یک عدد ویرگول صدهزار میلیارد تومانی!

گذشت آن زمانی که در اهمیت ویرگول از عبارت «بخشش لازم نیست اعدامش کنید» استفاده می‌کردیم. امروزه واژه‌ی ویرگول را هم برای برند تجاری استفاده می‌کنند، هم برای نام کافه، هم خالش را ملت روی دست و بال و آن‌جایشان می‌کوبند. اگر استفاده از ویرگول و دانستن جای درست آن در نوشتار به‌تعبیر خیلی‌ها قرتی‌بازی باشد، دست‌کم می‌توان با اسم و ریختش ژست فرهنگی گرفت؛ آن‌قدر هم خوشگل است و خوش‌آهنگ لامصب که هیچ‌کس حتا یک‌بار هم نمی‌گوید چه ژست … ادامه

خطا در ترجمه و بدفهمی در ترجمان | محمد قائد

با نگاهی به شرایط کلی نگارش و ویرایش در ایران، محصولات عرضه شده در بازار ترجمه می‌توانست بسیار بدتر باشد. به اینها بیفزاییم سطح آموزش انشای فارسی در مدرسه و زبان خارجی در دانشگاه را. تقریباً تمام ایرادهای فت‌وفراوانی که اهل ترجمه از دههٔ‌ ۴۰ به کار همدیگر ‌‌گرفته‌اند وارد بوده است و مترجم مورد انتقاد ندرتاً ‌توانسته یک یا چند مورد را با برهان رد کند. البته منتقد بسیار دقیق متمایز از مترجم بسیار سهل‌انگار است اما مشکل بتوان … ادامه

درباره‌ی لقب توهین‌آمیز سرخپوست و جایگزین درست آن

اکرم پدرام‌نیا: تا کنون به کلمه‌ی سرخپوست (سرخ‌پوست) فکر کرده‌اید؟ گویندگان و نویسندگان فارسی‌زبان، در زبان گفتار و زبان نوشتار، اعم از کتاب‌ها و فیلم‌نامه‌های سینمایی و تلویزیونی و نوشته‌های کوتاه و بلند در فضاهای مجازی و روزنامه‌ها، هنگام یاد کردن از ساکنان اولیه‌ی آمریکا و کانادا هم‌چنان از کلمه‌ی سرخپوست استفاده می‌کنند، ولی شاید ندانید که این اسم در نظر خودِ این مردم اهانت‌بار است و مبنای نژادپرستی دارد. وقتی در مدت زمان سه هفته، واژه‌ی سرخپوست را در … ادامه

سلبریتی شمایید و دیوانه‌ی زنجیری ما!

در واکنش به خزعبلات سالومه، مجری من‌وتو سخت‌ترین کار دنیا، دست‌کم برای من، نوشتن درباره‌ی بدیهیات است؛ به‌خصوص برای کسی که افق دیدش از نوک دماغ مبارکش فراتر نمی‌رود. مثلاً این‌که داستان‌نویس باشی و بخواهی به کله‌ی سانسورچی کتابت فرو کنی که شخصیت قاتل کثافت‌کار داستانت وقتی می‌خواهد فحش بدهد، نمی‌گوید «مرتیکه‌ی عوضی»، بلکه در بهداشتی‌ترین حالت می‌گوید «مرتیکه‌ی مادرقحبه»! تکلیفت با سانسورچی وظیفه‌خوار حکومت روشن است؛ زورش زیاد است و دستت زیر تیغ تیز او. عاقبت زبان به کام … ادامه

بیداد سکوت شجریان

داستانکِ اولین‌بار نوشته‌ی مهام میقانی برای من که شانزده هفته می‌شد در اتاقی بیست‌وچهارمتری با چهار تخت دوطبقه و هفت مردِ درابتداغریبه زندگی می‌کردم، خیلی چیزها غم‌انگیز بود؛ اما من، که سال‌ها هر روز دستِ‌کم دو ساعت روبه‌روی دستگاه گرامِ چهل‌ساله‌ام می‌نشستم و عادت کرده بودم هم‌زمان با گوش‌دادن به موسیقی، چرخشِ تسکین‌دهنده‌ی صفحه را روی گرام دنبال کنم، محروم‌ماندن از موسیقی بزرگ‌ترین عذابِ آن شانزده هفته بود. به ما اجازه می‌دادند روزی یک ‌ساعت در سالن اجتماعات، تلویزیون تماشا … ادامه

سرزمین مأمورهای مخفی

داستان‌هایی از پشت دیوار برلین کتابی که به ۱۳ زبان و در ۷۰ کشور منتشر شده است. سرزمین مأمورهای مخفی (Stasiland) داستان‌هایی است از زندگی مردم در پشت دیوار برلین؛ زندگی در سایه‌ی حکومتی که به ارتش اشتازی، پلیس مخفی مخوف جمهوری دمکراتیک آلمان شرقی، اتکا داشت. اشتازی ارتشی داخلی بود که تحت نظر دولت کار می‌کرد. وظیفه‌اش دانستن همه‌چیز بود درباره‌ی همه‌کس و با استفاده از هر ابزاری که می‌خواست. می‌دانست مهمانان‌تان کیست‌اند، می‌دانست به چه کسی تلفن می‌کنید … ادامه

قصه‌ی تکراری پاک‌سازی فارسی از عربی

نظر سیّدحسن تقی‌زاده دربارۀ سره‌گرایی بدبختانه همین بدعت تصفیۀ زبان فارسی و افراط در ضدّیّت با لغات فارسی ِ عربی‌الاصل که چندی است در بین طبقه‌ای از متجددین شایع شده،… افتراق ما را با ملّت افغان و پاکستان و ترکی‌زبان ِ همسایه زیاد نموده و ما را نسبت به هم پاک بیگانه می‌کند…معلوم نیست که چرا در صورتی که وزارت خارجۀ ما به خارجیانی که چند سال در ایران توقّف و اقامت کرده‌اند…حقّ تابعیّت ایرانی می‌دهد، به لغات عربی که … ادامه

خبر خوب برای همه‌ی دوستاران رمان ژانر

حدود چهل سال است که تولید رمان ژانر در ایران دچار اختلال شده. تا پیش از آن، که می‌شود پیش از انقلاب، طیف گسترده‌ای از خوانندگان رمان فارسی خوانندگان رمان ژانر بودند. چه آن‌ها که به سراغ رمان‌های چاپ‌شده می‌رفتند و چه شمار زیادی رمان‌های به‌اصطلاح پاورقی که در واقع ژانر رمانس فارسی بودند. این شکاف و وقفه‌ی چهل‌ساله اکنون در دل شکاف بزرگ‌تری قرار گرفته که میان رمان فارسی با مخاطب آن به‌طور عام افتاده است و همه هم … ادامه