سرد مثل زمستان سیاه، گرم مثل ادبیات

خوابگرد: متأسفانه گرفتاری خانوادگی اجازه نداد که در مراسم هفتمین جایزه‌ی گلشیری حاضر باشم و انتظار خوانندگان خوابگرد را برای خواندن گزارش‌های خاص خودم پاسخ بدهم؛ ولی پدرام رضایی‌زاده خواهش‌ام را پذیرفت و برای این که سنت‌شکنی نشده باشد، گزارشی نوشت به روایتِ خویش از این مراسم که آن را در این‌جا می‌گذارم برای آن‌ها … ادامه

دهه‌ی شستی‌ها ـ ۱ (+ واکنش‌ها)

دهه‌ی شستی‌ها به طرز باورنکردنی‌ای، پیش‌بینی‌ناپذیرند و با همین خصلت، دهان دهه‌ی پنجاهی‌ها را نه یک بار که چند بار، با دقتِ کامل و در کم‌ترین زمان ممکن سرویس می‌کنند. اگر یکی از آن‌ها تا کنون چنین نکرده، منتظر بمانید، حتماً آن یکی هم خواهد کرد! توضیح: حدودِ یک سال است که با پدیده‌ی عجیبی دست و پنجه … ادامه

خانم‌ها، آقایان! حتا شما دوست عزیز!

اگر به هفتان یا خوابگرد ایمیل زده‌اید یا می‌زنید یا خواهید زد، ولی پاسخی نگرفته‌اید یا نمی‌گیرید یا نخواهید گرفت، خواهش می‌کنم به قسمتِ Bulk یا Spam ایمیل خود هم سر بزنید. البته اگر پرسش یا تقاضایی هم نکرده‌اید، یا نمی‌کنید یا نخواهید کرد، باز هم سر بزنید؛ چون شاید من قبلاً خبر درگذشت‌ام را به شما داده باشم یا … ادامه

این داستانِ کوتاه نیست، داستانِ کوتاهِ کوتاه است

داستان کوتاهِ کوتاه یا داستانک یا فلش‌فیکشن، قالب ادبی ِ تازه و جذابی ست که نویسنده‌های جوان‌تر، زودتر با آن خو گرفته‌اند یا در این گونه می‌نویسند. گسترش کاربرد کامپیوتر و اخیراً اینترنت نیز در رونق‌گرفتن و گرم شدن بازار داستان کوتاهِ کوتاه بسیار مؤثر بوده است. اما این گونه‌ی ادبی، در فضای ادبی ایران … ادامه

متن کامل بیانیه‌ی انتقادیِ جایزه‌ی مهرگان ادب

خوابگرد: بخت با من یار نبود که در مراسم پایانی این جایزه شرکت کنم، و به روال سال‌های گذشته، جزییات‌اش را در اجرا و نتایج‌اش را در داوری با فضولی‌های همیشگی‌ام در این‌جا گزارش کنم. شنیدم که افزون بر بیانیه‌ی انتقادی و تلخ این جایزه، علی اشرف درویشیان هم به رغم بیماری جسمانی‌اش، نشسته بر صندلی، صدای … ادامه

حاتمی‌کیا به دردِ سریال‌سازی نمی‌خورد

دو سه روز بود می‌خواستم در باره‌ی سریال «حلقه‌ی سبز» حاتمی‌کیا بنویسم، ولی فرصت پیدا نمی‌کردم؛ تا امشب که قصدش را کردم ولی پیش از نوشتن، لینکِ یادداشتی را در هفتان دیدم که پشیمان‌ام کرد. محمدرضا خالقی‌زاده نقدی بر این سریال نوشته که «تقریباً» همه‌ی حرف‌هایی ست که می‌خواستم بنویسم. البته بر خلافِ این منتقدِ … ادامه

بازنشر چند یادداشت در باره‌‌ی چند داستان

«سمت تاریک کلمات» حسین سناپور«رؤیای تبت» فریبا وفی «یک سکه در دو جیب» علی‌اصغر شیرزادی«جیب‌های بارانی‌ات را بگرد» پیمان اسماعیلی «بی‌بی پیک» سهیلا بسکی«کتاب اعتیاد» شهریار وقفی‌پور«زیر پلک‌های بسته» فریده رازی«شب‌های چهارشنبه» آذردخت بهرامی«گنجشگ‌ها بهشت را می‌فهمند» حسن بنی‌عامری«روی ماه خداوند را ببوس» مصطفی مستور توضیح: گاهی برخی دوستانی مطبوعاتی لطف می‌کنند و ساعت دو … ادامه

جین آستین؛ نویسنده‌ای ایستاده بر مرز

جین آستین، در ایران هم هنوز طرفدار دارد، چه رسد به خوانندگان سراسر جهان که پس از دویست سال از دوره‌ی این نویسنده‌ی کلاسیک، هم‌چنان رمان‌های او را در ردیفِ پرخواننده‌ترین آثار ادبی جهان قرار داده‌اند. به تازگی، نشر نی با یک ابتکار جالب، تمام آثار جین آستین را با ترجمه‌ی «رضا رضایی» وارد بازار … ادامه

رمانِ توقیف‌شده‌ی مارکز را از سوپر محل‌تان بخواهید!

کاری به تابناک (بازتابِ سابق) ندارم که از کلمه کلمه‌ی تیتر تا سطر سطر متنِ انتقادی‌اش در باره‌ی مجوز نشر رمان مارکز، بوی مچ‌گیریِ «سیاسی» و ناراستیِ فرهنگی به مشام می‌خورد و صدای هلهله‌ی شادی‌شان از گیرانداختنِ وزارتِ ارشاد را می‌شد از پشتِ مونیتور به وضوح شنید. کاری به واکنشِ شتاب‌زده و عجیبِ وزیر ارشاد … ادامه