اولین مسابقه نویسندگی برای وب: وقت نوشتنه… وقت سفر کردن

چرا نوشتن؟ چرا نوشتن در اینترنت؟ بعضی‌ها می‌گویند دوران نوشتن به سر رسیده. دیگر هیچکس کتاب نمی‌خواند، روزنامه‌ها نمی‌فروشند، بچه‌ها به جای مطالعه با تبلت‌هایشان بازی می‌کنند و… . اما کسی نمی‌گوید که خواهی‌نخواهی همه‌مان نویسنده شد‌ه‌ایم. در چت‌هایمان مدام با همدیگر ارتباطات متنی برقرار می‌کنیم، در شبکه‌های اجتماعی محتوا‌محور عضو می‌شویم و هر روز به وبلاگ‌های مورد علاقه‌مان سر می‌زنیم. در دنیای امروز، ما بیشتر از همیشه به کلمات وابسته‌ایم. طوری که همه‌ی مشاغل خرد و کلان برای بقا … ادامه

رمان‌ عاشقانه راهی مطمئن برای نابود کردن عشق است

رمان و فیلم عاشقانه و زندگی روزمره نوشته‌ی آلن دوباتن ترجمه‌ی علیرضا شفیعی‌نسب عاشق شدنْ فرایندی شخصی و خودانگیخته به نظر می‌رسد. عجیب و شاید کمی توهین‌آمیز است که بگوییم ما فقط کاری را کپی می‌کنیم که رمان‌ها و فیلم‌ها به ما یاد می‌دهند. البته تفاوت‌های نحوۀ عشق‌ورزی در طول تاریخ نشان می‌دهد که سبک عشق ورزیدنِ ما را، تا حد زیادی، تلقینات محیط غالب پیرامون تعیین می‌کند. در برخی دوره‌ها، با دیدن قوزک پای معشوق از حال می‌رویم؛ در … ادامه

بازگشت محتاطانه‌ی داستان ایرانی به جایزه‌ی کتاب سال جمهوری اسلامی

علی اصغر رمضانپور: پس از ۵ سال غیبت ادبیات داستانی در جایزه‌ی کتاب سال جمهوری اسلامی، در سی و چهارمین دوره کتاب سال، رمان «لم یزرع» نوشته‌ی محمد بایرامی (نشر نیستان) به عنوان کتاب سال در زمینه‌ی داستان بلند معرفی شد. و در زمینه‌ی داستان کوتاه دو کتاب «بازار خوبان» نوشته‌ی آرش صادق‌بیگی (نشر نگاه) و «روباه شنی» نوشته‌ی محمد کشاورز (نشر چشمه) به عنوان برنده‌ی کتاب سال انتخاب شد. لم‌یزرع، که داستانی درباره‌ی یک ماجرای عاشقانه در جریان جنگ … ادامه

سه کتاب دیگر

محمدحسن شهسواری: اوائل دی‌ماه از تجدید چاپ سه رمان «پاگرد»، «شب ممکن» و «وقتی دلی» خبر دادم. اکنون سه کتاب دیگر از من منتشر شده که چند کلمه‌ای درباره‌شان می‌نویسم. شهربانو، چاپ سوم، چشمه شاید الان بتوانم راز انتشار این داستان بلند پس از رمان «شب ممکن» را بگویم. این کتاب یک دلیل اساسی برای انتشار داشت و یک دلیل مهم برای نوشته شدن. شب ممکن با طوفانی از تأییدها روبه‌رو شد. همیشه از قرار گرفتن در چارچوب می‌ترسیدم و … ادامه

آوارِ «سررسید» در جامعه‌ی بی‌کتاب!

به جای سررسید، چه می‌توان گرفت و هدیه داد؟ ۱ـ کمتر کتاب می‌خوانیم و بیشتر هم سرمان در گوشی‌های هوشمندمان است. آن‌جا همه چیز دست به دست می‌شود و جامعه‌ی بی‌کتاب، با شور و شوق، خود را سرگرم می‌کند. نام برخی از این سرگرمی‌ها را هم «مطالعه» می‌گذاریم، و این مطالعه چیزی نیست جز خواندنِ جمله‌ها یا پاراگراف‌هایی از برخی کتاب‌ها و اندیشمندان و ارسال آن‌ها برای اهالی مطالعه و دریافت آن‌ها از سوی اهالی مطالعه! نام این را هم … ادامه

دوازده به علاوه‌ی یکِ سعید کمالی دهقان

گفت‌وگوهای سعید کمالی دهقان، خبرنگار ایرانی روزنامه‌ی گاردین، با برخی نویسندگان مشهور جهان در قالب یک کتاب منتشر شده است. این کتاب، با عنوان دوازده به علاه‌ی یک، شامل مصاحبه‌های مفصل با دوازده نویسنده و یک کارگردان نامدار است که سعید کمالی دهقان تعدادی از آن‌ها را حضوری انجام داده (مثل مصاحبه با دکتروف در نیویورک و اشمیت در پاریس) و چندتایی را هم تلفنی. آثار بیشتر این نویسندگان به فارسی ترجمه شده و دو تن از ایشان هم از … ادامه

چند حاشیه‌ی سینمایی و فرهنگی‌ بر وارونگی بهنام بهزادی

آرمان ریاحی: سال‌ها سال پیش، تهران جایی بود که آب و هوای کوهپایه‌ای‌اش جان می‌داد برای ییلاق بزرگان و نجیبان و اشراف، که نهرهای زیبا داشت و هوای روح‌افزا و شکارگاه‌های مبسوط و… وقتی یک شاه جهانگیرِ جهانسوز عزم کرد که این جا را دارالخلافه‌ی خود قرار دهد، هیچ‌کس فکرش را هم نمی‌کرد که سال‌ها سال بعد، همین آب و هوای کوهپایه‌ای بلای جان ساکنانی شود که گازهای گلخانه‌ای انبوهی تولید می‌کنند که راهی برای خروج ندارد و شهر را … ادامه

وقتی از ویرایش داستان حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟

ریموند کارور داستانی دارد با عنوان «وقتی از عشق حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم» که عنوان یکی از بهترین مجموعه‌داستان‌های او هم هست و ترجمه‌های متعددی هم از آن به فارسی منتشر شده. ماجرای او و ویراستارش، گوردون لیش، را همه می‌دانند. این‌که گوردون لیش بود که کارور را کارور کرد و نیز این‌که خود کارور تا ده سال بعد از مشهور شدنش خود را مدیون او می‌دانست. اما عاقبت کارور بر لیش شورید و نهایتاً گوردون لیش نمونه‌هایی … ادامه

ناگفته‌هایی از زندگی بهرام صادقی

فراز و فرود بهرام صادقی در شعر و داستان و زندگی به روایت ضیاء موحد ✔️ من زمانی بهرام صادقی را ملاقات کردم که بهرام صادقی تمام شده بود. بهرام صادقی و تقی مدرسی، نویسنده‌ی یَکُلیا و تنهایی او، کارشان را با هم شروع کردند و متأسفانه با هم گرفتار اعتیاد هم شدند. فکر می‌کنم امروز دیگر باید این‌ها را گفت. وقتی کسی دچار اعتیاد می‌شود، اگر هنرمند هم باشد، در آن اوایل نوعی شکوفایی هنری و انرژی کاذب را … ادامه