شماری از تازه‌های گروه انتشاراتی ققنوس

برخی از کتاب‌های تازه و تقریباً تازه‌ی نشر ققنوس که در نمایشگاه کتاب بیست‌ونهم می‌توانید تهیه کنید: ـ تاریخ ترجمه در ایران، عبدالحسین آذرنگ ـ ساخت زبان فارسی امروز، وحید رنجبر ـ نگاهی به زندگی و آثار فیودور داستایفسکی، رابرت برد / مهران صفوی میلاد میناکار ـ زندگی‌ام همه چیز من است (مجموعه‌ی گفتگوها با کیشلوفسکی) کیشلوفسکی / آنا مارچینوفسکا رمان و داستان ایرانی: ـ شب‌های کوش‌آداسی، م. مالمیرآبادی ـ الفبایم را جدی بگیر، پریناز موسوی ـ والس یک نفره، … ادامه

اسنوبیسم زبانی؛ بالأخره درست و غلط داریم یا نه؟

خوابگرد: این یادداشت اول‌بار در سایت رادیوفردا منتشر شد و سپس نکاتی در باب آن مطرح شد که از مهدی جامی عزیز خواهش کردم آن را گسترش دهد تا در خوابگرد منتشر کنم. در باب مفهوم کلی و پیچیده‌ی اسنوبیسم، مطالعه‌ی مقاله‌ی درخشان محمد قائد از کتاب خاطرات و فراموشی را نیز توصیه می‌کنم. نسخه‌ی پی‌دی‌اف مقاله را می‌توانید از این لینک بیابید. مهدی جامی: جامعه‌ی ایران، بعد از نزدیک به ۴۰ سال سیطره‌ی انقلاب و گسیخته شدن انواع سلسله … ادامه

نویسندگی راه میانبر ندارد

 گفت‌وگوی ماهنامه‌ی دنیای قلم با محمدحسن شهسواری ـ دوران جوانی شما فضا با امروز متفاوت بود و طبیعتا ورود به نوشتن هم، حال و هوا و فضا به چه صورت بود؟ شما چگونه وارد دنیای نوشتن شدید؟ انگیزه‌هایتان چه بود؟ ماجرای ورود من به دنیای نوشتن بسیار کلیشه‌ای است. در نظریات فروید واژه «ایگو» را به مفهوم «خود» داریم. بر اساس این نظریه انسان در سال‌های اول زندگی‌اش متوجه تفاوت خود با دیگران نمی‌شود، حتی خودش را با مادرش یکی … ادامه

نخستین جایزه‌ی ادبی چهل در ایستگاه آخر

بیانیه‌ی هیئت امنای نخستین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی چهل بسیار خوشنودیم که، به ابتکار و همت مؤسسه‌ی فرهنگی هنری مکتب معاصر تهران و حمایت همدلانه‌ی جامعه‌ای ادبی کشور، اولین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی چهل به مراسم پایانی رسید. ممکن است تکراری به‌نظر برسد اما این جایزه چندین هدف را دنبال می‌کند که معتقدیم با استمرار برگزاری آن در سال‌های بعد، محقق شدن آن‌ها دور از دسترس نیست. اولین هدف همدلی و گفتگوی بیشتر بین نسل‌های مختلف نویسندگان کشور است. داوران و نظردهندگان … ادامه

هفت دست آفتابه و لگنِ فرهنگی!

مصورسازی داده‌ها و اطلاعات از دلمشغولی‌های صادق منفرد است.  او از سال ۱۳۹۱ به صورت تفریحی کار بر روی Data visualization را با وبلاگ فرهنگ‌گرافی و مصورسازی مطالب و موضوعات فرهنگی شروع کرد و اکنون فرهنگ‌گرافی را به دیتاویز تبدیل کرده تا هم با داده‌ها و اطلاعات بیشتری کار کند و هم بهانه‌ای باشد تا بیشتر درباره‌ی این موضوع بنویسد. آن‌چه می‌خوانید و می‌بینید، تازه‌ترین تحلیل آماری اوست با موضوع بودجه‌ی فرهنگی کشور که در سایتش «دیتاویز» منتشر کرده است. … ادامه

ثواب و کباب و صواب

من هم، مثل خیلی از شما، تجربه‌های درخشانی دارم از کباب‌شدن‌های بسیار، وقتی که خواسته‌ام ثواب کنم. یا نکند صواب؟ کم نیستند کسانی که شباهتِ آوایی دو کلمه آن‌ها را به اشتباه می‌اندازد. مثل ثنا و سنا که اولی یعنی ستایش و دوّمی یعنی روشنایی. یا همین صواب و ثواب که وقتی پای کباب شدنِ‌ خودمان در میان باشد، بیشتر خودش را نشان می‌دهد. صواب با صاد یعنی راست و درست، در مقابل خطا و نادرست. بشنوید از حافظ که، … ادامه

تصفیه حساب یا تسویه حساب؟

ایسنا: در زبان فارسی اشتباه‌های رایج و مصطلح زیاد دیده می‌شود، اما گاهی درباره‌ی درستی و غلطی برخی کلمه‌ها وضعیت مشخص نیست و اختلاف نظر وجود دارد. «تصفیه حساب» و «تسویه حساب» از این دست عبارت‌ها هستند. مدتی به کار بردن تصفیه حساب در امور مالی غلط پنداشته می‌شد و برخی می‌گفتند باید در امور مالی از تسویه حساب استفاده کرد. اما مورد بحث‌برانگیز دیگر درباره کاربرد این ترکیب در معنای «انتقام» است، که به قول معروف، بین علمای زبان … ادامه

ویرایش: تحریریه‌ی نشر خودمون!

آرش اخوت: عارضه‌ی ناجورِ استفاده از ه به‌جای کسره‌ی نسبت را همه می‌شناسیم که چندی‌ست، از وقتِ شیوعِ چت و فارگلیسی‌نویسی و کتاب نخواندن و این‌ها، متأسفانه در به‌اصطلاح فارسی‌نویسیِ بسیاری از هم‌وطنانِ کمی تا قسمتی محترم، رواج غریبی یافته است. مثلاً به‌جای این که بنویسند: «این مداد مال من است»، می‌نویسند: «این مداد ماله من است»! من این نمونه‌های فراوان را از پیامک‌های دوستان تا بیلبوردهای شهرداری تا بعضی کتاب‌ها حتا، بارها دیده‌ام. و البته در این‌میان، زیرنویس‌های به‌اصطلاح … ادامه

پنجاه کیلو رضا عطاران و باقی قضایا

مجموع فروش نوروزی سینماهای ایران به رقم خیره‌کننده‌ی ۱۶ میلیارد تومان رسید. ۱۳ میلیارد تومان بیشتر از نوروز سال قبل. حالا قضیه برای خود سینماگران هم شده معما. امسال برخی سینماها اکران سحرگاهی هم داشتند. تا همین یکی دو پله‌ی زمانی عقب‌تر، ساعت پنج و نیم صبح باید سحری می‌خوردی و نماز می‌خواندی و می‌خوابیدی، حالا می‌توانی در پردیسِ کوروش «من سالوادور نیستم» ببینی و بعد بروی کلپچ بزنی و آفتاب که زد، سقط‌مرگ شوی. همه چیز نشانگر استقبال زیاد … ادامه