سایه‌ی سنگین سیاست بر داستان ایکه‌باگ جی.کی. رولینگ که آن را رایگان و اینترنتی منتشر کرد

یادداشت پرتو شریعتمداری درباره‌ی رمان ایکه‌باگ در روزهای اوج‌گیری کرونا در بریتانیا و زمانی که شمار قربانیان این بیماری هر روز هزار هزار اعلام می‌شد، در روزگاری که کرکره‌ی مدرسه‌ها کم‌وبیش پایین بود و حیاط‌هاشان خالی و بی‌هیاهو، در دورانی که بسیاری پدر و مادرها با مشکلات آموزش خانگی فرزندان خود دست‌وپنجه نرم می‌کردند، جی.کی. رولینگ، نویسنده‌ی نامدار انگلیسی، اعلام کرد که داستان بلندی به نام ایکه‌باگ راکه برای کودکان نوشته، رایگان و به‌تدریج در اینترنت منتشر خواهد کرد. او … ادامه

انواع حرف تا و دیگر «تا»ها در فارسی

رضا شکراللهی: یکی از انواعِ پرکابردِ «تا» برای تعلیل و چرایی است. در گفتار و نوشتار روزمره هم تا دل‌تان بخواهد از آن استفاده می‌کنیم: «جواب‌شان را دادم تا بفهمند با کی طرف‌اند.» البته خودِ من از آن دسته آدم‌ها هستم که معمولاً «جواب‌شان را نمی‌دهم تا بفهمند با کی طرف‌اند»، ولی، در هر دو جمله، «تا» یک معنای ارادی دارد برای رساندنِ این مفهوم که دلیل انجامِ فلان کار، بهمان چیز بوده یا است. حالا این جمله را بخوانید … ادامه

آخرین عکس از نصرت رحمانی در آخرین دیدار

رضا افضلی: اوایل شهریور سال ۷۵ در رشت بودم و نصرت رحمانی در آن شهر زندگی می‌کرد. قدم‌زنان به کتابفروشی طاعتی رفتم و پس از خریدن کتابی، شماره‌تلفن منزل نصرت را از آنجا گرفتم. فردای آن روز با او تلفنی صحبت کردم و قرار شد که ساعتی بعد برای دیدن او به منزلش بروم. دوربینم را بر شانه افکندم و به راه افتادم تا به آدرسی که همسرش داده بود رسیدم. خانه‌ی نصرت رحمانی در انتهای کوچه‌ای از کوچه‌های محله‌ی … ادامه

بهترین بازی محمدعلی کشاورز به‌عنوانِِ بدترین بازیگر!

یادداشت آرمان ریاحی در ستایش و بزرگداشت محمدعلی کشاورز کسی از قول عباس کیارستمی نقل می‌کرد که محمدعلی کشاورز «بهترین بازی‌اش را در فیلم من انجام داد، ولی بدترین بازیگری بود که با او کار کردم»! حتا اگر این نقل‌قول، در زمره‌ی انبوه گفتاوردهای این کارگردان بزرگ سینمای جهان، دور از اعتبار نباشد، چیزی از قدرت هنرپیشگی و سنگینی شخصیت محمدعلی کشاورز نمی‌کاهد، با آن‌همه نقش‌های وزین و ورز داده‌شده و صلابت نگاه‌هایی که گاه آن‌همه مهربان و پدرانه بود … ادامه

چرا هوشنگ گلشیری جاودانه شد؟

سپیده گرگانی: بیست سال پیش در چنین روزی، ۱۶ خرداد ۱۳۷۹، هوشنگ گلشیری در بیمارستان «ایران‌مهر» تهران در ۶۳ سالگی درگذشت. دو سال پیش از آن، در پاییز ۷۷ که ناچار شد پیکر دو تن از دوستانش را که در قتل‌های زنجیره‌ای کشته شده بودند به دوش بکشد، گفته بود: «پیام دقیق به ما رسیده است؛ خفه می‌کنیم. ما هم حاضریم.» هوشنگ گلشیری که آن زمان از طرح و توطئه‌ی قتل‌های زنجیره‌ای جان به در برد، کمتر از دو سال … ادامه

متن کامل فیلمنامه‌ی سگ آندلسی

نام فیلمنامه: سگ آندلسی نویسنده: لوئیس بونوئل، سالوادور دالی برگردان به انگلیسی: هایم فینکلشتاین (Haim Finkelstein) برگردان به فارسی: محمد ارژنگ کارگردان: لوئیس بونوئل/ ۱۵دقیقه و پنجاه ثانیه/ سیاه و سفید/ صامت / محصول فرانسه/ ۱۹۲۸ بازنشر از خوابگرد قدیم – ۲۵ اسفند ۱۳۸۴ سگ آندلسی را می‌توان نمونه‌ای کلاسیک از سینمای سوررئالیسم به حساب آورد، ولی واقعیت این است که نه تنها در زمان خود، که در همین دوران نیز فیلمی تجربی به حساب می‌آید. تلاش بونوئل و دالی در … ادامه

ریشه‌شناسی عامیانه با ظاهرِ فریبنده‌ی عالمانه

نمونه‌ای از ریشه‌شناسی که نشان می‌دهد این عرصه‌ی هرکس نیست معین پایدار: در محضر یکی از ادیبان ادب‌شناس بودم. وی داشت درباره‌ی چند واژه توضیح می‌داد که لابه‌لای آن سخن‌های نغز، یک سخن نقض شنیدم. آن والاادب‌دان، واژه‌ی «سُهروَرد» را به‌طرزی غریب بازشکافت و ریشه‌ای از آن به‌ دست داد که با آموخته‌ها و دانسته‌هایم ناکوک می‌نمود. حال، یا به حافظه‌اش توکل کرد و آن‌چه گفت از خاطرش سر برآورد یا به سوادش غرّه شد و در شناخت ریشه‌ی آن … ادامه

علی اکبر سعیدی سیرجانی و نثر و زبانش

علی‌اکبر سعیدی سیرجانی به‌روایتِ کاوه لاجوردی: چند روز است سخت به‌یادش هستم. این را می‌نویسم تا رها شوم و حال‌ام بهتر شود. نوشته‌ای است شخصی از فردی که آکادمیک نیست و دارد در وبلاگِ شخصیِ خودش می‌نویسد. حافظه‌ی من شاید در بعضی جزئیات یا بعضی امورِ غیرجزئی تصرف کرده باشد، و الآن هم مایل/قادر نیستم جزئیات را بررسی کنم. * پدرجان کیهان فرهنگی می‌خریدند. من دانش‌آموزِ دبیرستان بودم، و این در سال‌هایی بود که گردانندگانِ این مجله هنوز نرفته بودند که مجله‌ی کیان را تأسیس کنند، … ادامه