نامزدهای چهارمین دوره‌ی کتاب سال منتقدان و نویسندگان مطبوعات

انجمن منتقدان و نویسندگان مطبوعات، نامزدهای چهارمین دوره‌ی کتاب سال ۱۳۸۱را اعلام کردند. از میان رمان‌های منتشر شده در سال ۱۳۸۱پنج اثر زیر نامزد دریافت عنوان رمان سال شده‌اند: ۱) باغ گمشده/جواد مجابی/نشر ققنوس ۲) پستی/محمد رضا کاتب/نشر نیلوفر ۳) سیماب و کیمیای جان/رضا جولایی/نشر افق ۴) شهر بازی/حمید یاوری/نشر فرخ نگار ۵) من ببر نیستم، پیچیده به بالای خود تاکم/محمد رضا صفدری/نشر قصه   از میان مجموعه داستان‌های کوتاه منتشرشده در سال ۱۳۸۱نیز چهار اثر زیر نامزد دریافت عنوان … ادامه

رنج و لذت در محضر یوسا

این بار دیگر نمی‌توانم خودداری کنم از اشاره به داغی که برخی مترجم‌ها بر دل آدم می‌گذارند. محض رضای خدا این پاراگراف را بخوانید: “کرسی زبان و ادبیات اسپانیایی در سال ۱۳۵۵با دعوت از یک استاد فرهیخته‌ی چینی‌تبار ولی مقیم و اهل لیمای پرو و به همت زنده‌یاد دکتر عباس آریانپور در مدرسه‌ی عالی ترجمه که خود، به عنوان ریاست سابق آن، بعدها در مصاحبه‌ای مدعی شد سرزمین آکادمیک او را اشغال کرده‌اند، راه‌اندازی شد.”   آن چه خواندید، اولین … ادامه

در محضر استاد یوسا

محمدحسن شهسواری ماریو وارگاس یوسا یکی از آخرین‌هاست، یکی از آخرین نویسنده‌هایی که همچنان دغدغه‌های نویسندگان کلاسیک را دارد؛ یعنی درهم‌آمیزی شیرینی نوشتن و نگاه عمیق. حتما نشستن در محضر این استاد و فراگیری اندرزهایش درباب نوشتن حلاوتی دیگرد دارد.   یوسا در مقدمه‌ی کتاب نامه‌هایی به یک نویسنده‌ی جوان می‌گوید: “وقتی جوان بودم خیلی دوست داشتم به فاکنر، سارتر، کامو و همینگوی نامه بنویسم و رزا موفقیت‌شان را بپرسم. اما اعتماد به نفس نداشتم.” به همین خاطر خودش در … ادامه

داستان کوتاه: پیچیدگی‌های ناپیدا

گزارش نود و پنجمین نشست کتاب ماه ادبیات و فلسفه اشاره: نشست‌های ادبی و فلسفی “کتاب ماه ادبیات و فلسفه”، درحال حاضر منظم‌ترین و معتبرترین نشستی‌ست که با همت آقای محمدخانی و همکارانش و نیز همدلی نویسندگان و منتقدان روزبه‌روز رونق بیش‌تری پیدا می‌کند و کار به جایی رسیده که در برخی جلسات آن، جای نشستن برای همه نیست. با همکاری آقای محمدخانی رئیس دفتر “کتاب ماه ادبیات و فلسفه” و همین‌طور تلاش مهربانانه‌ی خانم دامیار مدیر داخلی این دفتر، … ادامه

ادامه‌ی بحث سینمای جشنواره‌ای

خوابگرد: خلاصه‌اش این که وقتی خواستم یادداشت محمد ارژنگ درباره‌ی سینمای جشواره‌ای ایران را در این‌جا منتشر کنم، در مقدمه‌اش اشاره‌ای کردم به نوشته‌ای از سعید مستغاثی که به تازگی منتشر شده بود. چند روز بعد مستغاثی مقاله‌ای نوشت و حرف‌های ارژنگ را نقد کرد. با خواندن آن نوشتم که هر دو درست می‌گویند، ولی از دو منظر متفاوت. حالا ارژنگ چندخط دیگری نوشته که می‌خوانید. البته عنوان نوشته‌اش از من است.    حکایت عنب و انگور در بررسی سینمای … ادامه

ادامه‌ی بحث سینمای ایران و بازارهای جهانی

سعید مستغاثی در پاسخ به نوشته‌ی نویسنده‌ی مهمان خوابگرد محمد ارژنگ نوشته: هنگامی که در مقدمه‌ی آقای سیدرضا شکراللهی بر مطلب جناب ارژنگ خواندم که ایشان گویا به کاستی‌های مقاله‌ام اشاره کرده‌اند، شگفت‌زده نشدم، زیرا خود نیز بر برخی از نقائص آن آگاهی داشتم. از جمله این که عدم ظرفیت سینمای ایران را در وادی حاکمیت نهادهای مدنی باز نکرده بودم و بخش مهم ناتوانی این سینما در دستیابی به یک سینمای صنعتی را در همان ابتدای مقال رها ساخته … ادامه

نیم‌نگاهی تحلیلی به سینمای جشنواره‌ای ایران

خوابگرد: وضعیت سینمای ایران، به ویژه جنبه‌های اقتصادی آن، این روزها بحث داغ محافل سینمایی‌ست. برخی نگاه‌ها  از روی عادت، همچنان به کارگزاران دولتی سینماست و برخی واقع‌بینانه‌تر برخورد می‌کنند و باز هم شعار عدم دخالت دولت را می‌دهند. گروهی هنوز به هر ترتیبی که هست به ساختن آثار مزخرف خود ادامه می‌دهند و گروهی دیگر، چشم از ظرفیت‌های داخلی برداشته و به بیرون نگاه می‌کنند. همچنان وضعیت شمار سالن‌های سینما فاجعه‌بار است و هنوز تلویزیون بر اساس قانونی نانوشته … ادامه

نفرین بر قلم!

خوابگرد: امروز قرار به اعتصاب روزنامه‌نگاران بوده و پیشنهاد هم شد که کیبوردها را هم زمین بگذاریم، من اما جزو آن‌هایی هستم که مخالف بودند و نه تنها معتقدم امروز را هم باید نوشت که باید در همین باره نوشت و حتا این سفارش حسین درخشان را هم پیگیری کرد که سایر روزنامه‌نگاران را هم به وبلاگ‌نویسی وادار کرد. اما چه باید بنویسم؟ شاید بهترین یادداشت، گزارشی باشد که خورشید خانوم با لطافت و شیرینی همیشگی‌اش از دهمین جشنواره‌ی مطبوعات … ادامه