میان پریودِ من تا ماه گردون!

بامزه است: واژه‌ی پریود را ما فارسی‌زبان‌ها در دوره‌ی معاصر از زبان انگلیسی وام گرفته‌ایم و نشانده‌ایم در کنار واژه‌های دیگری که در گذشته برای خون‌ریزی ماهانه‌ی زنان به کار می‌برده‌ایم؛ مثل بی‌نمازی، حیض، حائض، عادت، قاعدگی یا حتا «رگل» که خیلی پیشتر از پریود انگلیسی، از زبان فرانسه گرفته‌ بودیم. پریود را در زبان … ادامه

داستان فارسی علیهِ داستان فارسی

اشاره: کتاب تازه‌ی امیر احمدی آریان نسبت به موضوعش کتابی جامع به نظر می‌رسد. روندی که ادبیات داستانی ما در یک دهه‌ی اخیر گذرانده، حالا دیگر به عنوان یک موضوع جدل‌انگیز از دایره‌ی خودِ داستان‌نویسان گذشته و جامعه‌ی مخاطب را نیز به شکلی دیگر درگیر کرده است. در حدی که واکنش‌ها به آن را در … ادامه

ادبیات عامه‌پسند به روایتِِ محمدحسن شهسواری

در گفت‌وگو با مجله‌ی «انشا و نویسندگی»ژانرها، مثل علمی‌ـ‌تخیلی، پلیسی، معمایی و جنایی، نیاز دارند در جامعه‌ای شکل بگیرند که عقل در آن اهمیت دارد، چون در آن‌ها پلات خیلی مهم است. در جامعه‌ی شرقی مثل ایران که همین‌طوری در روابط عامه، عقل زیر سؤال است، خب معلوم است شکل نمی‌گیرد. شعر بزرگ‌ترین شاعران‌مان را بخوانید، … ادامه

ادبیات عامه‌پسند؛ فرم و محتوا

اشاره: الان یادم نیست، فکر کنم این مصاحبه را سال گذشته انجام دادم، با مجله‌ی انشاء و نویسندگی، در ویژه‌نامه‌شان در مورد ادبیات عامه‌پسند. البته بحث و سخن به جاهای دیگر هم کشید.   داستان و رمان خواندن را از چه زمانی آغاز کردید؟ از همان کلاس اول دبستان. به خاطر این که قرآن خواندن را … ادامه

چشمک زدن با سبیل افتاده‌ی مردان!

بر سر جای استفاده‌ از نقطه‌ویرگول همیشه بحث بوده است. نشانه‌ای که بلاتکلیفی‌اش از اسمش هم پیدا ست. تعاریفی که از کاربرد آن ارائه داده‌اند، آن قدر مسجل نیست که بتوان برای آن خط‌کش گذاشت. ازجمله: برای جدا کردن سازه‌ها و جمله‌های هم‌پایه‌ای که درون یک یا چند تای آن‌ها نشانه‌ی ویرگول به کار رفته … ادامه

نه فقط در باره‌ی سه رمان

اشاره: چندی پیش جلسه‌ی نقد وبررسی رمان «گلف روی باروت» در شهر کتاب برگزار شد که گزارش مفصل آن را می‌توانید این جا بخوانید. بحثی درگرفت که بد ندیدم به بهانه‌‌‌ی آن بعد از نزدیک به یک سال پنجره‌ی پشتی را گردگیری کنم. [ادامـه] این هم بخشی از حرف‌های من در آن جلسه:معمولاً در مورد رمان‌هایی که در … ادامه

جلوِ مانتوِ بانوی پستوی خانه

ایمایان: پیشترها برنامه‌ای با عنوان «فارسی را پاس بداریم» از سیما پخش می‌شد که به رغم شوخی‌هایی که با آن شد،‌ می‌توانست با تذکّرهای گاه‌وبیگاه، تأثیری هرچند اندک بر موج دلبخواه‌نویسی داشته باشد. بد نیست برخی اوقات اشتباه‌های رایج را ـ که حالا خیلی هم منحصر به دنیای وب نیست ـ به هم یادآوری کنیم. … ادامه

تعجبِ نرم!

این هم از برکات فضای مقدس برخی ادبیاتی‌ها ست که در لباس مبارزه از راه دور با نظام و به قصدِ قربت، در گوشه‌ای از خبری که به شیوه‌ی کیهان تنظیم شده، محمدحسن شهسواری را از اعضای ستاد انتخاباتی سعید جلیلی اعلام و لابدّ اعدام کنند. آن هم او را که از انگشت‌شمار نویسنده‌هایی بود … ادامه

نامه‌ای به دوست نویسنده‌ای که هرگز زاده نشد

می‌شه خواهش کنم از چیزهایی جدید حرف بزنی، از محیط‌های ناآشنا؟آخه می‌دونی یک زندگی یکنواخت که صبح برم شرکت شب بیام، یا کنج یه کافه، یا کهنه‌ی بچه بشورم وای چقدر خسته‌ام رو همه بلدیم. اما من تا به حال روی لنج میگو صید نکردم، تا گردن توی مرداب پر از گل غرق نشدم، با … ادامه