگر هیچ شناختی از موضوع نداشته باشیم، یا از دو طرفِ دعوا، همین که تعداد «صفت»های موجود در دو متن را مقایسه کنیم، شاید بتوانیم درباره‌ی استواری انتقاد و تحلیلِ دو طرف داوری کنیم. برای ما ایرانی‌ها، استفاده از «صفت»، «مترادف»‌های پی‌درپی، «اطناب»، «تکرار»، «حشو» نابه‌جا … ادامه