دست مریزاد یا پس مریضاد؟

در روزگار قدیم که زبان فارسی فقط قلمروِ شاعران و ادیبان بود و مثل امروز نبود که همه و همه از صبح تا پاسی از شب به نوشتنِ انواع پیام‌ها بر در و دیوار سایت‌ها و شبکه‌ها و موبایل‌ها و تبلت‌هایشان مشغول باشند، بعضی فعل‌ها را به صورت دعایی می‌نوشتند. مثلاً حافظ می‌نوشت: ساقیا آمدن عید مبارک بادت وان مواعید که کردی مرواد از یادت یعنی یک «الف» دعایی وسط فعل می‌کاشتند تا معنای امید و دعا بگیرد و بشود … ادامه

«ای وطن» کلنل وزیری در پنج اجرا

امیرحسین آزاد: تصنیف یا سرود «ای وطن» ساخته‌ی کلنل علینقی وزیری در آواز دشتی ست و شعرِ آن از عبدالعظیم قریب است. ۱ـ نخستین اجرای سرود ای وطن با صدای روح‌انگیز و ارکستر به رهبری کلنل وزیری اجرا شده در سال ۱۳۰۶ تکنواز ویولن در این اجرا  ابوالحسن صبا ست. این اجرا اولین صدای ضبط شده از ساز صبا ست که بین دو بند سرود، قطعه‌ی زرد ملیجه را با ویولن می‌نوازد. ۲ـ ای وطن با تک‌نوازی سه‌تار از حسین علیزاده ۳ـ سرود ای وطن با صدای سپیده رئیس‌السادات و همراهی گروه مضراب به سرپرستی حمید متبسم ۴ـ  ای وطن با تک‌نوازی سنتور از پشنگ … ادامه

نام بلندت به جهان زنده باد

سرود «ای وطن» کلنل وزیری در پنج اجرا امیرحسین آزاد: تصنیف یا سرود «ای وطن» ساخته‌ی کلنل علینقی وزیری در آواز دشتی ست و شعرِ آن از عبدالعظیم قریب است. ۱ـ نخستین اجرای سرود ای وطن با صدای روح‌انگیز و ارکستر به رهبری علینقی وزیری، اجرا شده در سال ۱۳۰۶ تکنواز ویولن در این اجرا  ابوالحسن صبا ست. این اجرا اولین صدای ضبط شده از ساز صبا ست که بین دو بند سرود، قطعه‌ی زرد ملیجه را با ویولن می‌نوازد. ۲ـ ای وطن با تک‌نوازی سه‌تار از حسین علیزاده ۳ـ سرود ای وطن با صدای سپیده رئیس‌السادات و همراهی گروه … ادامه

زیر هجمه‌ی نشر کتاب

کاوه فولادی‌نسب: شش‌هفت سال پیش، یکی از دوستانم ـ وقتی اولین کتابش منتشر شد ـ به شوخی روی صفحه‌ی فیس‌بوکش نوشت: «اولوالعزم شدم رفت.» چنین حرفی آن روزها هنوز چیزی بود در حد شوخی و برای خنده. اما امروز اوضاعِ دیگری حکم‌فرما ست؛ هجمه‌ی نشر، ولع کتاب‌دار شدن. حالا مدتی ست که به لطف ناشران (و اقتصاد آزاد مبتنی بر بازارشان)، کارگزاران ادبی (و بازارگرمی‌شان) و نویسندگان و شاعران جوان (و اراده‌ی عجولانه‌شان برای کسب نام و نان و هرچه … ادامه

روزگار لاف‌زدنِ کتابخوان‌ها رو به پایان است؟

حبیب حسینی‌فرد: در تاریخ نشر کتاب، همیشه این یک معما بوده که آیا پرفروش‌ها به‌راستی خوانده هم شده‌اند یا بیشتر زینت قفسه‌های کتابخانه‌ها شده‌اند و مایه‌ای برای فخرفروشی و پزدادن فرهنگی که بعله، من هم این کتاب (یا این همه کتاب) را خوانده‌ام. در سال‌های آتی اگر ای‌بوک‌ کم و بیش عرصه را از کتاب چاپی بگیرد و آمازون و اقتدار آن در بازار، بیش از پیش بر جهان کتاب هم مسلط شود، دست‌کم از دو جهت شاید حسن باشد: … ادامه

و اینک، جایز‌ی کتاب سال «اکنون»

دهه‌ی اخیر، نه فقط دهه‌ی رکود اقتصادی و بحران‌های سیاسی که دهه‌ی افول و رکود و تعطیل جوایز ادبی هم بوده است. پیشتر هم گفته‌ام که معتقدم دلیلش نه فقط فشارهای رسمی و غیررسمی به جوایز مستقل که حاشیه‌پردازی‌های گاه غیراخلاقی حاکم بر فضای ادبیات داستانی معاصر و سوراخ‌دعا‌گم‌کردگی‌های برخی اهل قلم نیز بوده است. در این زمینِ مین‌گذاری‌شده و پر چاله و چوله‌ی قلم‌شکن، حالا قرار است یک جایزه‌ی مستقل جدید برگزار شود، با این امتیاز اثرگذار بر روند … ادامه

«طلابازی» ـ فصل اول

«طلابازی» نخستین رمان امیرحسین شربیانی ست در ۲۲۶ صفحه که در قالب مجموعه کتاب‌های قفسه‌ی آبی نشر چشمه منتشر شده است. امیرحسین شربیانی مدیر سایت ادبی دوشنبه است و پیش از این رمان «کوچه‌پشتی» وی نتوانسته بود مجوز چاپ از ارشاد بگیرد. «طلابازی» در دهه‌ی نود در تهران معاصر می‌گذرد. فضاهای تازه‌ای در این رمان معرفی می‌شوند که پیش از آن کمتر در ادبیات فارسی به آن‌ها اشاره شده است. بازار تهران به عنوان یکی از نمادهای کسب‌وکار سنتی در … ادامه

کج دار و مریز یا کج دار و مریض؟

بیایید یک کار بامزه بکنیم. یک کاسه‌ بردارید، آن را از آب پر کنید، بعد سرِ پا بایستید و کاسه‌ی آب را آرام آرام کج کنید تا به جایی برسد که کاسه آشکارا کج باشد ولی آب نریزد. قرار نیست شعبده‌بازی کنیم، آموزش صرفه‌جویی در آب هم نیست؛ فقط می‌خواهیم به حالتی برسیم که به آن می‌گویند «مدارا از سر ناچاری». همان که از قدیم در مَثََل به آن می‌گفتند «کج دار و مریز». محشتم کاشانی زیبا تصویر کرده این … ادامه