گردن نازک زبان مادری و گردن کلفتِ خودم!

شیرینی زبان ـ ۷نمی‌شود که نمایشگاه مطبوعات برگزار شود، خبرگزاری ایسنا هم در غرفه‌اش نشستی با عنوان «درست‌نویسی در رسانه‌ها» برگزار کند و من در این ستون به آن‌ بی‌توجه بمانم. گزارش این نشست را اگر بخوانید، شاید حرف چندان تازه‌ای دستگیرتان نشود. چه، خدمت و خیانتِ رسانه‌ها و مطبوعات، داستانی ست که یکسره نقل … ادامه

میدانی با دو مجسمه: تاریخ و داستان

در باره‌ی کتاب «میدان ایتالیا» نوشته‌ی «آنتونیو تابوکی»نویسنده‌ی مهمان: رها فتاحی ۱. میدان ایتالیا به کتابخانه آمد یکی از عادت‌هایی که هرگز دوست ندارم ترکش کنم، عادت ایستادن پشتِ ویترین کتابفروشی‌ها ست. دقیق یادم نیست این عادت از کی شروع شد اما دقیق می‌دانم آن‌قدر دستاوردهای خوبی برایم داشته که به ترک کردنش هرگز فکر … ادامه

عکس‌های معروف از نویسندگان معروف

لیلا نصیری‌ها: انتشارات Contrasto کتابی منتشر کرده به اسم Writers: Literary Lives in Focus که شامل ۲۵۰ پرتره از نویسنده‌ها ست که عکاس‌های معروف دنیا از نویسنده‌های گوناگون گرفته‌اند. از عکسی که هانری کارتیه‌ برسون در سال ۱۹۴۷ از ویلیام فاکنر توی خونه‌اش در آکسفورد می‌سی‌سی‌پی گرفته تا عکسی که فیلیپ هالسمن از آلدوس هاکسلی گرفته … ادامه

تسلیت‌گویی با باد!

شیرینی زبان ـ ۶اگر روزی از کارتان استعفا کنید، چه جور متنی می‌نویسید؟ این چه طور است: “احترماً اینجانب … که افتخار همکاری با شما عزیزان را در آموزش و پرورش … را با سمت معاونت … را داشتم. حال که در سنگر دیگری جهت خدمت به کلیه همکاران محترم فرهنگی نصیب اینجانب گردید، بدینوسیله … ادامه

پیشنهاد یک کتاب برای همه‌ی روزهای سال

محمدحسن شهسواری: یکی دو هفته پیش مطلبی نوشتم در مورد این که چرا این روزها جوان‌ها در چاپ مجموعه‌داستان وسواس ندارند. داستان‌ها یکدست نیست و نویسندگان روی همه‌ی داستان‌ها به نهایت توان خودشان کار نکرده‌اند. فکر کنم چهار پنج سال پیش بود، آن زمان که خانم مرشدزاده سردبیر همشهری داستان بودند. من را دعوت کردند دفتر … ادامه

مرا ای شعر ترمیم دگر کن

پیشگفتار کتابی در راه انتشارفرزانه خجندی* را فروغ تاجیکستان لقب داده‌اند. در باره‌اش گفته‌اند که همیشه مشهورترین‌ها بهترین‌ها نیستند، اما فرزانه هم بانوی شعر امروز تاجیکان است، هم از پرفروغ‌ترین چهره‌های ادبی این دیار. از شعرهای فرزانه در ایران، یکی دفتر «پیام نیاکان» چاپ شده در سال ۱۳۷۵ است، یکی هم «سوز ناتمام» در سال … ادامه

دلتنگی برای مجموعه داستان خوب

نوشتن یک مجموعه داستان خوب، سخت‌تر از یک رمان خوب است. شاید این جمله از کسی که هم به عنوان خواننده و هم نویسنده، و حتا معلم، رمان را ترجیح می‌دهد کمی غریب به نظر ‌رسد. اما به نظر خودم که این طور نیست. [متن کامل] نوشتن یک رمان خوب با حجمی نهایت پنجاه هزار کلمه، … ادامه

بوی خون خر

دانلود رایگان یک مجموعه‌داستان تازهشش سال پیش در خوابگرد نوشتم: “اگر پارسال امیرحسین خورشیدفر «پدیده»‌ی داستان کوتاه بود با مجموعه‌ی زیبای «زندگی مطابق خواسته‌ی تو پیش می‌رود»، بی‌شک امسال حافظ خیاوی «کشف» داستان کوتاه ایران است، با این تفاوت که خیاوی نه از پیشینه‌ی ادبی خورشیدفر بهره‌مند بوده و نه هم‌چون او در فضای ادبی … ادامه

آه، کیشلوفسکی نازنین!

کریشتف کیشلوفسکی (۱۹۴۱ـ۱۹۹۶، ورشو) را تقریباً به موقع کشف کردیم، اما خودش زود مرد؛ در ۵۴ سالگی. مثل همه‌ی چیزهای خوب که زود از دست می‌روند. نسلی از ما با آخرین کارهای او زندگی‌ها کردند. لذتی تکرارنشدنی که برای ما از تماشای «فیلمی کوتاه درباره‌ی کشتن» و «فیلمی کوتاه درباره‌ی عشق» شروع شد و با … ادامه