علت رکود در خوابگرد
از صبح روز شنبه تلفن محله قطع شده و رتق و فتق امور خوابگرد هم از دستم خارج شده. فعلا از لینکده غافل نشوید تا شاید فردا سه شنبه این تلفن لعنتی وصل شود و دلی از عزا درآوریم شاید!
از صبح روز شنبه تلفن محله قطع شده و رتق و فتق امور خوابگرد هم از دستم خارج شده. فعلا از لینکده غافل نشوید تا شاید فردا سه شنبه این تلفن لعنتی وصل شود و دلی از عزا درآوریم شاید!
پیشتر خبر داده بودم که که یکی از جلسات نقد و بررسی کانون ادبیات ایران به بررسی کتاب احمد غلامی؛ فعلا اسم ندارد اختصاص دارد. این جلسه فردا دوشنبه ۲۷مرداد ماه در فرهنگسرای شفق (پارک شفق یوسفآباد) برگزار خواهد شد و بر اساس خبری که به من دادهاند، حامد یوسفی و مهدی یزدانیخرم در حضور خود احمد غلامی، قصههای این کتاب را نقد و بررسی خواهند کرد. ساعت برگزاری جلسه هم ۵ بعدازظهر است.
انجمن منتقدان و نویسندگان مطبوعات، نامزدهای چهارمین دورهی کتاب سال ۱۳۸۱را اعلام کردند. از میان رمانهای منتشر شده در سال ۱۳۸۱پنج اثر زیر نامزد دریافت عنوان رمان سال شدهاند: ۱) باغ گمشده/جواد مجابی/نشر ققنوس ۲) پستی/محمد رضا کاتب/نشر نیلوفر ۳) سیماب و کیمیای جان/رضا جولایی/نشر افق ۴) شهر بازی/حمید یاوری/نشر فرخ نگار ۵) من ببر نیستم، پیچیده به بالای خود تاکم/محمد رضا صفدری/نشر قصه از میان مجموعه داستانهای کوتاه منتشرشده در سال ۱۳۸۱نیز چهار اثر زیر نامزد دریافت عنوان … ادامه
این بار دیگر نمیتوانم خودداری کنم از اشاره به داغی که برخی مترجمها بر دل آدم میگذارند. محض رضای خدا این پاراگراف را بخوانید: “کرسی زبان و ادبیات اسپانیایی در سال ۱۳۵۵با دعوت از یک استاد فرهیختهی چینیتبار ولی مقیم و اهل لیمای پرو و به همت زندهیاد دکتر عباس آریانپور در مدرسهی عالی ترجمه که خود، به عنوان ریاست سابق آن، بعدها در مصاحبهای مدعی شد سرزمین آکادمیک او را اشغال کردهاند، راهاندازی شد.” آن چه خواندید، اولین … ادامه
محمدحسن شهسواری ماریو وارگاس یوسا یکی از آخرینهاست، یکی از آخرین نویسندههایی که همچنان دغدغههای نویسندگان کلاسیک را دارد؛ یعنی درهمآمیزی شیرینی نوشتن و نگاه عمیق. حتما نشستن در محضر این استاد و فراگیری اندرزهایش درباب نوشتن حلاوتی دیگرد دارد. یوسا در مقدمهی کتاب نامههایی به یک نویسندهی جوان میگوید: “وقتی جوان بودم خیلی دوست داشتم به فاکنر، سارتر، کامو و همینگوی نامه بنویسم و رزا موفقیتشان را بپرسم. اما اعتماد به نفس نداشتم.” به همین خاطر خودش در … ادامه
گزارش نود و پنجمین نشست کتاب ماه ادبیات و فلسفه اشاره: نشستهای ادبی و فلسفی “کتاب ماه ادبیات و فلسفه”، درحال حاضر منظمترین و معتبرترین نشستیست که با همت آقای محمدخانی و همکارانش و نیز همدلی نویسندگان و منتقدان روزبهروز رونق بیشتری پیدا میکند و کار به جایی رسیده که در برخی جلسات آن، جای نشستن برای همه نیست. با همکاری آقای محمدخانی رئیس دفتر “کتاب ماه ادبیات و فلسفه” و همینطور تلاش مهربانانهی خانم دامیار مدیر داخلی این دفتر، … ادامه
خوابگرد: خلاصهاش این که وقتی خواستم یادداشت محمد ارژنگ دربارهی سینمای جشوارهای ایران را در اینجا منتشر کنم، در مقدمهاش اشارهای کردم به نوشتهای از سعید مستغاثی که به تازگی منتشر شده بود. چند روز بعد مستغاثی مقالهای نوشت و حرفهای ارژنگ را نقد کرد. با خواندن آن نوشتم که هر دو درست میگویند، ولی از دو منظر متفاوت. حالا ارژنگ چندخط دیگری نوشته که میخوانید. البته عنوان نوشتهاش از من است. حکایت عنب و انگور در بررسی سینمای … ادامه
سعید مستغاثی در پاسخ به نوشتهی نویسندهی مهمان خوابگرد محمد ارژنگ نوشته: هنگامی که در مقدمهی آقای سیدرضا شکراللهی بر مطلب جناب ارژنگ خواندم که ایشان گویا به کاستیهای مقالهام اشاره کردهاند، شگفتزده نشدم، زیرا خود نیز بر برخی از نقائص آن آگاهی داشتم. از جمله این که عدم ظرفیت سینمای ایران را در وادی حاکمیت نهادهای مدنی باز نکرده بودم و بخش مهم ناتوانی این سینما در دستیابی به یک سینمای صنعتی را در همان ابتدای مقال رها ساخته … ادامه