همدان با دانشجوها

می‌خوام برم بر همدون، ولی کاری با رمضون ندارم! نخستین جشنواره‌ی دانشجویان وبلاگ‌نویس ایران از فردا در این شهر برگزار می‌شود و من هم درست مثل بیش‌تر کاندیداهای ریاست جمهوری که به‌رغم میل‌شان و به زور و ناراحتی کاندیدا شده‌اند، به‌رغم میلم و گرفتاری‌های بسیار، داوری بخش فرهنگی آن را ـ همراه دو نفر دیگر … ادامه

انقلاب با وبلاگ

گفت‌وگوی اسدالله علیمحمدی عزیز را با من در وبلاگش بخوانید؛ درباره‌ی خودم، زندگی‌ام، شغلم، وبلاگ، رسانه، زبان، ابتذال، سیاست، کاندوم، و این که چگونه می‌شود با وبلاگ انقلاب کرد. اگر نظری هم دارید، همان‌جا بنویسید. [لینک]

چاکریم جناب سروان

یا چگونه یاد گرفتم در یک «پذیرایی»  لخت و بی‎قواره که اگر قل‎قل قابلمه روی گاز که از آن بخار بلند می‎شد، نبود، گمان می‎کردم ذی‎روحی  آن‎جا زندگی نمی‎کند، شواهد بازپرسی را کنار هم گذارده، آن‎ها را با اظهارات مظنونین تطبیق داده، پنج حس اصلی را سامان داده، حس ششم را فعال کرده، از تجربیات … ادامه

من مصرانه خواستار دربند ماندن اکبر گنجی هستم.

جوالدوزدر خبرچین، خبرگزاری وبلاگ‌شهر نام وبلاگ مرا در میان بیش از یک‌سد وبلاگی آورده‌اند که «مصرانه خواستار آزادی اکبر گنجی هستند.» بنده حضورم را در این سیاهه‌ی بلند و ننگین قویا و شدیدا تکذیب می‌کنم. حقیر نه تنها «مصرانه» خواستار آزادی اکبر گنجی نیستم، و نه تنها «خواستار معمولی» آزادی او هم نیستم، که «مصرانه» … ادامه

داستان‎هایی معمولی از نویسنده‎ای که یک دنیا می‎‌ارزد!

خوابگرد: «با گارد باز» مجموعه‌ی بیست داستان کوتاه «حسین سناپور» ـ یکی از نویسندگان محبوبم ـ را هنوز نخوانده‌ام. معمولا نویسنده‌ها رمان‌های‌شان را پس از مجموعه‌داستان‌شان منتشر می‌کنند، ولی سناپور  پس از رمان‌های «نیمه غایب» و «ویران می‌آیی» مجموعه‌داستانش «با گارد باز» را تازگی‌ها با نشان نشر چشمه منتشر کرده. چون این کتاب را نخوانده‌ام، چیزی … ادامه

دسته‎گلی از پرانتز چند نکته درباره‌ی‌ ساختار داستان‌های سالینجر

اشارهدر سال گذشته، در یکی از نشست‎های کتاب ادبیات و فلسفه من و نویسنده و مترجم محترم آقای مصطفی مستور درباره‎ی آثار «سلینجر» صحبت کردیم. مستور بیش‎تر به محتوای آثار او نظر داشت که که می‌توانید مشروح آن را در مقاله‎ی پرمغزی با نام «سلینجر و ژرف‎نگاری معصومیت» در شماره‌‌ی اخیر ادبیات و فلسفه (۸۷ … ادامه

راویان ایران‌زمین خواهند مرد ، اما نه در غربت

«این نوشته چیست به آن لینک داده‌ای درباب معروفی درغربت؟ چی می‌خواهد بگوید؟ وسط دعوا تکلیف چی را می‌خواهد معلوم کند؟ چرا همه را به یک چوب می‌راند؟ متر و معیارت برای این لینک چی بوده؟ جنازه‌ی مسکوب را می‌آورند ایران به خاک بسپرند و مسکوب هم همیشه به ایران رفت و آمد داشت و … ادامه

مردمی هستیم بافرهنگ، اما نادان و ناتوان

“تاریخ چندهزارساله‌ی ما آن‌قدر فراز و نشیب دارد، تکان‌ها و چرخش‌هاى سخت و غافلگیرکننده دارد که نمى‌توانم در چند جمله بیان کنم. اما در این دو سه قرن اخیر ما مردمى هستیم با فرهنگ اما در زندگى اجتماعى نادان و ناتوان. با وجود پشتوانه‌ی غنى هنوز یاد نگرفته‌ایم که با همدیگر چگونه کنار بیاییم. و … ادامه

وقتی به ارزش داستان‌نویسی آگاه باشیم

حتما با این کلام آشنایید که «هر کتابی ارزش یک‌بار خواندن را دارد». به باور من می‌شود گفت: «هر کتابی ارزش یک‌بار نوشته‌شدن را دارد!» و هنـگامی که پای ادبیـات داسـتانی در میـان باشـد، ایـن «ارزش» دوچندان می‌شـود. پیام یزدانجو ـ ی جوان ـ  را پیش‌تر به خاطر ترجمه و تألیف چندین و چند کتاب … ادامه