تکه‌ای از نامه‌ای منتشرنشده از احمد محمود

روایتِ احمد محمود از جایزه‌ی بزرگی که قرار بود در دولت خاتمی به او تقدیم شود، اما با رسیدن یک پیام از بالا بر اثر فشار محکمی از پایین، در آخرین لحظه از او دریغ شد. دوست عزیز، برزو خان نابت چند روزی می‌شود که نامه‌ات را دریافت کرده‌ام. باور کن خوشحال شدم. بعد از … ادامه

نویسنده‌ای که به عنوان حق‌التألیفِ کتابش چند تا شلوار گرفت

معصومه ناصری: احمد محمود، جایی از یادداشت‌های روزانه‌اش در روز شانزده آذر ۶۴ می‌نویسد: «واقعاً که نویسنده تو مملکت ما باید پوستش از پوست کرگدن کلفت‌تر باشد تا بتواند به نوشتن ادامه بدهد.» این بعد از شرحی است که درباره گیر کردن رمان همسایه‌ها به قول خودش در “اداره‌ی سانسور شاهنشاهی‌” و وزارت ارشاد جمهوری … ادامه