نوبت خود را انتظار می‌کشیم

احمد شاملو:در نیست             راه نیستشب نیست             ماه نیستنه روز و             نه آفتاب،ما  بیرون زمان            ایستاده‌ایمبا دشنه‌ی تلخیدر گرده‌های‌مان. هیچ کس              با هیچ کس                            سخن نمی‌گویدکه خاموشی            به هزار زبان                            در سخن است. در مردگان خویش                      نظر می‌بندیم                                با طرح خنده‌ایو نوبت خود را انتظار می‌کشیمبی‌هیچخنده‌ای! پیوندها::: شرق چرا توقیف شد؟ (اکبر منتجبی):: تحلیل احمد زیدآبادی … ادامه

دزدی حقیرانه‌ی «همشهری جوان»!

دامن سرقت از نوشته‌ها و آثاری که در وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های شخصی منتشر می‌شوند، روزبه‌روز بازتر می‌شود و نزدیک است کار به جاهای باریک بکشد. این‌بار نوبت به همشهری جوان رسیده که سرویس ادبی‌اش، متن تألیفی و تحلیلی حسین جاوید (کتابلاگ) را مثل دزدهای ناشی دست‌کاری کند و با کپی پیست کردن پاراگراف‌های آن، به اسم … ادامه

بازخوانی پرونده‌ی جاری (۳) دورا: زن سی‌ساله‌ی ـ از مجموعه «مردی آن‌ ور خیابان، زیر درخت» ـ بهرام مرادی

از منظری فراخ‌تر، دورا: این زن سی‌ساله‌ی یهودی ـ قفقازی، یادآورد هر چیزی‌ست که زنده است تا دیگران زنده بمانند. این داستان از آخرین مجموعه داستان بهرام مرادی حکایت زنی میان‌سال است که وقتی هست دنیا امن و امان است. (۱) [متن کامل] دورا برای خواهرانش، پدرش، دخترش و صاحب‌کارش، همین امن و امنی دنیا … ادامه

سایت تازه‌ی فرهنگستان زبان و ادب فارسی

سایت فرهنگستان زبان و ادب فارسی رخت نو پوشیده. مبارک است! مهم‌ترین بخش‌های این سایت از نظر من دو بخش است؛ یکی صفحه‌ای برای «پیشنهاد واژه» که از طریق آن هر کسی، بدون محدودیت خاصی، می‌تواند به فرهنگستانی‌ها واژه‌های تازه پیشنهاد کند، و ناگزیر این پیشنهادها عموماً از طرف کسانی خواهد بود که اهل وب‌اند … ادامه

ایرانی‌ها دو دسته‌اند: ابله یا جانی!

محض رضای خدا یه آدم نیکوکار پیدا نمی‌شه که زنگ بزنه به بهزیستی، یه زنگ هم به ۱۱۰بزنه تا بیان یه مشت آدم کودنِ ابلهِ گیج ِ کم‌عقل ِ دست‌وپاچلفتی، و چند نفر کلاهبردار جانی خطرناک رو بگیرن، ببرن؛ تا پنجاه میلیون تماشاچی سریال نرگش خلاص بشن؟ ثواب داره به خدا! پانوشت:شرمنده‌ام آقای بهبهانی‌نیا و … ادامه

یکی دو خبر، یک تشر و یک نظر؛ همه ادبی!

خبرم این است که مؤسسه‌ی «شهر کتاب» دو دوره‌ی آموزشی تازه را برگزار می‌کند. یکی دوره‌ی جدید آموزش داستان‌ کوتاه که دکتر حسین پاینده مدرّس آن است. این دوره از ۱۶ شهریور شروع می‌شود و جلسات آن روزهای پنج‌شنبه صبح برگزار می‌شود. دقیق‌تر اگر بخواهید بدانید، هدف اصلی این دوره، آشنایی با عناصر داستان کوتاه … ادامه

اندر حکایت برخی دوستان قشنگ و سینمای قشنگ‌ترشان!

سه‌شنبه‌شب (۳۱ مرداد) شبکه‌ی دوم، فیلم «کافه ترانزیت» کامبوزیا پرتوی را نشان داد. بیچاره پرتوی، که اگر فیلم را دیده باشد چه حرصی خورده است از این همه قیچی که بی‌رحمانه به آن زده بودند! سانسوری که انجام شده بود، در حد یک تدوین مجدد بود، چون هم فصل‌هایی از فیلم و از داستان آن کاملاً … ادامه

فقط یک کابوس باورنکردنی

خوابگرد: در زیر سَمومی که به نام مهرورزی بر فضای نشر ادبی وزیدن گرفته و برهوتی که در حال رخ‌نمودن است، داستان بلند «عقرب روی پله‌های راه‌آهن اندیشمک، یا از این قطار خون می‌چکه قربان» نوشته‌ی حسین مرتضاییان آبکنار جزو دندان‌گیرترین‌هاست. به این بیفزایید موضوع داستان را که «جنگ» است، اما با نگاهی متفاوت، تلخ … ادامه

دو نکته با دوستان «شرق» و دشمنان «غرب»

در گیر و دار فشاری که این روزها از طرف حاکمیّت به روزنامه‌‌ی «شرق» می‌آید و چانه‌زنی سختی که میان کله‌گنده‌ها بر سر بقای روزنامه یا چگونگی تداوم آن جریان دارد، نمی‌دانم دوستان روزنامه‌نگار شرق ـ به‌خصوص در سرویس ادب و هنر ـ چه اصراری دارند این روزها که دایم از این و آن عذرخواهی … ادامه