مصیبت‌های قد کشیدن حاتمی‌کیا

وقتی سوار ماشینی شده باشی که، به جای این که تو را به مقصد برساند، با آن جیب و کیف‌ات را به ضرب چاقو بزنند و، زخمی رهایت کنند کنار اتوبان خشکِ ساوه؛ چه انگیزه‌ای می‌ماند برایت که از روی خیرخواهی و انتقاد، مثلاً به راننده تذکر بدهی کمربندش را ببندد، یا از مسافر بغل‌دستی … ادامه

لطفاً این‌جا را به گند نکشید!

از بختِ خوش یا ناخوش خوابگرد، یکی دو هفته است که فضای کامنت‌های خوابگرد، جایگاه تاخت و تاز برخی مترجمان و نویسندگان و منقّدان ادبی شده که یا به شیوه‌ی برگزاری و نتیجه‌ی داوری جوایز ادبی اخیر، از جمله جایزه‌ی «روزی روزگاری» و «مسابقه‌ی ترجمه‌ی ادبی از زبان فرانسوی به فارسی»، انتقادهای تند و تیز … ادامه

تأثیرگذارترین‌ها بر من

چندان اهل بازی‌های وبلاگی نیستم، ولی وقتی نویسندگان دو دوبلاگ ملکوت و نامه‌های سوشیانت هزارم، دعوتم کرده باشند، ناگزیرم، چند خطی بنویسم، از تأثیرگذارترین‌ها بر من و زندگی‌ام. خوب است که قرار نیست تأثیرگذارترین‌ها لزوماً آدم باشند. و برای خودم هم عجیب است که آدم‌های چندانی بر من و زندگی‌ام تأثیر شگرفی نگذاشته‌اند، چه رسد … ادامه

«بادبادک‌باز» جایگاهی در ادبیات معاصر افغانستان ندارد

رمان «بادبادک‌باز» را، اگر تا کنون نخوانده‌اید، بعید است نامش را نشنیده باشید؛ نخستین رمان خالد حسینی، پزشک و نویسنده‌ی افغان که حدود ۲۶ سال است در امریکا زندگی می‌کند و رمان‌اش که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد، افزون بر فروش چند میلیونی در امریکا، تا کنون در بیش از ۳۵ کشور دنیا، از جمله … ادامه

در متن و حاشیه‌ی روزی روزگاری + پی‌نوشتِ اجباری!

امشب دیگر می‌شود گفت که جایزه‌ی «روزی روزگاری» رسماً به دنیا آمد. سابقه‌ی جایزه‌ی یلدا که مدیا کاشیگر دبیر آن بود، نشان داده بود که پای او اگر وسط باشد، مراسم جایزه حتماً شیک و جشن‌وار برگزار می‌شود، که امشب هم شد؛ حتا اگر این جایزه‌ی ادبی، هدیه‌ی نقدی نداشته باشد و لقبِ گران‌ترین جایزه‌ی ادبی … ادامه

واقعیت‌های توهین‌آمیز یا واقعیت‌های داستانی؟

حسین سناپور: حالا‌ که یعقوب یادعلی بعد از چهل و چند روز بازداشت ناموجه، به‌طور موقت و تا زمان دادگاه‌اش آزاد شده، می‌شود انگار جدای از فرد او، به زمینه‌ها و ریشه‌های سوتفاهمی پرداخت که درباره‌‌ی داستان و احتمال توهین آن به دیگران وجود دارد. چون چنین سوتفاهمی که درباره‌ی‌ «آداب بی‌قراری» یادعلی، یا زمانی … ادامه

یک گفت‌وگوی مفصل بسیار قدیمی با محسن نامجو

نسبت ذهن و زندگی من با ادبیات، موسیقی و سینما این گونه است: ادبیات مرا به جلو می‌راند، موسیقی مرا سرپا نگه می‌دارد و، با سینما استراحت می‌کنم. موسیقی متفاوتِ محسن نامجو برای من حدِ فاصل میان ادبیات و موسیقی‌ است؛ و شاید همین باشد دلیل این که در کنار گوش‌کردن‌های همیشگیِ انواع سنتی و … ادامه

یعقوب یادعلی آزاد شد

فعلاً کوتاه می‌نویسم که: یعقوب یادعلی که به دلیل داستان‌هایش، بیش از ۴۰ روز در یاسوج زندانی بود، ۴ روز پس از رسانه‌ای شدن خبر بازداشت‌اش، امروز آزاد شد و پرونده‌اش نیز به تهران منتقل خواهد شد. قاضی پرونده در یاسوج، امروز صبح، برای او قرار کفالت صادر کرد و اعلام کرد که پرونده‌ی این داستان‌نویس، … ادامه

یعقوب یادعلی، به دلیل داستان‌هایش در زندان است

 یعقوب یادعلی، داستان‌نویس، حدود چهل روز است که به دلیل بخش‌هایی از رمانش «آداب بی‌قراری» و یکی دو دیالوگ از مجموعه‌داستان نخست‌اش «حالت‌ها در حیاط»، در یاسوج زندانی‌ست. اتهام او نشر اکاذیب، توهین و افتراست و دادگاه یاسوج، او را از ۲۴ اسفند ۸۵ (در تمام ایام نوروز تا اکنون) به شکل غیرقانونی بازداشت کرده … ادامه