اثر انگشتِ علیرضا محمودی در جنایت جردن

مریم مهتدی: بالأخره سروکله‌ی یک کارآگاه واقعی ایرانی در ادبیات داستانیِ امروزمان پیدا شد. سروان هوشنگ توانا، ملقب به هوشنگ هرکول، افسر اداره‌ی آگاهی و بهترین کارآگاه دایره‌‌ی قتل. «جنایت جردن» اولین دفتر خاطرات او ست که از یک‌هفته مانده به عید شروع می‌شود و با حل معمای جنایت جردن در بیست و هشتم اسفند، تمام. جمعه، بیست و سوم اسفند با هزار بدبختی دوکیلو خرما و سه ‌تا شیشه گلاب رو با مترو بردم تا بهشت‌زهرا. قبرها کنار هم. … ادامه

انضباط بی‌دسته‌اش قشنگ است!

اصلاً من اگر جای فرهنگستان زبان فارسی بودم، اعلام می‌کردم که ملت بی‌خیال «انضباط» بشوند و از این پس همه به جای «انضباط» با ضاد بنویسند «انظباط» با ظ. از بس این کلمه را غلط می‌نویسند. همه هم می‌نویسند: دبستانی و دانشجو و سیاستمدار و حتا روزنامه‌نگار و نویسنده. عجیب این‌که «انضباط» مسئله‌ی تاریخی و ملی هر ایرانی بوده و هست؛ نکند یادمان رفته شمشیر نمره‌ی انضباط را که از کلاس اول دبستان بالای سرمان بلند ‌شد و تا دوران … ادامه

تعطیلی برنامه‌ی «دستان» به بهانه‌ی ارزن روی طناب!

یک برنامه‌ی رادیویی یا تلویزیونی فرهنگی یا هنری وقتی چندین سال دوام می‌آورد، دیگر فقط یک برنامه نیست؛ تبدیل می‌شود به یک نهاد. و صداوسیما چه راحت بنیان یک نهاد را با تعطیلی آن متلاشی می‌کند. در کم‌تر از یک هفته، خبر تعطیل شدن سه برنامه‌‌ی رادیویی و تلویزیونی منتشر شد. نخست برنامه‌ی تلویزیونی «رادیو هفت» بعد از ۵ سال پخش زنده‌ی شبانه. این برنامه که هر شب با مجری‌ای متفاوت پخش می‌شد چه داشت؟ موسیقی آرام، قصه‌خوانی، گفت‌و‌گو در … ادامه

رسانه‌ها به چه کار می‌آیند اگر این را نبینند؟

مهدی جامی: تاریخ جامع ایران بدون تردید بزرگ‌ترین پروژه‌ی تحقیق در تاریخ ایران است که به پایان رسیده و منتشر شده است. تاریخ جامع ایران بدون تردید بزرگ‌ترین مجموعه کتاب جدی و سنگین آکادمیک و دانشورانه است که در تاریخ معاصر و بعد از رواج چاپ در ایران منتشر می‌شود. تاریخ جامع ایران یکی از سریع‌ترین پروژه‌های بزرگ تحقیقی در تاریخ ایران و شاید منطقه است که در عرض کمتر از ۱۴ سال طراحی و برنامه‌ریزی و سفارش و اجرا و ویرایش و آماده‌سازی و چاپ شده است. تاریخ جامع … ادامه

نام و نام خانوادگی: غلط غلط‌زاده!

این روزها غلط‌ املایی به طاعون می‌ماند. در اینترنت و انواع سایت‌های خبری و هزار جور شبکه‌ی مجازی، به هر طرف که سر می‌کشی، با پوز می‌خوری به دیوار غلط‌های املایی عجیب و غریب. خبرگزاری و تلگرامِ شخصی هم فرقی نمی‌کند. اما این‌که نام و نام خانوادگی را غلط بنویسیم، از سخت‌ترین غلط نوشتن‌ها ست! برای خود من بارها پیش آمده که متصدی یا منشی یا کارمندی فامیلم را به جای «شکراللهی» نوشته است «شکراله‌ی». یا خیلی که به ذهنش … ادامه

نویسنده‌ای که به عنوان حق‌التألیفِ کتابش چند تا شلوار گرفت

معصومه ناصری: احمد محمود، جایی از یادداشت‌های روزانه‌اش در روز شانزده آذر ۶۴ می‌نویسد: «واقعاً که نویسنده تو مملکت ما باید پوستش از پوست کرگدن کلفت‌تر باشد تا بتواند به نوشتن ادامه بدهد.» این بعد از شرحی است که درباره گیر کردن رمان همسایه‌ها به قول خودش در “اداره‌ی سانسور شاهنشاهی‌” و وزارت ارشاد جمهوری اسلامی نوشته است. این یادداشت‌ها بخشی از کتابی است که با عنوان «دیدار با احمد محمود» با همت فرزندانش؛ سارک، بابک و سیامک محمود (اعطا) … ادامه

سنگ واکندن، سنگ دیگری را به سینه زدن

شیرینی زبان ـ ۲۵چه بسیار پیش آمده که با کسی نشسته‌اید و سنگ‌هایتان را واکنده‌اید. و چه بسیار پیش آمده که کسی را نکوهیده یا ستوده‌اید که سنگ دیگری را به سینه می‌زند. هر دو کار از کارهای معمول همه‌ی ما ست و در هر دو مورد هم مَثَلی که برای آن‌ها به کار می‌بریم، مثَلی آشنا ست و پرکاربرد. اما کم‌تر کسی هست که با ریشه‌ی این دو ضرب‌المثل آشنا باشد و بداند خاستگاه آن کجا و چه بوده … ادامه

ظهور به‌موقع؛ یا آه، استانبول!

وقتی حسادت خیلی هم چیز بدی نباشدپیام یزدانی: حالا کاری نداریم، اما آدم واقعاً نباید حسود باشد. حسودی بد است. به قول همین آقای پاموک، که الان دارید معرفی کتابش را می‌خوانید که بعدش بروید و بخرید… نه؟ هنوز تصمیم نگرفته‌اید بخرید؟ حالا کاری نداریم، اما خوب نیست آدم مذبذب باشد. تذبذب از حسودی هم بدتر است… بله، به قول آقای پاموک در همین کتاب رنگ‌های دیگر، «من ترجیح می‌دهم نویسنده‌ی اثر [ی که دارم آن را می‌خوانم] مرده باشد، … ادامه