اتاق تنهایی؛ بدون پوینده، فرهاد و هادی غبرایی

هومن عباسپور: مرداد ۸۲ بود که در «دانشنامه‌ی دانش‌گستر» هادی غبرایی برای قرارداد ترجمه‌ و ویرایش مقالاتی به دفترمان آمد. مردی نسبتاً تنومند که موهای جوگندمی‌اش از پشت کم‌پشت شده بود ولی هنوز بالای سرش تکه‌ای مو مانده بود. پیراهن چهارخانه‌ی درشت سرخابی و شلوار مشکی مخمل‌کبریتی با کفش مشکی نه‌چندان نو، ولی تمیز. ریش پرفسوری‌اش از موهایش سفیدتر شده بود و لبه‌های ریش تا زیر گردنش امتداد داشت. چشم‌های تیره‌اش نگاهی نجیبانه و چهره‌ای کودکانه داشت؛ درست مثل پسربچه‌ای … ادامه

نیشگون یا نشگون‌های ایرانی!

داستان از این‌جا شروع شد که یکی دو روز پیش کسی در توئیتر نوشت: «با دختردایی کرمونی دعوا کردم و نیشگونش گرفتم. رفت به مامانش گفت: من رو مالون گرفته. داد می‌زدم دروغگو، من فقط پنجِرو گرفتم.» پس از‌ آن، دیگران هم شروع کردند به نوشتن از این‌که در زبان یا گویش محلی خود به نیشگون چه می‌گویند. شماری از آن‌ها را فهرست کرده‌ام بدون نام نویسنده، که هم لذت‌بخش است هم بسی شگفت. پیش از این‌که با این اسامیِ … ادامه

اول شهریور، تولد جناب مستطاب نجف دریابندری

هومن عباسپور: اینجا آبادان است؛ اول شهریور ۱۳۰۸ خورشیدی. امروز، در خانواده‌ی ناخدا خلفِ بوشهری، آقا نجف دریابندری به‌دنیا می‌آید که با سرِ پرشورَش بعدها به زندان می‌افتد و به اعدام محکوم شود، ولی با تخفیفِ مجازات در زندان می‌مانَد و وداع با اسلحه را ترجمه می‌کند. حالا سال‌هاست که نجف دریابندری از اسطوره‌های ترجمه در ایران است؛ نواده‌ی معنویِ حُنَین بن اسحاق، از تبار مترجمانی که، افزون بر آنکه پیوندگاهِ فرهنگ‌ها بوده‌اند، در اندیشۀ فرهیختگان تأثیر گذارده‌اند. دریابندری مترجمی … ادامه

خنده‌های جنگ‌زده با جری لوئیس

رضا شکراللهی: هم جری لوئیس آن‌قدر پیر بود به‌هنگام مرگ و هم نسل ما آن‌قدر پا به سن گذاشته که خبر درگذشت او جز بر دل شماری از ما غبار غم ننشاند. غم که نه، تلنگری برای افتادن در تونل زمان و بازگشتِ آنی به دورانی نوستالژیک که به هزار سال قبل می‌ماند. دورانی که به محاصره‌ی جنگ و غم و درد و مرگ انباشته در زمان می‌گذشت و فرشتگان لبخند‌ نادر بودند، از جمله همین جری لوئیس با دوبله‌ی … ادامه

کودتاهای ایران

پیشنهاد کتاب به بهانه‌ی ۲۸ مرداد بهمن دارالشفایی: کودتاهای ایران بررسی چهار کودتایی است که در ایران اتفاق افتاده: به توپ بستن مجلس اول، انحلال مجلس دوم، ۳ اسفند و ۲۸ مرداد. سهراب یزدانی، نویسنده‌ی کتاب، از جدی‌ترین پژوهشگران تاریخی امروز ایران است که تا جایی که من اطلاع دارم برای تحقیق و نوشتن این کتاب چند سال وقت صرف کرده. یزدانی سعی کرده در این کتاب به الگویی برای کودتاهایی که در ایران اتفاق افتاده برسد. در فصل اول، … ادامه

داستان کوتاه «خیابان اج‌مانت» دکتروف

ای. ال. دکتروف (E. L. Doctorow)، نویسنده‌ی شهیر آمریکایی، که رمان‌های تاریخی‌اش شهرت فراوانی دارد، دو سال پیش در ۸۴ سالگی درگذشت. مشهورترین رمان دکتروف «رگتایم» است که «نجف دریابندری» آن را به فارسی ترجمه کرد و در ایران او را بیشتر با این رمان می‌شناسند. دکتروف معتقد بود «نویسندگی فرم پذیرفته‌شده‌ی شیزوفرنی در جامعه است.» در داستان کوتاه «خیابان اج‌مانت»، دکتروف داستان را به‌گونه‌ای سهل ممتنع روایت می‌کند؛ داستانی از سر تا ته، فقط گفت‌وگو، اما با فضاسازی‌های درخشان … ادامه

در گذرگاه سه هزار صفحه رمان آخرالزمانی

«دنیا به سلحشورهاش نیاز داره و یه روزی می‌آد که غیر این هیچی ارزش نداره.» سرگرد لوسش گریر محمدحسن شهسواری: هیچ خواننده‌ای به اندازه‌ی خواننده‌ی رمان ژانر تکلیفش روشن نیست. اگر علاقه‌مندِ کارهای جنایی معمایی باشد، یک‌راست می‌رود سراغ چنین آثاری، و اگر ترسناک، همین‌طور و اگرهای دیگر. اگر هم از ژانری خوشش نیاید، اوضاع به همین منوال است. یک نفر هم ممکن است غواصی در آثار آخرالزمانی (Apocalyptic) برایش اندوخته‌هایی درخور داشته باشد. کمابیش، تمام آثار آخرالزمانی در پی … ادامه

گزارش آماری و تحلیلیِ افزایش چشمگیر فحش در ادبیات

نوشته‌ی اَلیسون فلاد[۱] در گاردین مترجم: صدیقه قلی‌پور آمار حیرت‌انگیز: جامعه‌ی دانشگاهی ایالات متحده به آماری از رشد حیرت‌انگیز استفاده از فحش در کتاب‌ها دست یافت. تحلیل متنی بیش از یک میلیون کتاب توسط متخصصان نشان می‌دهد که از میانه‌ی دهه‌ی ۱۹۵۰ به بعد به‌کار بردن فحش به‌طرز تکان‌دهنده‌ای فراگیر شده است. مارک تواین زمانی نوشته بود «در هر خانه‌ای باید اتاقی برای فحاشی وجود داشته باشد» چرا که «اجبار به سرکوب چنین احساساتی آسیب‌زا است.» اگر این رمان‌نویس بزرگ آمریکایی  امروز … ادامه

ملاقات اسماعیل فصیح با ارنست همینگوی به قلم خودش

رضا شکراللهی: زنده‌یاد اسماعیل فصیح نویسنده‌ای بود پرکار، اما خاموش و گوشه‌نشین. اگر اشتباه نکنم، فقط دو بار به مصاحبه و گفتن از خودش تن داد، که دومی‌اش گفت‌وگوی مفصل با سعید کمالی دهقان بود در سال ۸۶، وقتی سعید در بیمارستان در کنارش بود. متن کامل این گپ مبسوط را سعید در کتاب «دوازده به علاوه‌ی یک» آورده و ماجرای معروف دیدار فصیح با ارنست همینگوی را هم از زبان او روایت کرده است. اسماعیل فصیح در زمان مرگ … ادامه