درد زمانه یادداشتی بر رمان گرنیکا

در دورانی که هنوز شهرنشینی زندگی غالب بشر نشده بود، تنهایی و تنها زندگی کردن امری متمایز محسوب می‎شد. در واقع فقط مطرودان اجتماع دچار چنین سرنوشتی می‎شدند. تنهایی یا جبر کسانی بود؛ به سبب گناهی و یا اختیار کسانی بود برای فرار از گناه‎ (زاهدان). خلاصه هرچه که بود، تنهایی وضعیتی خارج از عادت … ادامه

بحران مدیریت در صدا و سیما

مجلس هفتم از بودجه‌ی فرهنگی ایران کم کرد تا بر بودجه‌ی تلویزیون اضافه کند. اگر «کردان» معاون پارلمانی صدا و سیما خوشحال می‌شود و از بحران و تنگنای مالی سازمان در پنج سال گذشته یاد می‌کند، منظور او سال‌هایی‌ست که مهم‌ترین و اصلی‌ترین معاونت سازمان، یعنی معاونت اداری و مالی را خود او به عهده … ادامه

سینمای معناگرا یا قهقرا در سینمای ایران

۳۰نما: آرش نیک‌پندارآینه‌ی سینمای نسل دوم و سوم یا در واقع سینمایی که حاصل کار فیلمسازان پس از انقلاب بود… نه تنها نشان نداد که این سینما به چه اعتباری دست یافته، که سبب‌ساز یکی از بدترین دوره‌های جشنواره فیلم فجر در بیست و سه دوره‌ی گذشته بود. سینمایی بی‌جان، کم‌اثر و سست که در … ادامه

پرونده‌ی استادان بزرگ داستان کوتاه جهان

در آخرین شماره‌ی همشهری جمعه، پرونده‎ای درآمد به نام «استادان داستان کوتاه جهان». در این پرونده به زندگی‎نامه و آثار چند تن از نویسندگان بزرگ داستان کوتاه پرداخته شده بود. اما به خاطر کمبود جا و سایر مسایل نشد که مطالب به صورت کامل چاپ شود. به همین دلیل بد ندیدم به کمک خوابگرد، مطالب … ادامه

نویسنده‌ای که زیر درختان سدر جا ماند

«خسرو حمزوی» در هفتاد و پنج سالگی رمانی را منتشر کرده که انتظار من یکی را ـ به‌عنوان خواننده‌ی همه‌ی آثارش ـ برآورده نمی‌کند. او داستان‌نویسی‌ست که به اندازه‌ی توانایی، تجربه و سابقه‌اش چهره‌ی شناخته‌شده‌ای ـ دست‌ِکم برای عامه‌ی مردم ـ نیست. در دهه‌ی ۱۳۳۰ دو مجموعه‌داستان منتشر کرد و پس از آن سال‌های سال … ادامه

بازتاب تصویری در پنجره‎ی قطار درباره‌ی یاسوناری کاواباتا

اگرچه رمان و داستان کوتاه یک ژانر عموما اروپایی است اما در مسیر تاریخ ادبیات، برخی از فرهنگ‎ها آن چنان این نوع هنری را بومی کرده و به اوج رسانده‎اند که اسلاف غربی خود را به حیرت واداشته‎اند. از این دسته، خوانندگان ایرانی با آثار نویسندگان آمریکای لاتین و بزرگان آن مانند «خوان رولفو»، «گابریل … ادامه

گزارش بازار کتاب [۱۵]

چند روز پیش دوستی ایراد می‌گرفت از من که خوابگرد، حال و هوای قدیم را ندارد. حق داشت. به او گفتم که خودم دلم بیش‌تر از دیگران برای آن خوابگرد تنگ شده. کمی به‌خاطر وسواس زیادی‌ست که در نوشتن پیدا کرده‌ام، کمی هم به‌خاطر تنبلی‌ست ولی دلیل عمده‌اش به‌خاطر گرفتاری‌های روزمره‌ی احمقانه‌ای‌‌ست که کم و … ادامه

توضیح امیرحسین سام

از وقتی که آلبوم «صبح، بهار، بهاران» را در این وبلاگ معرفی و نقد کردم، ایمیل‌های زیادی داشتم که مثل برخی دوستانم می‌گفتند پی آلبوم گشته‌اند، ولی پیدایش نکرده‌اند. خود من هم به زحمت آن را پیدا کردم. هرچند ناشر این آلبوم موسسه‌ی مشهور «چهارباغ» است، ولی انگار گمنامی امیرحسین سام (آهنگساز) و علی بیات … ادامه