غزل اصفهانی

تو دری مچد، دلی من دسد نه می‌شد کندد، نه می‌شد بسد روزی عاشورا، عرقی جلفای نه می‌شد خوردد، نه می‌شد نسد تو گلی غمزه‌ی جلو چشمی دل نه می‌شد بود کرد، نه می‌شد دس زد دلی من گربه‌س، سنبلتیفم شنیده‌س بودا، آ شده‌س مسد نیمیگم اصی نبودم عاشق ولی عشقی تو همه را پس زد برا من بسس که تو آلو شی تا به ما بلکی برسد هسد برا من بسس که گزی آرتی بخوری من شم آرتی لا … ادامه

فرهنگ‌وران سفرکرده‌ی سال ۹۶

در سال ۹۶ خبر بد و فاجعه‌بار کم نداشتیم. از جمله‌ی آن‌ها درگذشت شماری از اهل قلم بود که برخی عمری دراز داشتند و برخی هم مرگ‌شان برای ما ناگهانی بود. برای خود من مرگ مدیا کاشیگر نازنین، محسن سلیمانی، مجتبی عبدالله‌نژاد و خودکشی کورش اسدی بسیار جانکاه بود. نویسندگان و مترجمان و پژوهشگران سفرکرده در سال ۹۶ مدیا کاشیگر، مترجم و نویسنده و فعال فرهنگی، (زاده‌ی ۱۱ اردیبهشت ۱۳۳۵ یزد) ۷ مرداد در پی مشکلات تنفسی در ۶۱ سالگی … ادامه

نامه‌ای نه فقط به سیمین

لیلا نصیری‌ها: می‌خواهم مطلبم را با یادی از استاد درخشانی آغاز کنم که از تواضع، افتادگی، دانش، استادی و شیوه تدریسش چه‌ها که در جوانی نیاموختم. آموخته‌هایم از محضر این استاد به آن سال‌هایی از جوانی برمی‌گردد که سر پرشوری داشتم و چنان تند و تیز و زبان‌دراز و سرکش بودم که در جا می‌توانستم به همه چیز اعتراض کنم و با همه چیز مخالفت کنم. اما دانش و کاردانی آدم‌ها جزءِ معدود چیزهایی بود که آن موقع‌ها مرعوب و … ادامه

وقتی کارگر یا کشاورز شاعر می‌شود

امین حسینیون: در فیلم «جلادها هم می‌میرند» (۱۹۴۳)، که فریتز لانگ آن را بر اساس متن برتولت برشت ساخت، نازی‌ها عده‌ای را گروگان گرفته‌اند و گفته‌اند اگر چریکی که فرمانده آلمانی پراگ را کشته خودش را تسلیم نکند، به ترتیب همه را اعدام خواهند کرد. گروگان‌ها از همه قشری هستند: ژنرال، کارگر، معلم، یک نفر استاد تاریخ و یک نفر شاعر (استعاره‌ای از ملتِ چک). در صحنه‌ی دو دقیقه‌ای که در زیر این پست می‌بینید، استاد تاریخ، نُوُتنی، با نِکوالِ … ادامه

استیون هاوکینگ

آرمان ریاحی: نمی‌دانم آیا استیون هاوکینگ هیچ‌وقت به بدیل سینمایی خود در فیلم «دکتر استرنج‌لاو» با بازی تابناک پیتر سلرز فکر کرده بود یا نه. همان دانشمند معلولی که در سکانسی کوتاه از شاهکار استنلی کوبریک، با نام دوّم و عجیب «چگونه یاد گرفتم از نگرانی دست بردارم و بمب را دوست بدارم»، ناگهان ظهور کرد و مانند یک پیامبر ترسناک با خون‌‌سردی تکان‌دهنده‌ای از به‌کار افتادن ماشین پایان زمان خبر داد و کاملاً معلوم بود که از تصوّر خلبان‌ـ‌کابوی بمب‌سوار … ادامه

پیدا کنید دکتر مصدق را!

رضا شکراللهی: دیروز روز مسابقه‌ی برخی روزنامه‌نگاران بود برای ارسال و انتشار خبر تغییر نام خیابان نفت به خیابان دکتر مصدق. خبری که خیلی‌ها را خوشحال کرد و خیلی‌ها را هم ناراحت. خوشحالان که معلوم است چه کسانی بودند؛ بخشی از مردمی که نزدیک چهل سال است کمترین توقع‌شان از شهرداری یا شورای شهرشان همین بوده است. ناراحتان هم دو دسته بودند. یک دسته همان اقلیتی که کلاً با هرچه به ملیت و ایرانیت ربط دارد، از جمله مصدق، مشکل … ادامه

چاپ دوم مزخرفات فارسی

خوشبختانه، پیش از آن‌که سال به آخر برسد و عید بشود، چاپ دوم کتاب مزخرفات فارسی منتشر شد. دوستان و عزیزانی که لطف داشتند و سراغش را می‌گرفتند، برای خودشان یا برای هدیه دادن، حالا می‌توانند آن را از فروشگاه نشر ققنوس (داخل پاساژ بازارچه‌ی کتاب خیابان انقلاب) تهیه کنند. از طریق وب‌سایت نشر ققنوس هم می‌توان سفارش داد. امیدوارم به‌زودی در شهرکتاب‌ها و سایر کتاب‌فروشی‌ها هم توزیع بشود. لینک خرید کتاب از طریق سایت نشر ققنوس لینک خرید نسخه‌ی الکترونیکی از … ادامه

تابع مهمل چیست؟

دکتر محمد جعفر ملک‌زاده: موضوع تابع مهمل، علاوه بر این‌که در ادبیات ایران مطرح است، موضوعی است که در زبان محاوره، همه با آن سر و کار دارند، اما متأسفانه کمتر بدان توجه شده است. همه‌ی اَشکال آن شناسایی و معرفی نشده و قواعد آن با همه‌ی سادگی تدوین نیافته است و، از همه مهم‌تر، به دلیل این بی‌توجهی و هم‌چنین به سبب مطالعه‌ی اندک در زمینه‌ی لغات عامیانه و واژه‌های محلی، بسیاری از ترکیباتی که در فرهنگ عامیانه به‌کار … ادامه