جنگ هیچ وقت تمام نمی‌شود

مرتضی کریمی: این نوشتار، تحلیلی محتوایی ست از آن‌چه در رمان «هیچ‌وقت»، نوشته‌ی لیلا قاسمی می‌گذرد و بنابراین قصد نکته‌پردازی ادبی ندارد. رمان«هیچ‌وقت» داستان زنی ست که کودکی خود را در یک منطقه‌ی جنگ‌زده گذرانده است. خانه‌ی مهشید، همسایه و مدیر مدرسه‌ی دوران کودکی‌ بیتا محل بازگشت خاطرات جنگ و البته خاطرات کودکی راوی داستان … ادامه

فراخوان دومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی

باعث افتخارم است که بعد از ۱۲ سال، دومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی را که مسابقه‌ای ست اینترنتی برای داستان کوتاه، هم‌اکنون اعلام می‌کنم. در همه‌ی این ۱۲ سالی که گذشت، حسرت برگزاری دوباره‌ی آن را کشیدم و حالا که می‌بینم شماری از برگزیدگان آن دوره (هم‌چون آذردخت بهرامی، احمد آرام، محمدحسین محمدی، علیرضا … ادامه

شام آخر با بهرام صادقی

بهرام حدود ساعت نه و نیم به منزل آمد. دخترها خواب بودند. برای صرف شام با بهرام به آشپزخانه‎ رفتیم (شام آن شب باقلاپلو با گوشت بود) . در حین صرف شام، بهرام درباره‎ی کرم بهداشتی بپانتن و قدرت پیش‎گیرندگی قرص‎های آن در ریزش موی سر حرف می‎زد. ناگهان کلامش قطع شد، دستی‎ که قاشق … ادامه

بهرام صادقی؛ شهریار داستان کوتاه

محمدحسن شهسواری: بهرام صادقی بیش از هر نویسنده‌ی ایرانی مدرن است. واژه‌ی مدرن در این‌جا بار ارزشی ندارد، هر چند در مورد صادقی از نکات بارز جهان داستانی او ست. بهرام صادقی به نحو بی‌سابقه‌ای ـ در میان نویسندگان ما ـ در محل تلاقی دو ویژگی ادبیات مدرن ایستاده است؛ محلی که دو خط یکدیگر … ادامه

برخورد کوتاه یک نویسنده‌ی ایرانی امریکایی با دشمن

مریم مهتدی: شاید حالا که سایه‌ی جنگ ـ اگر دلواپسان دل‌شان بیاید ـ از بالای سرمان محو شده و بوی صلح کمی در هوا پیچیده، خواندن داستان کوتاه «برخوردی کوتاه با دشمن» سعید صیرفی‌زاده، نویسنده‌ی ایرانی‌آمریکایی که در نیویورکر چاپ شده، آن هم با ترجمه‌ی گلی امامی خالی از لطف نباشد. “برای رسیدن به تپه … ادامه

زیر هجمه‌ی نشر کتاب

کاوه فولادی‌نسب: شش‌هفت سال پیش، یکی از دوستانم ـ وقتی اولین کتابش منتشر شد ـ به شوخی روی صفحه‌ی فیس‌بوکش نوشت: «اولوالعزم شدم رفت.» چنین حرفی آن روزها هنوز چیزی بود در حد شوخی و برای خنده. اما امروز اوضاعِ دیگری حکم‌فرما ست؛ هجمه‌ی نشر، ولع کتاب‌دار شدن. حالا مدتی ست که به لطف ناشران … ادامه

روزگار لاف‌زدنِ کتابخوان‌ها رو به پایان است؟

حبیب حسینی‌فرد: در تاریخ نشر کتاب، همیشه این یک معما بوده که آیا پرفروش‌ها به‌راستی خوانده هم شده‌اند یا بیشتر زینت قفسه‌های کتابخانه‌ها شده‌اند و مایه‌ای برای فخرفروشی و پزدادن فرهنگی که بعله، من هم این کتاب (یا این همه کتاب) را خوانده‌ام. در سال‌های آتی اگر ای‌بوک‌ کم و بیش عرصه را از کتاب … ادامه

و اینک، جایز‌ی کتاب سال «اکنون»

دهه‌ی اخیر، نه فقط دهه‌ی رکود اقتصادی و بحران‌های سیاسی که دهه‌ی افول و رکود و تعطیل جوایز ادبی هم بوده است. پیشتر هم گفته‌ام که معتقدم دلیلش نه فقط فشارهای رسمی و غیررسمی به جوایز مستقل که حاشیه‌پردازی‌های گاه غیراخلاقی حاکم بر فضای ادبیات داستانی معاصر و سوراخ‌دعا‌گم‌کردگی‌های برخی اهل قلم نیز بوده است. … ادامه

«طلابازی» ـ فصل اول

«طلابازی» نخستین رمان امیرحسین شربیانی ست در ۲۲۶ صفحه که در قالب مجموعه کتاب‌های قفسه‌ی آبی نشر چشمه منتشر شده است. امیرحسین شربیانی مدیر سایت ادبی دوشنبه است و پیش از این رمان «کوچه‌پشتی» وی نتوانسته بود مجوز چاپ از ارشاد بگیرد. «طلابازی» در دهه‌ی نود در تهران معاصر می‌گذرد. فضاهای تازه‌ای در این رمان … ادامه