مدینهی بیداد
وقتی که حکمرانِ چمن، باد میشوداولتبر حوالهی شمشاد میشود دیگر چه مکتب و چه مرام و چه مسلکیدر گلشنی که قبلهنما باد میشود بلبل خموش، غنچه گرفتار، گل ملولیعنی چمن، مدینهی بیداد میشود جایی که سنگ، زمزمهی عشق سردهدآنجاست که تیشه قاتل فرهاد میشود یک عمر آن که بود مجلد به جلد دوستدرگیر و دار … ادامه