پاسخ رمانِ قصه‌گو و بی‌بدیلِ ایران‌شهر به این‌که «آیا گذشته‌ی ما ایرانیان واقعاً گذشته است؟»

خوابگرد: رمان مفصل و چندجلدی ایران‌شهر نوشته‌ی محمدحسن شهسواری اثری نیست که بتوان به‌سادگی درباره‌اش حرف زد و نوشت. قصه‌ی این رمان از قرن دوازدهم خورشیدی شروع می‌شود و با پی‌گیری چندین شخصیت و خانواده، به شروع جنگ و خرمشهر می‌رسد. اما آرمان ریاحی در این یادداشت مبسوطِ حدودِ ۵۵۰۰ کلمه‌ای توانسته، تا جایی که می‌شده، حق مطلب را ادا کند. خواندنِ این یادداشت برای آن‌ها که رمان ایرانشهر را خوانده‌اند، راهگشای برخی ظرائف است و برای آن‌ها که هنوز … ادامه

خوزستان؛ آب، نان، آزادی | شعرهایی در رثای این‌روزهای سرزمینی هفت‌هزارساله که تشنه است

آریامن احمدی: چه کسی می‌تواند از یاد برده باشد روزی که خرمشهر آزاد شد، تابلوِ «به خرمشهر خوش آمدید» را با تابلوی «به خرمشهر خوش آمدید، جمعیت: ۳۶ میلیون نفر» عوض کردند! و امروز خوزستان، مثل آن سال‌های جنگ، ۸۳ میلیون نفر شده است. پس از چهار دهه، خوزستان از ناکارآمدیِ مدیران و مسئولان جمهوری اسلامی به جایی رسیده که هورالعظیم و کارون، به‌دنبالِ زاینده‌رود و دریاچه‌ی ارومیه و بختگان و جازموریان و هامون و… در دیگر جاهای ایران خشک … ادامه

طراحی‌ها و نقاشی‌های میلان کوندرا

بازدید از نمایشگاه «میلان کوندرا: نوستالژی اروپا» «من پاریس زندگی می‌کردم و هر دوشنبه برای کلاس‌های ایتالیایی‌ام [به دانشگاه شهر رن در غرب فرانسه] در رفت‌وآمد بودم. میلان کوندرا در ایستگاه قطار منتظر من بود و مرا برای ناهار به خانه‌اش می‌برد. ورا [همسر کوندرا] غذاهای چکی با دانه‌های خشخاش می‌پخت. دیوارهای گرد آپارتمان‌شان با طرح‌ها و سرامیک‌های کوندرا تزئین شده بود.» این تصویری است که دومینیک فرناندز، نویسندهٔ فرانسوی و استاد ادبیات ایتالیایی و عضو آکادمی فرانسه، از خانهٔ … ادامه

روشن‌نویسی چیست و چگونه روشن بنویسیم

مقاله‌ی رحمانِ افشاری درباره‌ی روشن‌نویسی رضا بابایی، که متأسفانه خیلی زود از میانِ ما رفت، کتابی دارد به نامِ بهتر بنویسیم[1] که بسیار خواندنی و آموختنی است. اگرچه بیشترِ مطالبِ آن در کتاب‌هایِ دیگر نیز آمده است، اما گِردآوردنِ همه‌یِ آن‌ها در یک کتاب با بیانی روشن و قلمی شیوا کاری است بسیار ستودنی. وزنِ اصلیِ آن کتاب بر درست‌نویسی، ساده‌نویسی و زیبانویسی است که در جایِ خود بسیار مهم است، اما عاملِ مهمِ دیگری نیز وجود دارد و آن … ادامه

در ستایشِ محمدرضا باطنی که فقط یک زبان‌شناس نبود

حبیب حسینی‌فرد: محمدرضا باطنی در سال‌های پس از انقلاب، شاید با مقاله‌ای غنی و بحث‌انگیز در سه بخش که در نقد کتابِ «غلط ننویسیم» ابوالحسن نجفی نوشت و شناخت و دانش خویش از زبان و روند توسعه و تغییرات آن را با اهل ادبیات و زبان در میان گذاشت و نیز با مقالات قابل‌اعتنای دیگری که در نشریاتی مانند آدینه و جامعه‌ی سالم و بخارا و… منتشر کرد، نامش برای اهل فرهنگ آشناتر و آشناتر شد. محمدرضا باطنی اما تنها … ادامه

کرونا و فضانوردی در میان‌سالی

رضا شکراللهی: فضانوردان از فضا که برمی‌گردند، تا رسیدن به زندگی عادی چند ماهی درگیر عوارضی می‌شوند که خودِ من هیچ تصوری از آن تا چندی پیش نداشتم. مثلاً وقتی به زمین برمی‌گردند و بدن‌شان دوباره در معرضِ جاذبه قرار می‌گیرد، رگ‌های خونی در پاهایشان که در بی‌جاذبگی فضا تنبل و ضعیف شده، توانِ بازگرداندنِ خون به نیم‌تنه‌ی بالایی را ندارند و این وضعیت حتا ممکن است به غش کردنِ فضانوردِ بازگشته به زمین هم بینجامد. ورمِ پشتِ چشم در … ادامه

چرا فیلمِ یدو به گردِ پای فیلمِ باشو نمی‌رسد؟

هشدار: در این یادداشت سکانسِ آخرِ فیلمِ یدو تعریف می‌شود. رضا شکراللهی: فردای روزی که فیلم «یدو» شش سیمرغ جشنواره‌ی فیلم فجر را گرفت، نویسنده‌ی داستانی که فیلمنامه‌ی «یدو» از آن اقتباس شده، درباره‌ی این فیلم گفت «در مجموع فیلم خوبی بود، اما دلیل منطقی‌ای ندارد که پایان فیلم آن‌طور باشد. به نظر من این پایان اصلاً از نظر منطق داستانی مشکل دارد». این نظرِ داستان‌نویس چندان شنیده نشد و احتمالاً کمتر کسی هم هست که دقیقاً بداند پایان‌بندی داستانِ … ادامه

کیت شوپن؛ نواگر بانگ بیداری زنان

«شاید بیداری درنهایت بهتر باشد. حتا اگر چشم بگشایی تا رنج ببری، بهتر از آن است که عمری در چنگ خیال‌های واهی بمانی.»  ـ کیت شوپن پرتو شریعتمداری: هشتم فوریه‌ (۲۰ بهمن) سالروز تولد کیت شوپن (۱۹۰۴-۱۸۵۰) نویسنده‌ی آمریکایی و از پیشگامان جنبش «بیداری»[1] زنان در ادبیات است. امروزه کمتر گلچینی از داستان‌های کوتاه زنان نویسنده‌ی انگلیسی‌زبان یا نویسندگان آمریکایی را می‌توان یافت که یکی از نوشته‌های او در آن نیامده باشد. کیت شوپن در عمر نسبتاً کوتاهش به کنشگری … ادامه