ماه عسل ایرانی

اگر مطالعه‌ی تاریخ شیرین است، خواندن سفرنامه و کتاب خاطراتْ شیرین‌تر. یا درست‌تر بگویم: اگر مطالعه‌ی تاریخ تلخ است، خواندن سفرنامه و کتاب خاطراتْ تلخ‌تر. خاصه اگر موضوع آن ایران باشد، آن هم ایران معاصر. ماه عسل ایرانی کتاب ـ داستانی است که مؤلف آن، ویلهلم لیتن، کنسول آلمان در تبریز، آن را بر اساس دفتر خاطراتی فراهم آورده که با دقت بسیار و روزانه نوشته است. به تعبیر پرویز رجبی، مترجم ماه عسل ایرانی، اهمیت ویژه‌ی این کتاب در این است … ادامه

یک اثر ناب را همه باید بتوانند بخوانند

گفت‌وگو با یعقوب یادعلی به مناسبت انتشار رمان آداب دنیا یعقوب یادعلی که بعد از یک دهه از انتشار نخستین رمانش، «آداب بی‌قراری»، با رمان بسیار خواندنی «آداب دنیا» به صحنه‌ی ادبیات برگشته است، در این گفت‌وگو کمی درباره‌ی رمان‌هایش حرف می‌زند و از تجربه‌گرایی و فرم‌گرایی و رویکردهای زبانی خاصی می‌گوید که به آن‌ها نگاه انتقادی دارد. او هم‌چنین از ادبیاتی دفاع می‌کند که این روزها متهم به ناتوانی است و از تغییرات گسترده‌ای حرف می‌زند که رمان امروزی با … ادامه

آشتی با تنوین؛ تناقض تاریخی و ملاحظات شناختی

سارا سیاوشی: روزی در فروشگاه ظرف‎فروشی، فروشنده، که پسری بود بیست و یکی دوساله و گردنبندی از فروَهَر نقره‌‏ای به گردن داشت، در جواب یکی از سؤالات من گفت: «بیشتراً از این طرح لیوان می‌برند» و منظورش این بود که تناوب فروش این طرح لیوان از آن یکی بیشتر است. از فروشگاه که بیرون آمدم تا مدت‎ها درگیر این موضوع بودم که تنوین چه دارد که آن پسر جوان را واداشته به جای گفتن کلمۀ سادۀ «بیشتر» آن کلمۀ عجیب … ادامه

مصدق و جنازه‌های تبعیدی

آرمان ریاحی: ١ـ برخی اعتقاد دارند که سرنوشت هر کسی را خوی و سرشت او رقم می‌زند. بسیاری هم باورشان این است که سرشت و شخصیّت انسان در مواجهه با پیشامدها و تجربه‌هایی که از سر می‌گذراند شکل می‌گیرد. می‌توان این گزاره‌ها را به تاریخ و سرگذشت یک جامعه و یک ملّت تعمیم داد و از آن‌ها به درک‌های تازه‌ای رسید. مردادماه که می‌رسد، نمی‌توان به «روز حادثه» ای فکر نکرد که نتایج شگفت و زخم‌های عمیقش هنوز بعد از بیش … ادامه

چرا عمر رمان‌نویسان کوتاه است؟

یا چرا عمر اهل موسیقی دراز است؟ اگر از نزدیک مرا نشناسید، از همین خوابگرد شاید فهمیده باشید که آلوده‌ام به موسیقی. البته بیشتر به شنیدن تا نواختن. سلیقه‌ام هم به یک تنبان قِریِ لری می‌ماند؛ پرچین و هزارلایه و رنگ‌رنگ. برخی آدم‌ها را نام می‌برم، گونه‌ها را خودتان می‌توانید حدس بزنید. از پرویز مشکاتیان و کیهان کلهر و حسین علیزاده و محمدرضا شجریان و بنان و محمدرضا لطفی، تا باخ و موتسارت و چایکوفوسکی و ویوالدی، تا دیوید گیلمور … ادامه

نویسندگان بزرگ چگونه عرق می‌ریزند!

بام تا شام نویسندگان چگونه می‌گذرد محمدحسن شهسواری: این روزها کتابی در محافل هنری پایتخت دست به دست می‌شود در مورد عادات کاری ۱۶۲ انسان مشهوری که طی چهارصد سال گذشته فرهنگ غرب را شکل داده‌اند. از فیلسوف و مخترع و فیزیکدان بگیرید تا نقاش و موزیسین و معمار و روان‌شناس و کارگردان و البته داستان‌نویس٫* از میان این بزرگان، زندگی روزانه‌ی نویسندگان برای من، که داستان‌نویسی مهم‌ترین علاقه‌ی زندگی‌ام است، مهم‌تر بود. پس وقت گذاشتم و عادات کاری آنان … ادامه

لادن طباطبایی، اوتیسم و ماجرای عجیب سگی در شب

یکی از خبرهای پی‌درپی تلخ این روزها مهاجرت لادن طباطبایی، بازیگر، به آمریکا بود. به خاطر دخترش که اوتیسم دارد. با خواندن این خبر بی‌درنگ به یاد رمان «ماجرای سگی در نیمه‌شب» افتادم که، از اتفاق، مدتی است آن را داده‌ام دست پسرم و این روزها از خواندن آن هیجان‌زده است. رمانی که شخصیت اصلی و راوی آن یک نوجوان اوتیستیک است. این رمان شهرت بین‌المللی دارد، برنده‌ی جوایز بسیار شده و دست‌کم سه ترجمه از آن در ایران منتشر … ادامه

نم اشکی و با خود گفت‌وگویی

مصاحبه‌ی پرویز جاهد با عباس کیارستمی درباره‌ی حافظ به روایت کیارستمی پرویز جاهد پرویز جاهد: روز جمعه چهارم اسفند ۱۳۸۵ یک روز قبل از سفر عباس کیارستمی به نیویورک برای شرکت در برنامه‌ای که برای بزرگداشت او در موزه‌ی هنرهای مدرن نیویورک (موما) تدارک دیده شده بود، برای انجام گفت‌وگویی با او در باره‌ی کتابش «حافظ به روایت کیارستمی» که همان زمان در ایران منتشر شده بود، به خانه‌اش رفتم. خانه‌ای با معماری زیبا در محله‌ی قدیمی چیذر تهران در … ادامه

بزرگ‌ولنگاری که تو بودی!

از زمین و زمان، آه و سوز است که در سوگ عباس کیارستمی به آسمان بلند می‌شود و بر جان‌ها می‌نشیند. در دنیای پررسانه‌ی آزاد امروز، کار از تسلیت‌گویی رئیس جمهور سابق و لاحق و وزیر و وکیل گذشته و رسیده حتا به کامران نجف‌زاده، که از مظاهر پرفروغ مهرورزی و صداقت نظام است. کم مانده ابراهیم حاتمی‌کیا هم نسخه‌ی جدیدی از «آژانس شیشه‌ای» را تدوین کند و عینکِ سیاهِ فیلمساز داخل آژانس را بردارد و بزند به چشم خودش … ادامه