جایزه‌ی ادبی «اکنون» از ادامه‌ی راه بازماند

جایزه‌ی غیردولتی اکنون، در آستانه‌ی اعلام نامزدهای نهایی رمان سال، متأسفانه به دلیل تحمیل شدن مشکلاتی از بیرون جایزه، از ادامه‌ی راه بازماند. به همین سادگی و به همین تلخی. لازم می‌دانیم سپاس و قدردانی عمیق خود را نثار نویسندگان و ناشرانی کنیم که با ارسال آثار خود به دبیرخانه‌ی جایزه، امیدوارانه قصد مشارکت در این حرکت مستقل ادبی را داشتند و حالا شرمسار آنان نیز شده‌ایم. همچنین از همه‌ی حامیان مالی و معنوی جایزه صمیمانه سپاسگزاریم و دست‌شان را … ادامه

ماتیاس انار و بهترین رمان فرانسوی‌زبان ۲۰۱۵

اشاره: کمی بیش از سه هفته پیش، ماتیاس انار (Mathias Enard) جایزه‌ی ادبی گنکور ۲۰۱۵ را به خاطر دهمین رمانش گرفت. اسمش «قطب‌نما» ست. ارزش مالی جایزه‌ی گنکور ۱۰ یورو بیشتر نیست‌، ولی معتبرترین جایزه در حوزه‌ی ادبیات فرانسوی‌زبان است. موضوع و مضمون این رمان و دو رمان قبلی ماتیاس انار، روابط پیچیده‌ی میان غرب و شرق است و آن‌طور که در یادداشتِ دوست شیرین‌قلم و خوش‌اندیشم ناصر نیشابور می‌خوانید، هم فارسی می‌داند و هم مدتی در تهران زندگی کرده است. از او خواهش … ادامه

اعلام ۲۰ اثر برگزیده‌ی جایزه‌ی بهرام صادقی در دی ماه

برخی شرکت‌کنندگان در مسابقه‌ی داستان‌نویسی بهرام صادقی، این‌جا و آن‌جا از زمان اعلام ۲۰ اثر برگزیده می‌‌پرسند. همان‌طور که در گزارش قبلی اعلام شد، استقبال از جایزه به حدی بود که ناگزیر شدیم تقویم جایزه را کمی تغییر بدهیم و یک ماه به زمان داوری مرحله‌ی اول اضافه کنیم. هم‌اکنون من و دوستان بزرگوارم فرشته احمدی و محمدحسن شهسواری، سخت مشغول مطالعه و بررسی آثار مسابقه هستیم و امیدواریم بتوانیم در ابتدای دی‌ماه، ۲۰ اثر برگزیده از میان ۹۰۱ داستانِ … ادامه

بازگشت به آن‌ها که برنگشتند

مریم مهتدی: بلاهای انسانی و طبیعی چیزی ورای تجربه‌ی روزمره و عادی مردم‌اند. وقتی نازل می‌شوند تجربه‌ی زیسته‌ی مردم آن منطقه را نسبت به تمام آدم‌های دیگری که در آن موقعیت نیستند متفاوت می‌کنند. می‌خواهد جنگ باشد یا سیل و زلزله. هرقدر هم که به عنوان مشاهده‌گر از بیرون با دقت همه‌چیز را دنبال کنیم، باز هم در دلِ ماجرا بودن زاویه‌ی انحصاری دیگری ست برای دیدن و نوشتن. همان روایت شاهد عینی که در اخبار می‌شناسیم. می‌توان با دنبال‌کردن … ادامه

صدای شعرخوانی رهی معیری

http://khabgard.com/wp-content/uploads/2015/11/rahi-2.mp3 «شاعر در آیینه» نام برنامه‌ای ست از گروه ادب و هنر رادیو فرهنگ که هر دوشنبه ساعت ۱۶ پخش می‌شود. هفته‌ی پیش به مناسبت سالروز درگذشت رهی معیری (۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ ـ ۲۴ آبان ۱۳۴۷) در ویژه‌برنامه‌ای به همین مناسبت، صدای شعرخوانی این شاعر و ترانه‌سرای نامدار پخش شد. و چه صدای نافذ و چه لحن عاشقانه‌ای دارد رهی معیری وقتی غزل «حصار عافیت» را می‌خواند. به‌خصوص که تمام تأکیدهای اصلی را نه بر ابتدای ردیف‌ها که بر انتهای … ادامه

به عصر هیروگلیف مدرن خوش آمدید!

تا ما بیاییم و تصمیم بگیریم که به اموجی‌ها بگوییم تصویرنگاشت یا شکلک یا صورتک یا حتا اسمایلی، فرهنگ انگلیسی آکسفورد به رسم سالانه‌اش، یکی از همین شکلک‌های معروف را به عنوان لغت سال ۲۰۱۵ انتخاب و اعلام کرده است؛ اموجی خنده و لذت با اشک شوق که شاید بتوان گفت همان «مُردم از خنده» یا «خرکیف شدن» خودمان است. اولین بار است که یک پیکتوگراف (یا همان تصویرنگاشت) خودش را در دل «کلمه»ها جا کرده است. من هم قبول … ادامه

گذار یا گزار؟ یا شاید هم گضار!

همه‌ی غلط املایی‌ها یک طرف، این درست نوشتن «ذ» و «ز» در «گذار» و «گزار» هم یک طرف. بس که خیلی‌ها را گیج می‌کند و گیج می‌دارد تا آخر عمر. البته گروهی هستند که صورت‌های درستِ سپاسگزاری و خبرگزاری و شکرگزاری و برگزاری و نمازگزاری را در کنار املای کلمه‌هایی چون قانونگذاری و سیاستگذاری و اثرگذاری، فقط به حافظه می‌سپارند. همان طور که مثلاً به خاطر می‌سپارند همین کلمه‌ی «حافظه» را با «ظ» بنویسند. ولی پای تفاوت ریشه‌های معنایی «گزاردن» … ادامه

پاموک علیه اهمیتِ پی‌رنگ

فرناز سیفی: اورهان پاموک در کلاس‌های نویسندگی‌اش یک قاعده دارد: همیشه خلاصه‌ی داستان و پی‌رنگ را بخوانید و بعد سر کلاس بیایید. در برابر نگاه متعجب شاگردان می‌گوید پی‌رنگ هیچ اهمیتی ندارد، این‌که ماجرا از چه قرار است و «آخرش چه خواهد شد» و «ماجرا را لو نده» اصلاً مسئله‌ و هنر داستان‌گویی نیست و پشیزی ارزش و اهمیت ندارد. اورهان پاموک می‌گوید آن‌چه مهم است فقط و فقط نحوه‌ی روایت و جزئیات با همه‌ی ریزه‌کاری‌هایش است و بس٫ حالا در … ادامه

دف‌خوانی رضا براهنی

سایه اقتصادی‌نیا: در شبِ ۱۷ آبان ۹۴، رضا براهنی ۸۰ ساله، مهمان انجمن فرهنگی دوستان افغانستانی ما (خانه‌ی آینه) در ویرجینیا بود. به دیدارش رفتم. نه از آن رو که شعرش را دوست دارم یا نه، و نه از آن جهت که با آرای ادبی‌اش موافق ام یا نه، و نه برای این‌که مخاطبش بوده‌ام یا نبوده‌ام هرگز٫ رفتم که ببینمش. دیداری که چه بسا دیگر دست ندهد. و صادقانه بگویم: من تحت تأثیر صدای لرزانش که لحظه به لحظه … ادامه