بهترین بازی محمدعلی کشاورز به‌عنوانِِ بدترین بازیگر!

یادداشت آرمان ریاحی در ستایش و بزرگداشت محمدعلی کشاورز کسی از قول عباس کیارستمی نقل می‌کرد که محمدعلی کشاورز «بهترین بازی‌اش را در فیلم من انجام داد، ولی بدترین بازیگری بود که با او کار کردم»! حتا اگر این نقل‌قول، در زمره‌ی انبوه گفتاوردهای این کارگردان بزرگ سینمای جهان، دور از اعتبار نباشد، چیزی از … ادامه

دعوت به تماشای ریش‌قرمز پس از ۵۵ سال

آرمان ریاحی: ریش‌قرمز (۱۹۶۵) ساخته‌ی آکیرا کوروساوا می‌تواند حکایتِ حالِ امروزمان باشد؛ فیلمی که گاهی سرک می‌کشد و می‌گوید: «من در سه ساعت شما را به آدمیت دعوت می‌کنم. تماشایم کنید.» و تماشای ریش‌قرمز واقعاً ارزشش را دارد، چون با غنای تصویری‌ای که دارد، عطش نگاه تماشاگرانش را سیراب می‌کند. ریش‌قرمز با وجود انبوه خرده‌پیرنگ‌ها، … ادامه

رقصِ تماشایی مکس فون سیدو با مرگ

در ستایش مکس فون سیدو که دیروز درگذشت آرمان ریاحی: از اسکاندیناوی می‌آمد؛ جایی که نیمی از سال شب است و نیمی روز. جایی که سنتی قدرتمندتر از نمایش روی صحنه وجود ندارد. با آن طبیعت سرد و مردمان خونسرد متفکر. اگر «استریندبرگ» با نمایشنامه‌ی «پدر» روی صحنه بهمنی از پرسش‌های ویرانگر را بر سر … ادامه

کرک داگلاس چه داشت که ستارگان هم‌نسلش نداشتند؟

کرک داگلاس در آینه‌ی آثارش کرک داگلاس، یکی از بزرگ‌ترین ستاره‌های تاریخ هالیوود، روز چهارشنبه ۱۶ بهمن در ۱۰۳ سالگی درگذشت. کرک داگلاس متولد سال ۱۹۱۶ در نیویورک بود. کرک داگلاس سه بار برای جایزه اسکار نامزد شده بود؛ برای بازی در فیلم‌های قهرمان در سال ۱۹۴۹، بد و زیبا در سال ۱۹۵۲ و شور زندگی … ادامه

زیگموند فروید و قالی‌تکانی در دنیای مدرن!

آرمان ریاحی: فرشِ عشایر درشت‌باف و بدوى است. در عین پیچیدگیِ نقش، ساده است و تأثیری ژرف بر ذهن و روان متمدّن مراجعانِ روان‌نژند و رنجورِ دکتر فروید می‌گذاشته است؛ رسوب را از ذهن بیماران پزشک روانکاو  می‌زدوده و آنان را به لایه‌های نخستین آگاهی‌های کودکی‌شان ارجاع می‌داده است. این‌جا اتاق کار و مطب زیگموند … ادامه

گزارشِ دست‌اولِ رمانِ عیار ناتمام از تاریخِ تلخِ معاصر

آرمان ریاحی: به‌عنوان یک «ادبیات‌دوست» فکر می‌کنم یک خواننده‌ی جدی داستان‌هایی را می‌پسندد که تکه‌هایی از خودش را در آن ببیند، و به‌عنوان یک «دوستدار تاریخ» عقیده دارم سرگذشت پرهیاهوی ایرانیان در زمان معاصر چیزی جز همان تکه‌های پراکنده‌ی وجود ما نیست که جز به جادوی ادبیات پیوند نمی‌خورند. ادبیات جدی به حافظه‌ی جامعه سر … ادامه

فرانکو زفیرلی نقطه سرِ خط

برادر خورشید، خواهر ماه آرمان ریاحی: فرانکو زفیرلی مهم‌ترین هنرمند باقی‌مانده از نسل طلایی سینما و تئاتر ایتالیا بود که گاهی رمانتیستی واقع‌گرا می‌شد. چه آن‌که در  مشهورترین فیلم‌هایش حال و هوای نماها در عین پراحساس بودن، آکنده بود از جزئیاتی که نمی‌شد آن را جز در  یک اثر  رئالیستی دید. به یاد بیاوریم صحنه‌ی … ادامه

پرویز بهرام و اسب‌هایی که با سواران‌شان رفتند

آرمان ریاحی: نقل است که روزی پرویز بهرام برای دفاع از متهمی به دادگاه رفته بود و آن‌جا این دیالوگ را بر زبان آورده بود: «جناب قاضی! خوب به چشمان این مرد نگاه کنید. آیا در نگاهِ این جوان برقِ نگاه یک مجرم را می‌بینید یا مردی‌ که گناهی از او سر نزده و با … ادامه

کازیمودوهای مغموم در برابرِ نوتردام فروریخته

آرمان ریاحی: «کازیمودو»‌ی مغموم! حالا دیگر جایی برای به یاد آمدن نداری، کلیسای پرآوازه‌ی نوتردام را؛ همان مکانی که سال‌ها در خاطرات ما ناقوس سنگینش را با عضلات ورزیده‌ات به صدا درمی‌آوردی، با همان ماهیچه‌هایی که زورِ یک حیوان در آن‌ها نهفته بود، که اگر می‌‌خواست، می‌توانست، ولی اراده نداشت. اراده‌ی این بازوهای پرنیرو در … ادامه