پسر کو ندارد نشان از پدر…

خیلی وقت پیش، خاطرات هاشمی رفسنجانی را می‌خواندم. نوشته بود اوائل انقلاب او را فرستادند به وزارت کشور. نشست پشت میز و لحظه‌ای بعد کارمندی برای او نامه‌ای آورد و گفت «پاراف کنید لطفاً». هاشمی چند دقیقه‌ای مانده بود که «پاراف» یعنی چه؟ آخر سر، کارمند را صدا زده بود و پرسیده بود «پاراف یعنی … ادامه

۱۰ روش برای رام (آرام)کردن کودک «سرکش»!

شاید شما خوش‌تان نیاید، ولی طنز آذردخت بهرامی برای من همیشه لذت‌بخش است. آذردخت بهرامی را اگر نمی‌شناسید، این‌جا را بخوانید و نیز این داستان او را که جایزه‌ی دوم مسابقه‌ی بهرام صادقی را گرفت. افسوس می‌خورم که آذردخت بیش از دو سال است که وبلاگش را رها کرده. کاش دوباره گوشش دراز شود و … ادامه

نگهداری هفتان با چنگ و دندان!

شاید کار احمقانه‌ای می‌کنم که گاهی این‌جا خبری یا نکته‌ای درباره‌ی سایت هفتان می‌نویسم. چون به تجربه فهمیده‌ام که تعداد کسانی  که حرفم را جدی می‌گیرند و توجه می‌کنند، به تعداد انگشتان یک دست هم نیستند! خیلی تلخ است، ولی واقعیت دارد که ما ایرانی‌ها به هنگام تنفس در هوای فرهنگ و هنر هم درست … ادامه

آدم‌ها هی تاول زدند و هی نمردند

شما را نمی‌دانم، ولی من یکی هزار و یک دلیل دارم برای این که وقتی چنین چیزی را می‌خوانم، روحم به رعشه بیفتد و دندان‌هایم را تا صبح به هم بسایم. هزار و یک دلیل ِ من اصلا مهم نیست؛ مهم این چند خطّ و پیوندهایش است: راننده‌ی ترن:… هفتم تیرماه ۱۳۶۶ کمی بوی سیر … ادامه

احوال‌پرسی ناتور خوابگرد

پس از چند روز بلاتکلیفیِ تقریباً کشنده، بالأخره امروز بیماری پدرام رضایی‌زاده (دوست و همسایه‌ی وبلاگی‌مان) مشخص شد. ماجرا از احتمال عفونت آپاندیس شروع شده بود، رسید به مننژیت، سر از شبه‌حصبه درآورد و بالأخره امروز یک متخصص خوش‌تیپ بیماری‌های عفونی تشخیص داد که یک جور عفونت میکروبی از ناحیه‌‌ی کبد، کل سیستم بدن او … ادامه

همسایه‌های خوب و بد خوابگرد

نمی‌خواهم همه‌ی تقصیر را گردن پارسا (پسرم) بیندازم، ولی اگر می‌بینید نسبت به قبل حضور کم‌رنگی در خوابگرد دارم، بیش‌تر به خاطر این موجود یک‌سال و سه‌ماهه است که شیرین‌کاری‌هایش برای دیگران است، آرامشش برای مادرش، و شیطنت‌ها و تخسی‌ها و نحسی‌هایش برای من! روزها و ساعت‌هایی که با مادرش تنهاست، در کمال آرامش و … ادامه

فراخوان برای داستان کوتاه

محمدحسن شهسواری:خانم‌ها و آقایان نویسنده و مترجم!از هفته‌ی آینده، همشهری جمعه دوباره منتشر خواهد شد و دوستان روزنامه خیلی اصرار دارند که هر هفته یک داستان تألیفی و یا ترجمه چاپ شود و اگر باور نمی‌کنید همین الان خودم اعتراف می‌کنم که بزرگ‌ترین مخالف چاپ داستان، این‌جانب محمدحسن شهسواری به عنوان مسئول صفحه بودم. بله، … ادامه

آیا بزرگان هم واقعاً سرقت ادبی می‌کنند؟

ماجرا[ی سرقت ادبی] در ایران سر درازی دارد و اگر کسی آن را دنبال کند معلوم نیست به کجاها برسد. چه بسا اساساً یکی از دلایل عقب‌ماندگی فرهنگی این مملکت را بتوان همین مورد به حساب آورد؛ موردی که پیش‌تر با عنوان امتناع اندیشه از آن یاد شده، و حالا هم می‌توان عنوان پخته‌خواری بر … ادامه

دوره‌های آموزشی ویراستاری و نقد ادبی جدید

شهر کتاب قرار است یک دوره‌ی آموزش ویرایش را در چند مرحله برگزار کند که نخستین مرحله‌اش را به «وزن شعر فارسی» اختصاص داده و یکی از بهترین اساتید این رشته، یعنی ابوالحسن نجفی را برای تدریس آن در نظر گرفته. این دوره ویژه‌ی تابستان ۸۵ است که از روز یک‌شنبه ۴ تیرماه به‌صورت هفتگی … ادامه