آوارِ «سررسید» در جامعه‌ی بی‌کتاب!

به جای سررسید، چه می‌توان گرفت و هدیه داد؟ ۱ـ کمتر کتاب می‌خوانیم و بیشتر هم سرمان در گوشی‌های هوشمندمان است. آن‌جا همه چیز دست به دست می‌شود و جامعه‌ی بی‌کتاب، با شور و شوق، خود را سرگرم می‌کند. نام برخی از این سرگرمی‌ها را هم «مطالعه» می‌گذاریم، و این مطالعه چیزی نیست جز خواندنِ جمله‌ها یا پاراگراف‌هایی از برخی کتاب‌ها و اندیشمندان و ارسال آن‌ها برای اهالی مطالعه و دریافت آن‌ها از سوی اهالی مطالعه! نام این را هم … ادامه

دوازده به علاوه‌ی یکِ سعید کمالی دهقان

گفت‌وگوهای سعید کمالی دهقان، خبرنگار ایرانی روزنامه‌ی گاردین، با برخی نویسندگان مشهور جهان در قالب یک کتاب منتشر شده است. این کتاب، با عنوان دوازده به علاه‌ی یک، شامل مصاحبه‌های مفصل با دوازده نویسنده و یک کارگردان نامدار است که سعید کمالی دهقان تعدادی از آن‌ها را حضوری انجام داده (مثل مصاحبه با دکتروف در نیویورک و اشمیت در پاریس) و چندتایی را هم تلفنی. آثار بیشتر این نویسندگان به فارسی ترجمه شده و دو تن از ایشان هم از … ادامه

چند حاشیه‌ی سینمایی و فرهنگی‌ بر وارونگی بهنام بهزادی

آرمان ریاحی: سال‌ها سال پیش، تهران جایی بود که آب و هوای کوهپایه‌ای‌اش جان می‌داد برای ییلاق بزرگان و نجیبان و اشراف، که نهرهای زیبا داشت و هوای روح‌افزا و شکارگاه‌های مبسوط و… وقتی یک شاه جهانگیرِ جهانسوز عزم کرد که این جا را دارالخلافه‌ی خود قرار دهد، هیچ‌کس فکرش را هم نمی‌کرد که سال‌ها سال بعد، همین آب و هوای کوهپایه‌ای بلای جان ساکنانی شود که گازهای گلخانه‌ای انبوهی تولید می‌کنند که راهی برای خروج ندارد و شهر را … ادامه

وقتی از ویرایش داستان حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟

ریموند کارور داستانی دارد با عنوان «وقتی از عشق حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم» که عنوان یکی از بهترین مجموعه‌داستان‌های او هم هست و ترجمه‌های متعددی هم از آن به فارسی منتشر شده. ماجرای او و ویراستارش، گوردون لیش، را همه می‌دانند. این‌که گوردون لیش بود که کارور را کارور کرد و نیز این‌که خود کارور تا ده سال بعد از مشهور شدنش خود را مدیون او می‌دانست. اما عاقبت کارور بر لیش شورید و نهایتاً گوردون لیش نمونه‌هایی … ادامه

ناگفته‌هایی از زندگی بهرام صادقی

فراز و فرود بهرام صادقی در شعر و داستان و زندگی به روایت ضیاء موحد ✔️ من زمانی بهرام صادقی را ملاقات کردم که بهرام صادقی تمام شده بود. بهرام صادقی و تقی مدرسی، نویسنده‌ی یَکُلیا و تنهایی او، کارشان را با هم شروع کردند و متأسفانه با هم گرفتار اعتیاد هم شدند. فکر می‌کنم امروز دیگر باید این‌ها را گفت. وقتی کسی دچار اعتیاد می‌شود، اگر هنرمند هم باشد، در آن اوایل نوعی شکوفایی هنری و انرژی کاذب را … ادامه

بیست داستان برگزیده‌ی سومین دوره‌ی جایزه‌ی بهرام صادقی

بنا به وعده، فهرست بیست داستان برگزیده‌ی سومین دوره‌ی جایزه‌ بهرام صادقی را اعلام می‌کنم و همه‌ی علاقه‌مندان را فرامی‌خوانم به ضیافتِ مطالعه‌ی این آثار، که مجموعه‌ای است از بهترین داستان‌های کوتاه سال. هم‌اکنون داوران دوره‌ی نهایی به بررسی این آثار مشغول‌اند. شما نیز می‌توانید در بخش جنبیِ این جشنواره، که برای انتخاب سه اثر برگزیده‌ی خوانندگان در کتابخوانِ طاقچه انجام می‌شود، شرکت کنید و به داستان دلخواه‌تان رأی بدهید. روی هر عنوان که کلیک کنید، به متنِ داستان در … ادامه

داستان «یک تکه کاج»، پویا منشی‌زاده

یک نفر، پَر من دارم می‌میرم. البته که همه‌ی آدم‌ها دارند می‌میرند. از همان لحظه که به دنیا می‌آیند دارند می‌میرند. اما من الآن توی آخرهای فعل «داشتن مردن» هستم. این را دکتر هاشمی می‌گوید. چرا فامیل خیلی از دکترها هاشمی‌ست؟ دکتر سید احمد هاشمی. یکی از نوادگان پیامبر می‌گوید که دارم می‌میرم. نمی‌دانم بهش وحی شده یا دارد از روی علم می‌گوید. می‌گوید برایش عجیب است که پزشک‌های قبلی تشخیص نداده‌اند. دکتر عینک دارد و انگار از پشت عینک … ادامه

داستان کوتاه «کارِ گِل»، مهدی حمیدی پارسا

لا یَرُدُ الاحسان الا الحِمار، فقط خر احسان را رد می‌کند. این را طلبه‌های مدرسه می‌گفتند وقتی کسی چیزی تعارفشان می‌کرد. دعوت زن را نپذیرم حمارم و چه بسا همین باشم اگر بپذیرم. این را هم می‌گویند مثل حمار توی گِل گیر کردن… گِل را ورز می‌دهم. عمل آمده اما باز ورزش می‌دهم. دماغم را می‌برم نزدیک گِل و بو می‌کشم. آماده است. سال‌ها پیش عمو می‌گفت چند سال طول می‌کشد تا از بوی گل بفهمی آماده گذاشتن روی چرخ … ادامه