کتاب در سال ۹۷؛ ‘ملت در جست‌وجوی عشق’

سالی که نکوست سال نکوی ۱۳۹۷ برای کتابخوانان از بهارش پیدا بود که با مرگِ داریوش شایگان آغاز شد. ۸۳ ساله بود که رفت، اما کوه دانش و معرفتش چنان شکوهمند بود و استوار که رفتنش برای انبوهِ خوانندگانش باورناپذیر می‌نمود و بیشتر به گم شدن از میانِ زندگان شباهت داشت تا پیوستن به مردگان. نگاهِ خودِ شایگان به مرگ نیز در سایه‌ی زندگی تعریف می‌شد که می‌گفت: ‏«مرگ برای آدمِ مدرنِ امروز هم‌چنان یک مسئله است، چون نسبت به … ادامه

در ستایشِ عادل فردوسی‌پور که عادل فردوسی‌پور ماند

آرمان ریاحی: عادل فردوسی‌پور شگفتی‌آفرین است. از کراماتش یکی این‌که روزی برای زیارتِ امام رضا(ع) با همراهانش به صحن می‌رود و به ضریح نرسیده متولّیانِ حرم بیرونش می‌کنند. مؤمنین ضریح را رها کرده و به ‌گردِ او حلقه زده بودند و چنان ولوله‌ای برپا شده بود که چاره‌ای جز  دور کردن مرکز توجّه نمانده بود. او با دستانش معجزه می‌کرد. در حالت عادی دستانش ول و وارفته‌اند و وقتی می‌نشست، دست‌ها و گردن لنگر می‌خوردند؛ بی‌تناسبِ جمال‌شناسانه. ولی کافی بود … ادامه

انتشارِ رمانِ یولسیز (اولیس) جیمز جویس در انتشاراتِ نوگام با یاریِ شما در بهار ۱۳۹۸

برای پی‌گیریِ خبرِ انتشارِ یولسیز و همکاری در پروژه‌ی انتشار آن، به این لینک در وب‌سایتِ انتشاراتِ نوگام مراجعه کنید. چرا یولسیز؟ چرا باید تا این اندازه اهمیت بدهیم به یک روز (۱۶ ژوئن ۱۹۰۴) از زندگی مردی سی‌و‌هشت ساله، کارگر آگهی‌های روزنامه‌ها، یهودی‌ تغییرمذهب‌داده، و زن بی‌وفا و درمانده‌اش و جوان بیست و دوساله‌ی افسرده، رهایی‌یافته از مذهب کاتولیک که دلش می‌خواهد او را نویسنده‌ای برجسته و سرشناس بدانند، گرچه جز مشتی مطالب عجیب چیزی ننوشته است؟ چرا باید … ادامه

غربت وطنِ آدم را بیدار می‌کند

درباره‌ی «در حضرتِ رازِ وطن»، نوشته‌ی رضا فرخ‌فال رضا شکراللهی: وطن کجاست که آوازِ آشنای تو چنین دور می‌نماید؟ این سؤالِ شاملو، فارغ از بافتِ شاعرانه‌اش، پیچیده‌ترین پرسشی است که در میانسالی یقه‌ام را چسبیده. وطنِ من زبانِ من است؟ یا، به‌تعبیرِ احسانِ یارشاطر با آن‌همه دورافتادگیِ زمانی و مکانی از خاکِ ایران، وطنِ من زبانِ فارسی است؟ یا نکند، به‌اعتقادِ میلان کوندرا که او هم بس دور افتاده است از خاکِ زادگاهش، وطن چیزی نیست جز توهّم و افسانه؟ … ادامه

تولدِ نشریه‌ای جدید ویژه‌ی معرفی کتاب، به نامِ رود

رود جایی است برای تن زدن به آبِ کتاب مهری بهفر: نشریه‌ای سراسر ویژه‌ی معرفی کتاب و نه هیچ‌چیز دیگر؛ نه مصاحبه و میزگرد، نه مقاله و یادداشت و گفتار و جستار، نه داستان‌کوتاه و شعر، نه نامه‌های کوتاه و بلند به سردبیر و نه حتی نقد و بررسی، یا تحلیل و واکاوی و کالبدشکافی متن؛ هیچ‌کدام، نشریه‌ای مختصِ معرفیِ کتاب می‌خواستم. بیست سال پیش در پی‌اش بودم. نشد. برآمد برین روزگاری دراز. ذهن من در این سال‌ها مثلِ گلِ … ادامه

امید در تاریکی

امید در تاریکی تاریخ‌های ناگفته و احتمالات بی‌‌کران ربه‌کا سولنیت، نویسنده و مورخ و کنش‌گر، هجده کتاب دربارۀ محیط زیست، مناظر، اجتماع، هنر، سیاست، امید و حافظه نوشته است، ازجمله این کتاب‌ها: این حوالی دوردست؛ راهنمای میدانی برای گم شدن؛ سفردوستی؛ تاریخچۀ راه رفتن؛ رود سایه‌ها: ادویرد مایبریج و غرب وحشی تکنولوژیک (که به خاطرش جایزۀ گوگنهایم، جایزۀ حلقۀ منتقدان کتاب ملی در حوزۀ نقد و جایزۀ ادبی لنان را دریافت کرد). او که از کودکستان تا تحصیلات عالیه را … ادامه

رمانِ عیار ناتمام را بخوانید

“صدای تلویزیون را از توی حمام می‌شنید. یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای تظاهراتِ دیروزِ مردم را نشان می‌داد و شعارهای مردم را. خون بود که از تنش شسته می‌شد و راه می‌کشید سمتِ چاهک. این تصویر را هم توی خیلی از فیلم‌ها دیده بود. فکر کرد دنیا دیگر هیچ حرفِ تازه‌ای برای گفتن ندارد. حوله را پیچید دورِ تنش و همین‌که از حمام بیرون آمد، در تلویزیون چهره‌ی دختری را دید خون‌آلود که مردی سرش را در بغل گرفته بود. صدای … ادامه

فلسفه‌ی گیومه‌گذاری و کاربردِ گیومه در متن فارسی

معین پایدار: اگر از چراییِ کاری آگاه باشیم، احتمال این‌که درست از آن استفاده نکنیم ضعیف‌ می‌شود؛ اما مسئله به همین سادگی‌ها هم نیست. رسیدن به این آگاهی، انرژی جسمی و ذهنی می‌بَرد و این با تمایل آدم ناسازگار است؛ برای همین است که چیزی را از بر می‌کنیم و با تأملِ کم‌تر دست‌به‌کارش می‌شویم. نمونه‌ای از این مسئله را می‌توان در گیومه‌گذاری دید. گاه، شاهدیم که گیومه نابه‌جا به‌کار گرفته شده است. به‌قدرِ تجربه‌ و درکم، تاکنون برای گیومه بیش‌تر از … ادامه