تخممرغها و گلولهها

خیلیها یادشان نمیآید روزگاری را که در لحظهی تحویل سال، چهارزانو مینشستیم بر سر سفرهی هفتسین و نفس نمیکشیدیم تا حد خفهشدن و زل میزدیم به تخم مرغ روی آینه تا تکان خوردنش را ببینیم در لحظهی تحویل سال. اگر موفق میشدیم ببینیم، لابدّ آن سال خوشبخت میشدیم. مثل کسانی که میخواستند چرخش سیب توی … ادامه