آلت تناسلی مردان و زنان در زبان فارسی

خوابگرد: این یادداشت را از وبلاگ Monelly بازنشر می‌کنم؛ وبلاگ دوزبانه‌ی ماندانا که از مهاجرت می‌نویسد و به قول خودش، خاطرات مادرشدنش. موضوع این یادداشت ظاهراً جذاب، یکی از بزرگ‌ترین معضلات تاریخی و فرهنگی ما در نام‌گذاری اعضای تناسلی است که پیامدهای بد و زیان‌بار آن در حوزه‌ی مسائل شخصی و آسیب‌های روانی محدود نمانده و به عرصه‌ی آموزش و فرهنگ عمومی هم کشیده شده است. این پیشنهاد او به نظرم جای تأمل و تبلیغ دارد: “فرهنگستان زبان فارسی به جای این … ادامه

مزخرف لایَتَچَسبَک!

شمس‌الواعظین در سال ۸۹ بود که در مصاحبه با یک تلویزیون عربی گفت رئیس دولت دهم «جنون‌العظمه» دارد. و به اتهام «مجنون» خواندن احمدی‌نژاد و البته چند اتهام دیگر به زندان محکوم شد. «جنون‌العظمه» در عربی ربطی به معنای جنون در فارسی ندارد؛ یک اصطلاح است به معنای خودبزرگ‌بینی. البته همان زمان شمس‌الواعظین این توضیح را داد و گفت که مقصودش دیوانگی نبوده (آن هم از نوع عظیم)، ولی گویا توضیحش ناشنیده ماند و شد آن چه شد. اصطلاحات دیگری … ادامه

برگزیدگان بخش مردمی سومین دوره‌ی جایزه بهرام صادقی

داستان‌های برگزیده‌ی بخش جنبی (مردمی) سومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی را اعلام می‌کنم. در این بخش، که اجرای آن با هدف اصلیٍ ارتباط بیشتر و گسترده‌تر با مخاطبان، به‌طور مستقل بر عهده‌ی کتابخوان طاقچه گذاشته شد، این سه داستان با مشارکت کاربران این نرم‌افزار کتابخوانی بیشترین امتیاز را با اختلاف قابل توجه از سایر آثار کسب کردند: داستان برگزیده‌ی یکم: پرتقال‌های خونی، نوشته‌ی دامون بهرنگ از تهران داستان برگزیده‌ی دوم: حدس بزنید کی؟ نوشته‌ی امین شیرپور از خرم‌آباد داستان برگزیده‌ی … ادامه

نویسنده‌‌ای نامدار که نویسنده باقی نماند

فرناز سیفی: رضوان نصار رؤیای نویسنده‌ای خوش‌آتیه، موفق و بااستعداد را زندگی می‌کرد. تا قبل از ۴۰ سالگی، تعدادی داستان کوتاه و شعر و دو رمان منتشر کرده بود که بسیار خوش درخشیدند؛ جایزه‌های ادبی معتبری بردند و تمجید و تحسین منتقدان را برانگیختند. همه خوشنود بودند که او چهره‌ی تازه‌ی ادبیات برزیل است. کتاب‌هایش فوری مترجم آلمانی و فرانسه پیدا کرد و داشت مهم‌ترین ستاره ادبی برزیل می‌شد. او سردبیر یکی از مهم‌ترین روزنامه‌های معتبر چپ در برزیل هم … ادامه

اولین مسابقه نویسندگی برای وب: وقت نوشتنه… وقت سفر کردن

چرا نوشتن؟ چرا نوشتن در اینترنت؟ بعضی‌ها می‌گویند دوران نوشتن به سر رسیده. دیگر هیچکس کتاب نمی‌خواند، روزنامه‌ها نمی‌فروشند، بچه‌ها به جای مطالعه با تبلت‌هایشان بازی می‌کنند و… . اما کسی نمی‌گوید که خواهی‌نخواهی همه‌مان نویسنده شد‌ه‌ایم. در چت‌هایمان مدام با همدیگر ارتباطات متنی برقرار می‌کنیم، در شبکه‌های اجتماعی محتوا‌محور عضو می‌شویم و هر روز به وبلاگ‌های مورد علاقه‌مان سر می‌زنیم. در دنیای امروز، ما بیشتر از همیشه به کلمات وابسته‌ایم. طوری که همه‌ی مشاغل خرد و کلان برای بقا … ادامه

رمان‌ عاشقانه راهی مطمئن برای نابود کردن عشق است

رمان و فیلم عاشقانه و زندگی روزمره نوشته‌ی آلن دوباتن ترجمه‌ی علیرضا شفیعی‌نسب عاشق شدنْ فرایندی شخصی و خودانگیخته به نظر می‌رسد. عجیب و شاید کمی توهین‌آمیز است که بگوییم ما فقط کاری را کپی می‌کنیم که رمان‌ها و فیلم‌ها به ما یاد می‌دهند. البته تفاوت‌های نحوۀ عشق‌ورزی در طول تاریخ نشان می‌دهد که سبک عشق ورزیدنِ ما را، تا حد زیادی، تلقینات محیط غالب پیرامون تعیین می‌کند. در برخی دوره‌ها، با دیدن قوزک پای معشوق از حال می‌رویم؛ در … ادامه

بازگشت محتاطانه‌ی داستان ایرانی به جایزه‌ی کتاب سال جمهوری اسلامی

علی اصغر رمضانپور: پس از ۵ سال غیبت ادبیات داستانی در جایزه‌ی کتاب سال جمهوری اسلامی، در سی و چهارمین دوره کتاب سال، رمان «لم یزرع» نوشته‌ی محمد بایرامی (نشر نیستان) به عنوان کتاب سال در زمینه‌ی داستان بلند معرفی شد. و در زمینه‌ی داستان کوتاه دو کتاب «بازار خوبان» نوشته‌ی آرش صادق‌بیگی (نشر نگاه) و «روباه شنی» نوشته‌ی محمد کشاورز (نشر چشمه) به عنوان برنده‌ی کتاب سال انتخاب شد. لم‌یزرع، که داستانی درباره‌ی یک ماجرای عاشقانه در جریان جنگ … ادامه

سه کتاب دیگر

محمدحسن شهسواری: اوائل دی‌ماه از تجدید چاپ سه رمان «پاگرد»، «شب ممکن» و «وقتی دلی» خبر دادم. اکنون سه کتاب دیگر از من منتشر شده که چند کلمه‌ای درباره‌شان می‌نویسم. شهربانو، چاپ سوم، چشمه شاید الان بتوانم راز انتشار این داستان بلند پس از رمان «شب ممکن» را بگویم. این کتاب یک دلیل اساسی برای انتشار داشت و یک دلیل مهم برای نوشته شدن. شب ممکن با طوفانی از تأییدها روبه‌رو شد. همیشه از قرار گرفتن در چارچوب می‌ترسیدم و … ادامه