ترس از مرگ الدنگ!
خبر خودکشی کورش اسدی که آمد، پریشان شدم و در خود فرورفتم. به یک دلیل شخصی. و خبر مرگ مریم میرزاخانی که رسید، نه غم که نومیدی همهی وجودم را گرفت. (بارها اعتراف کردهام که پس از مرگ ناغافل و زودهنگام مادرم، دیگر هیچ مرگی مرا اندوهگین نکرده است.) نه کورش اسدی را دیده بودم از نزدیک و نه حلقهای جز ایرانی بودن مرا وصل میکرد به مریم میرزاخانی. اما مرگ جاندارترین عنصر حاضر در زندگی من است، که هرازگاه … ادامه