کیفور از کنسرت کیهان کلهر

رضا شکراللهی: وقتی از چیزی بیشتر از حد انتظارم کیفور می‌شوم، از تعریفِ کیفوری خودم سر باز می‌زنم. شاید از خودخواهی محض یا شاید هم از ناتوانی در بیان. شبیه معتادانی که نشئه می‌شوند و وقتی ازشان می‌پرسی کیف احوال؟ نهایت سر بالا می‌اندازند و درمی‌مانند از تعریف حال و احوالی که در آن سیر … ادامه

ته‌مانده‌ی آدم‌ها و واژه‌ها در جنگ

ته‌مانده‌ی پیکر شهید «حسن جنگجو» بعد از ۳۴ سال به ایران برگشت. او سه سال بعد از این عکس مشهور، که آلفرد یعقوب‌زاده در ۱۳سالگیِ او گرفت، در عملیات خیبر مفقودالاثر شد. استفاده از کلمه‌ی «ته‌مانده» برای پیکر شهید حسن جنگجو، اعتراض برخی خوانندگان ارجمند کانال تلگرامی خوابگرد را برانگیخت. نخست این‌که انتخاب این کلمه … ادامه

خنده‌های جنگ‌زده با جری لوئیس

رضا شکراللهی: هم جری لوئیس آن‌قدر پیر بود به‌هنگام مرگ و هم نسل ما آن‌قدر پا به سن گذاشته که خبر درگذشت او جز بر دل شماری از ما غبار غم ننشاند. غم که نه، تلنگری برای افتادن در تونل زمان و بازگشتِ آنی به دورانی نوستالژیک که به هزار سال قبل می‌ماند. دورانی که … ادامه

داستان کوتاه «خیابان اج‌مانت» دکتروف

ای. ال. دکتروف (E. L. Doctorow)، نویسنده‌ی شهیر آمریکایی، که رمان‌های تاریخی‌اش شهرت فراوانی دارد، دو سال پیش در ۸۴ سالگی درگذشت. مشهورترین رمان دکتروف «رگتایم» است که «نجف دریابندری» آن را به فارسی ترجمه کرد و در ایران او را بیشتر با این رمان می‌شناسند. دکتروف معتقد بود «نویسندگی فرم پذیرفته‌شده‌ی شیزوفرنی در جامعه … ادامه

قطار امر به معروف و نهی از منکر در متروی تاریخ

سالار کاشانی: صبح یک روز گرم از تیرماه سال هزار و سیصد و نود و شش خورشیدی، مردی در متروی شهرری تهران با گلوله‌ی مستقیم پلیس کشته شد. گزارش این قتل با روایت‌هایی متناقض از منابعی مختلف همراه بود، اما دست‌کم این روایت در جامعه مشهور شد که دعوا بر سر «امر به معروف و … ادامه

خودکشی کورش اسدی و بازتولید چهره‌ی افسرده‌ی نویسنده‌ی ایرانی

بی‌رحمانه است گفتن این‌ها درباره‌ی خودکشی کورش اسدی اما بی‌رحمانه‌تر است اعتباربخشی به یأس، به درماندگی، و به افسردگی. سایه اقتصادی‌نیا: «در گوشه نشستن و قیافۀ هنرمندانه گرفتن و سینیک شدن و انزوا گزیدن و به تریاک و الکل پناه بردن کار وازده‌هاست، کار از پا نشسته‌هاست، نه کار هنرمندان». این جمله از جلال آل‌احمد … ادامه

ترس از مرگ الدنگ!

خبر خودکشی کورش اسدی که آمد، پریشان شدم و در خود فرورفتم. به یک دلیل شخصی. و خبر مرگ مریم میرزاخانی که رسید، نه غم که نومیدی همه‌ی وجودم را گرفت. (بارها اعتراف کرده‌ام که پس از مرگ ناغافل و زودهنگام مادرم، دیگر هیچ مرگی مرا اندوهگین نکرده است.) نه کورش اسدی را دیده بودم … ادامه

تیراژ مطبوعات در ایران؛ استبداد یا ارتباطات مدرن؟

رضا شکراللهی: دیروز در توئیتر نوشتم «مجموع تیراژ روزنامه‌های ایران ۹۰۰ هزار نسخه است. یعنی هر ۸۸ نفر یک نسخه. در ژاپن، هر ۲ نفر یک نسخه. تأثیر ارتباطات مدرن بهانه است، امان از استبداد!» دوستانی خرده گرفتند که نتیجه‌گیری‌ام در مورد تیراژ مطبوعات روی هواست و مزخرف بافته‌ام. خب در یکی دو توئیت ۱۴۰نویسه‌ای … ادامه