جزییات مراسم پکا به روایت محمدحسن شهسواری
محمدحسن شهسواری، شبی که از مراسم پکا برگشت، گفت گزارشی را از مراسم مینویسد برای پنجرهی پشتیاش. با این همه گرفتاری که بدتر از من دارد، خوشحال شدم و منتظر ماندم. چند روز گذشت تا بالاخره فرصت کرد و نوشت. من برایش سردبیری نمیکنم، ولی به عنوان مشورت گفتم که وقتش گذشته، بهتر است بیخیال شود. گفت بخوانش، بعد بگو. خواندم. آنقدر جذاب و گیرا بود که حتا دیگر به خودش هم چیزی نگفتم و گزارشش را گذاشتم توی پنجرهپشتی. … ادامه