۳۰۴

نویسنده: رضا بهشتی بد دهن فنجان قهوه را از روی میز برداشت. بینی اش را در جریا ن بخاری که که از قهوه بلند می شد قرار داد و نفس عمیقی کشید. بو و گرمای مطبوع قهوه کسا لتی را که از سر و کله زدن با پیرمرد غرغروی لگن شکسته دچار شده بود تا حدی بر طرف کرد. جرعه ای از قهوه نوشید، به طرف پنجره رفت، بازش کرد تا از هوای سرد زمستانی استنشاق کند. هنوز برف می … ادامه

۳۱۱

نویسنده: آزاده شاهمیری تمام مسیرها مسدود است ساعت زنگ زد، مرد دست اش را روی ساعت کوبید، صدای زنگ قطع شد.  غلت زد. تمام شب صدای گربه ها نگذاشته بود بخوابد. دیشب ساعت یک و نیم رسیده بود خانه و آن قدر خسته بود که نه شام خورد، نه به پیغام های ضبط شده گوش کرد و نه حتی بالای سر پسرش رفت تا مثل هر شب که دیر می رسد؛آرام دراتاقش را باز کند، پتو را تا روی شانه … ادامه

۳۱۷

نویسنده: علیرضا محمودی ایرانمهر برگزیده‌ی نخست هیات داوران ابر صورتی آن صبح سرد سوم دی ۱۳۶۰، فقط دوست داشتم به تکه ابری که در لحظه‌ی طلوع صورتی شده بود نگاه کنم. ما پشت سر هم از شیب تپه ای بالا می رفتیم و من به بالا نگاه می کردم که ناگهان رگبار گلوله از روی سینه ام گذشت. من به پشت روی زمین افتادم، شش هایم داغ و پر از خون شدند و بعد از سه دقیقه،‌در حالی که هنوز … ادامه

۳۲۶

نویسنده: فائزه محمدی اردهالی دود سر شب! سرویس کارخانه می‌ایستد، مینی‌بوسی پر از آدم‌های خسته. پیرزنی که سر کوچه دم در نشسته به آن‌ها نگاه می‌کند. آپارتمان‌های شکل هم در دو سوی کوچه ردیف شده‌اند، همه چهارطبقه اند. پیرزن می‌داند که دختری با مانتو و شلوار مشکی، مقنعه‌ی مشکی، پیاده خواهدشد، با کیفی سنگین، دختر را نگاه می‌کند. دختر از جلوی او بی‌توجه رد می‌شود و چند آپارتمان جلوتر در را با کلید باز می‌کند. از پله‌ها پایین می‌رود.زن پنجاه‌ساله‌ای … ادامه

متن کامل گفت‌وگو با عباس معروفی

رضا شکراللهی: حدس می‌زدم که نام بردن از عباس معروفی در مطبوعات چیزی شبیه یک تابوست، اما وقتی پای انتشار خبر مسابقه‌ی بهرام صادقی در روزنامه‌ها به میان آمد، یقین کردم که چنین است: در بیشتر روزنامه‌ها نام عباس معروفی از بین اسامی داوران حذف شد. عباس معروفی شاید پر سروصداترین نویسنده‌ای باشد که فضای ادبی و فرهنگی ایران با او آشناست. این سروصدا را بر او تحمیل کردند یا شاید بهتر باشد بگویم که او چنان بود که با … ادامه

لطفا بحث ابتذال را ادامه دهید

نفس راحتی می‌کشم، وقتی می‌بینم، پس از فرونشستن آن همه سر و صدای حاشیه‌ای، اصل بحث ابتذال در وبلاگ‌نویسی، دارد خودش را پیدا می‌کند. حالا که به‌اصطلاح، استارت بحث زده شده، از همه‌ی وبلاگ‌نویسان تقاضا می‌کنم، دیدگاه خودشان را درباره‌ی این موضوع، حتا اگر شده کوتاه و مختصر بنویسند و من را هم بی‌خبر نگذارند. شاید در آینده خود من هم باز مفصل‌تر به این موضوع بپردازم. تا آن موقع سعی می‌کنم اگر به مصداق‌های روشن ابتذال برخورد کردم، آن‌ها … ادامه

ادوراد سعید، منتقد بی‌همتا گزارش صدو ششمین نشست کتاب ماه ادبیات و فلسفه

«ادوارد سعید» از متفکران نخبه‌ی قرن بیستم به شمار می‏آید. او استاد ادبیات تطبیقی دانشگاه کلمبیا بود و بیش از بیست اثر در زمینه‏های مختلف نقد، اندیشه، هنر و ادبیات از خود به یادگار گذاشته است. از جمله آثار او می‏توان به «شرق‏شناسی»، «جهان، منتقد،‌ متن»، «فرهنگ و امپریالیسم» و «خارج از مکان (بی‏ در کجا)» اشاره کرد. اندیشه‌ی ادوارد سعید بیشتر رویکردی انتقادی داشت که این انتقاد حوزه‏های سیاست، حاکمیت، رمان و موسیقی را دربرمی‏گرفت. وی هم‌چنین به موسیقی … ادامه

این یک پیشنهاد است

چند روز پیش یکی از دوستان، پایین گزارش کتاب نوشته بود، از وبلاگستان، شهرشیشه‌ای چه خبر؟ خودم هم مایل بودم اطلاعاتی درباره‌ی این کتاب داشته باشم. به اطلاعاتی که در سایت کتاب گذاشته‌اند بسنده نکردم. با وحید قاسمی تماس گرفتم که روی جلد کتاب، اسمش جلوی عنوان «به اهتمام» آمده است. ماجرای چاپ کتاب را از اول برایم توضیح داد که شرح آن چندان ضرورتی ندارد. به جز این که کتاب به‌خاطر انتشار خبر توقیفش در یک سایت و یک … ادامه