نخستین جایزه‌ی ادبی چهل در ایستگاه آخر

بیانیه‌ی هیئت امنای نخستین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی چهل بسیار خوشنودیم که، به ابتکار و همت مؤسسه‌ی فرهنگی هنری مکتب معاصر تهران و حمایت همدلانه‌ی جامعه‌ای ادبی کشور، اولین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی چهل به مراسم پایانی رسید. ممکن است تکراری به‌نظر برسد اما این جایزه چندین هدف را دنبال می‌کند که معتقدیم با استمرار برگزاری آن در سال‌های بعد، محقق شدن آن‌ها دور از دسترس نیست. اولین هدف همدلی و گفتگوی بیشتر بین نسل‌های مختلف نویسندگان کشور است. داوران و نظردهندگان … ادامه

هفت دست آفتابه و لگنِ فرهنگی!

مصورسازی داده‌ها و اطلاعات از دلمشغولی‌های صادق منفرد است.  او از سال ۱۳۹۱ به صورت تفریحی کار بر روی Data visualization را با وبلاگ فرهنگ‌گرافی و مصورسازی مطالب و موضوعات فرهنگی شروع کرد و اکنون فرهنگ‌گرافی را به دیتاویز تبدیل کرده تا هم با داده‌ها و اطلاعات بیشتری کار کند و هم بهانه‌ای باشد تا بیشتر درباره‌ی این موضوع بنویسد. آن‌چه می‌خوانید و می‌بینید، تازه‌ترین تحلیل آماری اوست با موضوع بودجه‌ی فرهنگی کشور که در سایتش «دیتاویز» منتشر کرده است. … ادامه

ثواب و کباب و صواب

من هم، مثل خیلی از شما، تجربه‌های درخشانی دارم از کباب‌شدن‌های بسیار، وقتی که خواسته‌ام ثواب کنم. یا نکند صواب؟ کم نیستند کسانی که شباهتِ آوایی دو کلمه آن‌ها را به اشتباه می‌اندازد. مثل ثنا و سنا که اولی یعنی ستایش و دوّمی یعنی روشنایی. یا همین صواب و ثواب که وقتی پای کباب شدنِ‌ خودمان در میان باشد، بیشتر خودش را نشان می‌دهد. صواب با صاد یعنی راست و درست، در مقابل خطا و نادرست. بشنوید از حافظ که، … ادامه

تصفیه حساب یا تسویه حساب؟

ایسنا: در زبان فارسی اشتباه‌های رایج و مصطلح زیاد دیده می‌شود، اما گاهی درباره‌ی درستی و غلطی برخی کلمه‌ها وضعیت مشخص نیست و اختلاف نظر وجود دارد. «تصفیه حساب» و «تسویه حساب» از این دست عبارت‌ها هستند. مدتی به کار بردن تصفیه حساب در امور مالی غلط پنداشته می‌شد و برخی می‌گفتند باید در امور مالی از تسویه حساب استفاده کرد. اما مورد بحث‌برانگیز دیگر درباره کاربرد این ترکیب در معنای «انتقام» است، که به قول معروف، بین علمای زبان … ادامه

ویرایش: تحریریه‌ی نشر خودمون!

آرش اخوت: عارضه‌ی ناجورِ استفاده از ه به‌جای کسره‌ی نسبت را همه می‌شناسیم که چندی‌ست، از وقتِ شیوعِ چت و فارگلیسی‌نویسی و کتاب نخواندن و این‌ها، متأسفانه در به‌اصطلاح فارسی‌نویسیِ بسیاری از هم‌وطنانِ کمی تا قسمتی محترم، رواج غریبی یافته است. مثلاً به‌جای این که بنویسند: «این مداد مال من است»، می‌نویسند: «این مداد ماله من است»! من این نمونه‌های فراوان را از پیامک‌های دوستان تا بیلبوردهای شهرداری تا بعضی کتاب‌ها حتا، بارها دیده‌ام. و البته در این‌میان، زیرنویس‌های به‌اصطلاح … ادامه

پنجاه کیلو رضا عطاران و باقی قضایا

مجموع فروش نوروزی سینماهای ایران به رقم خیره‌کننده‌ی ۱۶ میلیارد تومان رسید. ۱۳ میلیارد تومان بیشتر از نوروز سال قبل. حالا قضیه برای خود سینماگران هم شده معما. امسال برخی سینماها اکران سحرگاهی هم داشتند. تا همین یکی دو پله‌ی زمانی عقب‌تر، ساعت پنج و نیم صبح باید سحری می‌خوردی و نماز می‌خواندی و می‌خوابیدی، حالا می‌توانی در پردیسِ کوروش «من سالوادور نیستم» ببینی و بعد بروی کلپچ بزنی و آفتاب که زد، سقط‌مرگ شوی. همه چیز نشانگر استقبال زیاد … ادامه

شخصیت‌های داستانی ما در مراکز خرید چه می‌کنند؟

امکان تجربه‌ی مکان نو در رمان احمدرضا توسلی: اهمیت مکان در داستان‌نویسی بر کسی پوشیده نیست. از نخستین فاکتورهای فراهم آوردن واقع‌نمایی است که به مخاطب امکان می‌دهد تا بر زمین بایستد و از پادرهوایی دربیاید. عنصری که فضای نفس کشیدن را به شخصیت‌ها می‌بخشد، بر رفتار آن‌ها تاثیر می‌گذارد، و حتا جنس روابط انسانی را تعیین می‌کند. در دوره‌ی پیشامدرن، غالبا عنصر مکان در جهت تکمیل توصیف محیطی به کار گرفته می‌شد. عمارت‌های مجللِ ویکتوریایی در قرن نوزده، نقشی … ادامه

تخم‌مرغ‌ها و گلوله‌ها

خیلی‌ها یادشان نمی‌آید روزگاری را که در لحظه‌ی تحویل سال، چهارزانو می‌نشستیم بر سر سفره‌ی هفت‌سین و نفس نمی‌کشیدیم تا حد خفه‌شدن و زل می‌زدیم به تخم ‌مرغ روی آینه تا تکان خوردنش را ببینیم در لحظه‌ی تحویل سال. اگر موفق می‌شدیم ببینیم، لابدّ آن سال خوشبخت می‌شدیم. مثل کسانی که می‌خواستند چرخش سیب توی آب را ببینند و، محض رضای خدا، حتا یک‌ نفر را هم در همه‌ی عمر ندیدم که دیده باشد. از پدر و مادرمان که پنهان … ادامه