او زن زیبایی است، یکی باید ترجمه‌اش کند

«شعر در ترجمه به جسد مرده‌ی بیگانه‌ای می‌ماند که امواج به ساحل ما آورده‌اند،» مرد جوان دوست داشت این را بگوید، سپس، مکث کند تا استعاره ته‌نشین شود، برخی شنوندگان متفکرانه سر تکان دهند، و او به آن‌ها بگوید: حالا ترجمه‌ام از شاعر رومی ناشناسی را می‌خوانم، ورق‌هایش را زیرورو کند، سپس خیره شود به … ادامه

وقتی از ویرایش داستان حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟

ریموند کارور داستانی دارد با عنوان «وقتی از عشق حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم» که عنوان یکی از بهترین مجموعه‌داستان‌های او هم هست و ترجمه‌های متعددی هم از آن به فارسی منتشر شده. ماجرای او و ویراستارش، گوردون لیش، را همه می‌دانند. این‌که گوردون لیش بود که کارور را کارور کرد و نیز این‌که … ادامه