راویان ایران‌زمین خواهند مرد ، اما نه در غربت

«این نوشته چیست به آن لینک داده‌ای درباب معروفی درغربت؟ چی می‌خواهد بگوید؟ وسط دعوا تکلیف چی را می‌خواهد معلوم کند؟ چرا همه را به یک چوب می‌راند؟ متر و معیارت برای این لینک چی بوده؟ جنازه‌ی مسکوب را می‌آورند ایران به خاک بسپرند و مسکوب هم همیشه به ایران رفت و آمد داشت و … ادامه

مردمی هستیم بافرهنگ، اما نادان و ناتوان

“تاریخ چندهزارساله‌ی ما آن‌قدر فراز و نشیب دارد، تکان‌ها و چرخش‌هاى سخت و غافلگیرکننده دارد که نمى‌توانم در چند جمله بیان کنم. اما در این دو سه قرن اخیر ما مردمى هستیم با فرهنگ اما در زندگى اجتماعى نادان و ناتوان. با وجود پشتوانه‌ی غنى هنوز یاد نگرفته‌ایم که با همدیگر چگونه کنار بیاییم. و … ادامه

وقتی به ارزش داستان‌نویسی آگاه باشیم

حتما با این کلام آشنایید که «هر کتابی ارزش یک‌بار خواندن را دارد». به باور من می‌شود گفت: «هر کتابی ارزش یک‌بار نوشته‌شدن را دارد!» و هنـگامی که پای ادبیـات داسـتانی در میـان باشـد، ایـن «ارزش» دوچندان می‌شـود. پیام یزدانجو ـ ی جوان ـ  را پیش‌تر به خاطر ترجمه و تألیف چندین و چند کتاب … ادامه

کارنامه‌‌ی او، ما، ایشان!

چه‌قدر جدی‌بودن و خشک‌مزاجی؟ گاهی وقت‌ها لبخند هم ضروری‌ست! هیچ سوژه‌ی جاری و زنده‌ای برای خندیدن پیدا نمی‌کنم. دست‌به‌دامن تاریخ معاصر می‌شوم. از طنزپردازان معاصر گمان نمی‌کنم مردمی‌تر و استوارتر از شادروان ابوالقاسم حالت بشود سراغ گرفت که پس از سرودن شعر نخستین سرود رسمی جمهوری اسلامی، در چند سال آخر زندگی خود پس از … ادامه

نه درخشان، نه ناامیدکننده گزارشی مختصر از رمان‎های چاپ‌شده در سال ۱۳۸۲

در شماره‎ی اول همشهری ماه گزارش‎گونه‎ای نوشته بودم از برخی رمان‎های چاپ شده در سال هشتادو دو که بخش‎هایی از آن به دلایلی از جمله کمبود جا چاپ نشد. بد ندیدم که در روزهای آغازین سال این یادداشت به صورت کامل در این جا آورده شود. به دلیل جوایز ادبیات داستانی که در هر سال … ادامه

غلط کردم غلط ــ نامه نوشتم!

هرچه را درباره‌ی شیوه‌ی درست‌نویسی در وب زیر عنوان غلط ــ نامه نوشتم، یک‌جا پس می‌گیرم. نیم‌فاصله به‌جای فاصله و نقطه‌گذاری درست و جدانویسی و «است» به‌جای «می‌باشد» و همه‌ی موارد پیشکش خودم. من نمی‌فهمم آخر چرا وقتی پای نوشتن به میان می‌آید، بعضی‌ها دست و پای‌شان را گم می‌کنند و راه رفتن خودشان هم … ادامه

لینـک‌نـگاری [ادبیـات]

:: جایزه‌دهندگان ادبیات داستانی “امید” سفارش می‌دهند!… اعلام شده بود داستان‌هایی می توانند امید برنده شدن داشته باشند که در آن‌ها ذهنیت‌های بیمارگونه و نابه‌هنجار دیده نشود و یأس و سرگشتگی جای خود را به سرزندگی، طنز و امید به آینده بدهند و نویسندگان این داستان‌ها از نظرات افراد باتجربه‌تر استفاده کنند…ژدانف، کارگزار رسمی رئالیسم … ادامه