مومیایی رضاشاه و هویت نمادین جسدها

آرمان ریاحی الف) کشف جنازه‌ی منتسب به رضاشاه در صحن حرم شاه‌عبدالعظیم حسنی پس از نزدیک به چهل سال ابهام یکی از مهمّ‌ترین و عجیب‌ترین خبرهایی بود که در این موقع می‌شد شنید. انگار تاریخ ـ هنوز معاصرـ را با همه‌ی زیروبم پر اعجابش احضارکرده باشند. آن‌هم در قرنی که هنوز به‌ سر نیامده، سه حکومت با سه نوع ایدئولوژی را در این کشور مرور کرده است که گرچه به ظاهر متفاوت بوده‌اند، شیوه‌های حکم‌رانی در آن‌ها کمابیش پیروی از … ادامه

پشت به زین یا پشتِ زین؟

رضا شکراللهی: ما مردمی هستیم ضرب‌المثل‌زده؛ همان‌قدر که جوک‌زده و سیاست‌زده و تاریخ‌زده و فرهنگ‌زده و دیگرچیزهازده. الی ماشاءالله ضرب‌المثل عامیانه و ادیبانه داریم که خوشبختانه هیچ مرگ‌شان هم نمی‌شود. تا ضرب‌المثلی می‌خواهد در سکوت و آرامش از حافظه‌ی ملت بگریزد، حادثه‌ای سیاسی یا اجتماعی یقه‌اش را می‌گیرد و آن را می‌نشاند سر جایش. در بروز انواع حوادث سیاسی و اجتماعی و اخیراً قضایی هم که هیچ کم نداریم. خبر و واقعه پشتِ خبر و واقعه. شکر خدا یکی هم … ادامه

سایت دانلود مقاله علمی (رپرتاژ)

یکی از شاخص‌های سنجش میزان توسعه و پیشرفت هر کشور، تولیدات علمی آن است و تعداد مقالات علمی منتشرشده عینی‌ترین شاخص کمّیِ آن. به عبارت دیگر، تحلیل میزان مقالات علمی یکی از شیوه‌های سنجش آن چیزی است که در نتیجه‌ی فعالیت‌های علمی یک کشور به دست می‌آید. در این میان، یکی از ملاک‌های ارزیابی توان علمی دانشگاه‌ها، شمار مقالات نمایه‌شده‌ی اعضای هیئت علمی و پژوهشگران آن است. در روندی که با عنوان «تولید علم» شناخته می‌شود، در وهله‌ی نخست مقالات … ادامه

ماجرای دستگیری قاضی مرتضوی

داستان بی‌ویرایش پنج شب پیش بود که همسایه‌ی ما به شوهرم زنگ زد که من خانه‌ام را به یک نفر، دو‌ماهه اجاره داده‌ام. گفت یک آقا هست که پدر و مادرش هم همراهش هستند. خانواده هستند. گفت که اینها خیلی به حجاب اهمیت می‌دهند و چون حیاط خانه ما به خانه آنها دید دارد، این دیوار را می‌خواهند سایه‌روشن کنند. یعنی طلق بزنند. بعد که دو شب گذشت، من به شوهرم گفتم اصلا از این خانه صدای زن نمی‌شنوم. رفت … ادامه

نه به نخواندن در نمایشگاه کتاب یا به نبودِ خوانندگان؟

شعار نمایشگاه کتاب پارسال دوحه «پیش به‌سوی جامعه‌ی متفکر» بود. شعار نمایشگاه کتاب امسال تهران «نه به کتاب نخواندن» است. با همه‌ی منفی بودنش، به‌نظر واقع‌گرایانه می‌آید برای ما! از این‌ که بگذریم، در پوستر رسمی و سه‌زبانه‌ی نمایشگاه کتاب که امروز منتشر شده و پوستر زیبایی هم هست، کلمه‌ی «قراءه» را در شعار نمایشگاه به‌اشتباه «قرأه» نوشته‌اند. «قراءه» همان است که ما در فارسی آن را به‌صورت «قرائت» درآورده‌ایم و می‌نویسیم. قرأه (که در پوستر آمده) در عربی با … ادامه

این در حالی است که

نمی‌دانم لقلقه‌ی زبان شدنِ برخی کلمه‌ها و عبارت‌ها باعث تنبلی ذهنی اهل قلم، به‌خصوص روزنامه‌نگاران، می‌شود یا تنبلی ذهنی باعث لقلقه‌ی زبان شدن آن کلمه‌ها و عبارت‌ها. شاید باید این را هم بگذاریم کنار معمای هستی‌شناسانه‌ی مرغ و تخم‌مرغ. یکی از این لقلقه‌ها، که زیادی هم لق می‌زند، همین این در حالی است که و شکل‌های گوناگون آن است که اگر آن را از برخی خبرنگاران و روزنامه‌نگاران بگیرید، احتمالاً دچار اسپاسم انگشت وسط از نوع حاد می‌شوند؛ بس که آن … ادامه

سکوت؛ میراث آسیب در کودکی

فرناز سیفی: زن در صف امضای کتاب ایستاده بود. یک نسخه از کتاب مرد نویسنده را جلوی او گذاشت تا برایش امضا کند. وقتی مرد در حال امضا بود، زن برایش گفت که چقدر با کاراکتر زن در کتاب احساس نزدیکی و همدلی می‌کند. گفت که او هم مثل زن داستان، قربانی تجاوز است. بعد زد زیر گریه. مرد نویسنده باید چیزی می‌گفت. می‌خواست چیزی بگوید. دلش می‌خواست قفل سکوت را بشکند و واقعیت را بگوید. می‌ترسید. می‌ترسید آن ماسک … ادامه

گفت‌وگوی دلارام با دلارهام!

ـ خطاب درویشانه‌ی سعدی به کیست در این بیت، «ای روی دُلارایت مجموعه‌ی زیبایی / مجموع چه غم دارد از من که پریشانم»؟ ـ سعدی، با این‌همه دلارِ چشم‌درآر، درویشی‌اش کجا بود: «هرکه دلارام دید از دلش آرام رفت.» تازه آن‌قدر جانش به دلارهایش بسته است که از بین داعش و دلار ترجیح می‌دهد به دست دلارهایش هلاک شود: «به دست دلارام خوشتر هلاک.» ـ می‌گویند مولانا هم دلخوش به دلارهایش بوده و دیروز که خواسته برود برای فروش دلارها، … ادامه

تن‌های تنها در تن تنهایی

«اگر این خیال‌ها نبود، اگر جادوی موسیقی نبود، اگر بشر آن‌قدر سرگرم چرخ و باروت و آب می‌شد که سازها را کشف نمی‌کرد، تمام آدم‌ها یکجا دق می‌کردند و می‌مردند.» اگر قرار باشد فقط یک جمله از رمان تن تنهایی را بیرون بکشم برای معرفی آن، همین یک جمله است. که اگر نبود جادوی موسیقی، این داستان هم نه‌تنها آدم‌ها و قصه‌شان که جان‌مایه و مضمون خود را هم از دست می‌داد و اصلاً پدید نمی‌آمد. تن تنهایی را سحر … ادامه