طراحی‌ها و نقاشی‌های میلان کوندرا

بازدید از نمایشگاه «میلان کوندرا: نوستالژی اروپا» «من پاریس زندگی می‌کردم و هر دوشنبه برای کلاس‌های ایتالیایی‌ام [به دانشگاه شهر رن در غرب فرانسه] در رفت‌وآمد بودم. میلان کوندرا در ایستگاه قطار منتظر من بود و مرا برای ناهار به خانه‌اش می‌برد. ورا [همسر کوندرا] غذاهای چکی با دانه‌های خشخاش می‌پخت. دیوارهای گرد آپارتمان‌شان با طرح‌ها و سرامیک‌های کوندرا تزئین شده بود.» این تصویری است که دومینیک فرناندز، نویسندهٔ فرانسوی و استاد ادبیات ایتالیایی و عضو آکادمی فرانسه، از خانهٔ … ادامه

روشن‌نویسی چیست و چگونه روشن بنویسیم

مقاله‌ی رحمانِ افشاری درباره‌ی روشن‌نویسی رضا بابایی، که متأسفانه خیلی زود از میانِ ما رفت، کتابی دارد به نامِ بهتر بنویسیم[1] که بسیار خواندنی و آموختنی است. اگرچه بیشترِ مطالبِ آن در کتاب‌هایِ دیگر نیز آمده است، اما گِردآوردنِ همه‌یِ آن‌ها در یک کتاب با بیانی روشن و قلمی شیوا کاری است بسیار ستودنی. وزنِ اصلیِ آن کتاب بر درست‌نویسی، ساده‌نویسی و زیبانویسی است که در جایِ خود بسیار مهم است، اما عاملِ مهمِ دیگری نیز وجود دارد و آن … ادامه

در ستایشِ محمدرضا باطنی که فقط یک زبان‌شناس نبود

حبیب حسینی‌فرد: محمدرضا باطنی در سال‌های پس از انقلاب، شاید با مقاله‌ای غنی و بحث‌انگیز در سه بخش که در نقد کتابِ «غلط ننویسیم» ابوالحسن نجفی نوشت و شناخت و دانش خویش از زبان و روند توسعه و تغییرات آن را با اهل ادبیات و زبان در میان گذاشت و نیز با مقالات قابل‌اعتنای دیگری که در نشریاتی مانند آدینه و جامعه‌ی سالم و بخارا و… منتشر کرد، نامش برای اهل فرهنگ آشناتر و آشناتر شد. محمدرضا باطنی اما تنها … ادامه

کرونا و فضانوردی در میان‌سالی

رضا شکراللهی: فضانوردان از فضا که برمی‌گردند، تا رسیدن به زندگی عادی چند ماهی درگیر عوارضی می‌شوند که خودِ من هیچ تصوری از آن تا چندی پیش نداشتم. مثلاً وقتی به زمین برمی‌گردند و بدن‌شان دوباره در معرضِ جاذبه قرار می‌گیرد، رگ‌های خونی در پاهایشان که در بی‌جاذبگی فضا تنبل و ضعیف شده، توانِ بازگرداندنِ خون به نیم‌تنه‌ی بالایی را ندارند و این وضعیت حتا ممکن است به غش کردنِ فضانوردِ بازگشته به زمین هم بینجامد. ورمِ پشتِ چشم در … ادامه

چرا فیلمِ یدو به گردِ پای فیلمِ باشو نمی‌رسد؟

هشدار: در این یادداشت سکانسِ آخرِ فیلمِ یدو تعریف می‌شود. رضا شکراللهی: فردای روزی که فیلم «یدو» شش سیمرغ جشنواره‌ی فیلم فجر را گرفت، نویسنده‌ی داستانی که فیلمنامه‌ی «یدو» از آن اقتباس شده، درباره‌ی این فیلم گفت «در مجموع فیلم خوبی بود، اما دلیل منطقی‌ای ندارد که پایان فیلم آن‌طور باشد. به نظر من این پایان اصلاً از نظر منطق داستانی مشکل دارد». این نظرِ داستان‌نویس چندان شنیده نشد و احتمالاً کمتر کسی هم هست که دقیقاً بداند پایان‌بندی داستانِ … ادامه

کیت شوپن؛ نواگر بانگ بیداری زنان

«شاید بیداری درنهایت بهتر باشد. حتا اگر چشم بگشایی تا رنج ببری، بهتر از آن است که عمری در چنگ خیال‌های واهی بمانی.»  ـ کیت شوپن پرتو شریعتمداری: هشتم فوریه‌ (۲۰ بهمن) سالروز تولد کیت شوپن (۱۹۰۴-۱۸۵۰) نویسنده‌ی آمریکایی و از پیشگامان جنبش «بیداری»[1] زنان در ادبیات است. امروزه کمتر گلچینی از داستان‌های کوتاه زنان نویسنده‌ی انگلیسی‌زبان یا نویسندگان آمریکایی را می‌توان یافت که یکی از نوشته‌های او در آن نیامده باشد. کیت شوپن در عمر نسبتاً کوتاهش به کنشگری … ادامه

اتاق پرغبار؛ داستانی کم‌نظیر از زنده‌یاد اصغر عبداللهی

رضا شکراللهی: اصغر عبداللهی که امروز هفتمِ دیِ سالِ کرونا پیرنشده و بر اثر بیماری لاکردارِ سرطان درگذشت، در کنار توان و خلاقیتِ زبانزدش در فیلمنامه‌نویسی از بهترین داستان‌نویسان معاصر هم بود با داستان‌هایی که برخی‌شان را حتا می‌توان موضوع تدریس داستان کوتاه قرار داد. یکی از این داستان‌های کم‌نظیر اصغر عبداللهی همین داستان «اتاقِ پرغبار» است با موضوع جنگ. اصغر عبداللهی زاده‌ی آبادان بود واز بهترین نویسندگان ادبیات با موضوع جنگ نیز. و این داستان او نه‌تنها از زیباترین … ادامه

به خودتان رحم کنید و بهرام بیضایی را بخوانید

یادداشت آرمان ریاحی برای بهرام بیضایی در هشتاد و دومین زادروز «به خودتان رحم کنید و نمایشنامه‌های شکسپیر را بخوانید.» این جمله را بهرام بیضایی گفته است. اوایل دهه‌ی هفتاد اجازه‌ی کار به بهرام‌ بیضایی نمی‌دادند و فیلمنامه‌هایش را یکی‌یکی رد می‌کردند و پروانه‌ی ورود به صحنه‌ی نمایش -وطن اصلی‌اش- را هم از او گرفته بودند. این بود که این هنرمند برجسته برای گذران زندگی مجبور شد تدریس خصوصی کند. تصور کنید چند جوان عاشق و جویای دانش در خانه‌ی … ادامه