روزی روزگاری، فروغ
هنوز هم وقتی عکسی از فروغ می بینم، نمی دانم چرا تپش قلبم بیش تر می شود. این هم عکس از او با برادرش فریدون :
هنوز هم وقتی عکسی از فروغ می بینم، نمی دانم چرا تپش قلبم بیش تر می شود. این هم عکس از او با برادرش فریدون :
مراسم جایزه ی یلدا هم به خیر و خوشی برگزار شد و جواد مجابی، حسن میرعابدینی و محمد قاسم زاده(داوران جایزه) از میان رمان ها و مجموعه های سه سال گذشته، “برهنه در باد” محمدعلی و “نیمه ی غایب” سناپور را به عنوان رمان های برتر و “باران های سبز” جولایی را به عنوان مجموعه … ادامه
شاید شما هم با دیدن آخرین یادداشت های جمالزاده در ژنو کمی محظوظ شوید: بیتی از حافظ و دیدار شادروان فرهاد و همسرش
نسل جدید داستان نویسی ایران آرام آرام دارد اولین رمان های خود را به عرصه ی ادبیات داستانی ایران معرفی می کند و این گام اول است. به همین خاطر نمی توان ونباید در مقام مقایسه ی این آثار با آثار نسل های پیشین برآمد. باوجود برخی نقاط ضعف در برخی از این آثاراما، بیش … ادامه
دیروز صبح، آفتاب از لابه لای ابرها بر کوه های سفید تهران- تنها نعمت باقی مانده برای ما ساکنان این شهر کثافت بار- تابید و از دیشب تا حالا یکسره باران می بارد،یکسره؟… و من هفت روز تمام است که بی دلیل(بی دلیل؟) هربار که پای این جعیه ی جادویی می نشینم ناخواسته به سراغ … ادامه
من خودم عکاس حرفهای نیستم، ولی با دیدن کتاب ناصرالدین، شاه عکاس حیفم آمد آن را به شما معرفی نکنم. همان طور که روی جلدش نوشته، کتابی است پیرامون تاریخ عکاسی و اولین کتاب تاریخی است که اختصاصا به نقش ناصرالدین شاه در ورود و گسترش عکاسی در ایران پرداخته. با این احوال، تورق کتاب … ادامه