گفت‌وگو با ادبیات

مهمان برنامه‌ی پریشب «گفت‌وگو با ادبیات» رادیو فرهنگ محمدحسن شهسواری بود که درباره‌ی مجموعه‌داستانش «کلمه‌ها و ترکیب‌های کهنه» حرف زد. در برنامه‌ی دیشب هم درباره‌ی رمانش «پاگرد» صحبت کرد که به قول خودش ـ پس از ضبط برنامه ـ به‌خاطر نوع نگرش صدا و سیما، محدودیت زیادی در حرف‌زدن داشت و برنامه‌ی دندان‌گیری از آب … ادامه

بازخوانی یک پرونده‌ی نه چندان قدیمی رای نهایی و مشروح یکی از داوران جایزه گلشیری درباره رمان‌های راه‌یافته به دوره‌ی چهارم

زمانی مقاله‌ی تقریبا مفصلی در باب تفاوت‌های «نقد» و «داوری» ادبی نوشتم و یادآور شدم که یک داور ادبی کاری بیشتر از منتقد می‌کند. در صورت علاقه می‌توانید به اصل مقاله مراجعه کنید. اما در این جا باید بگویم که واقعا داوری بسیار سخت‌تر است. آن قدر سخت که گاه به نظر می‌رسد به دردسرش … ادامه

روز خودکفایی بلاگرها فرا رسید! + پس‌نوشت‌ها

از این به بعد، وبلاگ‌نویسانی که از دانش فنی دیزاین سر درنمی‌آورند و در عین حال از دیزاین وبلاگ‌شان هم ناراضی‌اند و دربه‌در دنبال کسی می‌گردند که کاری برای‌شان بکند، حجت بر ایشان تمام است. نرافزار سایکو در درجه‌ی اول مخصوص این‌هاست، نرم‌افزاری که حتی پیرزن را هم می‌تواند به سادگی و بدون هیچ مقاومتی … ادامه

وبلاگ‌نویس پنهان و فروتن

گاهی فکر می‌کنم اگر محمدحسن شهسواری به جای این که پنهانی و فروتنانه در پنجره‌ی پشتی بنویسد، وبلاگی مستقل داشت برای نوشتن، چه‌قدر عالی می‌شد. اگر می‌خواهید بدانید چرا، یادداشت تازه‌اش را بخوانید، عکس‌های دخترانش را ببینید، و از گزارش ادبی‌اش حظ ببرید! [+]

از شهرناز شهسواری تا پاگرد شهسواری! حواشی و متن نشست حلقه‌ی نویسندگان فردا درباره‌ی «پاگرد» با کمی وصف حال

این پست قرار بود فقط گزارشی کوتاه باشد از جلسه «حلقه نویسندگان فردا» درباره پاگرد. اما کلی حاشیه هم پیدا کرد. از جمله این که چرا این روزها نمی‌نویسم. [متن کامل] وصف حالدوستان خیلی اصرار دارند من چند کلمه‌ای برای شما صحبت کنم. (این را با صدای معاون کلانتر بخوانید. بعدش هم بگویید: آخ شصت پام، … ادامه

حالا «وقت تقصیر» است

(به تعبیر لوس این روزها) ماراتن جوایز ادبی دیشب به پایان رسید و محمدرضا کاتب، یک میلیون تومان یلدا را همراه یک لپ‌تاپ زد زیر بغلش تا ببینم باز هم بهانه‌ای دارد برای قهر بودن با اینترنت یا نه؟ محمدرضا کاتب در میان نویسندگان جوان به پرکاری مشهور است. هر وقت هم که او را … ادامه

دو خبر از اندرونی خوابگرد

یکم این که محمدحسن شهسواری حاصل یک کار زیبا را در پنجره‌ی پشتی منتشر کرده: یکی از خوانندگان رمان «پاگرد» نامه‌ای به او می‌نویسد و نظراتش را درباره‌ی رمان «پاگرد» برایش بیان می‌کند، شهسواری هم پاسخ بلندبالایی به او می‌دهد و بعد از مدت‌ها تصمیم می‌گیرد آن نامه و پاسخ خود را منتشر کند. از … ادامه

گفت‌وگویی میان نویسنده و یک خواننده‌ی رمان «پاگرد»

آن‌چه می‌خوانید، نامه‌ای‌ست از یک دوست خواننده‌ی رمان «پاگرد» و در ادامه‌ی آن، پاسخی صریح و صمیمی به نکاتی که در این نامه، درباره‌ی این رمان طرح شده. در این پرسش و پاسخ حرف‌هایی بیان شده که در گفت‌وگوهای رسمی و مصاحبه‌ها از آن حرفی به میان نیامده و یا زبان و لحنی چنین ساده … ادامه

یادداشت حسین سناپور‌ درباره‌ی «یک‌ بوس‌ کوچولو»ی بهمن فرمان‌آرا

کارگردانان‌ تجاری‌ و بنجل‌ساز به‌ کنار، حتا در میان‌کارگردانان‌ خوب‌ سینمای‌ ایران‌ هم‌، به‌ گمان‌ من‌، هیچ‌کس‌ به‌ اندازه‌ی‌ بهمن‌ فرمان‌آرا خود را درگیر مسائل‌ روز جامعه‌ی‌ ایران‌ و همین‌طور مسائل شخصیت‌های‌ فرهنگی‌ کشورمان‌ نکرده‌است‌. نه‌ این‌ که ‌فقط‌ شخصیت‌های‌ خود را از میان‌ این‌ چهره‌ها انتخاب کرده باشد، بلکه‌ مهم‌ترین‌ مسائل‌ امروزه‌ی‌ این‌ آدم‌ها … ادامه